خاکریز خاکریزی برای دفاع از اسلام ناب محمدی،ولایت مطلقه فقیه،امامت امام خامنه ای،انقلاب اسلامی،نظام اسلامی ،دولت اسلامی و تمدن اسلامی. http://khakriz.mihanblog.com 2017-11-22T20:24:43+01:00 text/html 2012-10-21T18:29:20+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس انتخابات 92 و اهل صبر http://khakriz.mihanblog.com/post/71 <p align="justify"></p><p align="justify"><strong><font color="#cc0000">« وَ لاَ یَحْمِلُ هَذَا اَلْعَلَمَ إِلاَّ أَهْلُ اَلْبَصَرِ وَ <font color="#009900">اَلصَّبْرِ </font>وَ اَلْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ اَلْحَقِّ»</font></strong></p> <p align="justify"><br>شاید همه پیچیدگی عبور از فتنه، در این جمله امیرالمومنین علی(ع) نهفته باشد.این فراز، قسمتی از خطبه‌ای است كه حضرتش پس از اولین جنگ خویش یعنی جمل که&nbsp;اولین كارزارِ داخلی مسلمانان نیز بحساب می اید صورت گرفته است. اگر اتفاقات و فتنه ها سال 88 مرز «<strong>اهل بصر</strong>» را با دگران شفاف کرد، بنظر می رسد اتفاقات منتهی به انتخابات 92، «<strong>اهل صبر</strong>» را از غیر آن خالص خواهد کرد.</p> <p align="justify">در این&nbsp;پیچ تاریخی و شرایط&nbsp;زمانی در برابر اتفاقاتی مانند افزایش فشارهای اقتصادی یا تهدیدات نظامی علیه جریان مقاومت متخلص شدن به <strong>«صبر انقلابی»</strong> تنها راه عبور از پیچیدگی ها وظرافتهای آزموهاست است.&nbsp;برای شفاف شدن مختصات&nbsp;«صبر»&nbsp; (عوام فقط آن را به معنای سکون و سکوت صرف می دانند) که در کنار «بصر»&nbsp;به مومنین قدرت حمل علم ولی امر را می دهد باید سراغ فتنه ها رفت.</p><p align="justify"><strong><font color="#009900">صبر انقلابی یعنی رعایت تقوای مومنین در برابر ضعفهای دوستان و ظرافت در برابر پیچیدگی های دشمنان،<br>صبر انقلابی یعنی محاسبه&nbsp; جهل خود در مقابل ولی،<br>صبر انقلابی یعنی فریب نخوردن رنگ و لعاب سازش.</font></strong></p><p align="justify"><strong><font color="#009900">صبر انقلابی بعنی ...</font></strong></p><p align="justify"><sup><font color="#009900">(برای آشنایی بیشتر با این مفهوم به سخنرانی های با همین عنوان استاد پناهیان مراجعه فرمایید.)</font></sup><strong><font color="#009900"><br></font></strong></p> <p align="justify"><strong>این صبر در برابر آزمون خوف</strong>&nbsp;که بیشترین سهم را در آزمودن مومنین دارد ظهور و بروز پیدا می کند:وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ(سوره بقره/<a title="" href="http://www.qaraati.net/show.php?page=tafsir&amp;numsooreh=2&amp;numayeh=159" target="_blank">تفسیر</a>)</p> <p align="justify"><br>خوف از مرگ و مورد تهدید واقع شدن جان خود و اطرافیان، خوف از دست دادن عقبه مالی و دست رنج ها، بطور کلی خوف از دست دادنها و بدست نیاوردن ها مجموعه ای از این آزمون خوف هستند.صبر خصلتی کلیدی است در دریافت بشارت موفقیت در این آزمونهاست.صبر خصلتی است که، در میان بسیاری از خصال دیگر، مومنین بخاطرآن مورد تحسین ملائکه و میهمان رضوان الهی می شوند:« والملائكة یدخلون علیهم من كل باب سلام علیكم <font color="#993399"><strong>بما صبرتم</strong> </font>فنعم عقبى الدار» (سوره رعد)<br></p> <p align="justify"><br></p> <p align="justify"><strong><font color="#009900">و بشر الصابرین.</font></strong></p> <p align="justify"><font color="#cc0000">+ <strong>پیشنهاد:</strong><a title="" href="http://abbac.persiangig.com/audio/tahajom-raze57.mp3" target="_blank"><font color="#cc0000">کلیپ از استاد پناهیان برای عرضه نداشتن های ما.</font><br></a></font></p> <p align="justify">&nbsp;</p><p></p> text/html 2012-03-30T07:30:27+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس ظرافت در برخورد با دوستان بی ظرفیت http://khakriz.mihanblog.com/post/70 <P align=center><STRONG><IMG border=0 hspace=0 alt="درسهایی از انقلاب" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/new_1/Amir.jpg"></STRONG></P> <UL> <LI> <DIV align=justify><STRONG>در مسیر پالایش انقلاب اسلامی</STRONG></DIV></LI></UL> <P align=justify>انقلاب اسلامی، با گذشت زمان&nbsp; و حرکت در مسیر رشد به سمت جامعه ولایی خالص، در عملیات پالایش خود پیچیدگی هایی را ایجاد می کند که درک مرزبندی ها و پیچ و خم آنها نیاز به عمق معرفتی، بصیرتی و تیز بینی دقیق تری دارد. این چنین در چنین زمانه ای، <STRONG>فتنه ها و شبهات و یا شهوات و بدعت ها</STRONG>، عده ای را زمین گیر می نماید، هر چند همان‌طور که از نبی اکرم اسلام (ص) دستور است: <FONT color=#663366>«لا تکره الفتنه فی آخرالزمان»، از فتنه‌های آخر زمان نباید کراهت داشت</FONT>،زیرا که «فتنه‌های آخر زمان برخلاف فتنه‌های صدر اسلام که هر کدام منجر به شهادت یک امام و عقب افتادن پیروزی جامعه ولایی تا قرن‌ها می‌شدند،» نوعا برای مردمان رشید، منجر به شکفتن گل های عشق و اگاهی و عمل و تسریع در طی مسیر رشد می شود.<BR>اکنون در محیط سیاسی انقلاب اسلامی، جنسی از افراد حضور دارند که در عین اینکه خود را در دایره نیروهای انقلاب اسلامی و حزب الهی ها (و شاید نیروهای اصیل تر و واقعی تر انقلاب!)&nbsp;تعریف می کنند، اما به علت ضعف در بنیان های تئوریک، ریشه های معرفتی و گاه محفوف بودن در <STRONG>عقده های عقیده مند</STRONG> شده، گرفتار تحلیل های نادرست از شرایط و اتفاقات جامعه هستند، لذا در تصمیم گیری ها عجول و سطحی نگرند و دیگران را به کندی و احیانا نفهمی متهم می کند. <BR>جنس برخی از شبهاتی که این روزها این جنس از افراد را از پای انداخته، عدم توانایی درک صحیح از&nbsp;وزن،جهت و پیچیده گی مصلحت در تصمیمات گوناگون است. پاسخ چنین شبهاتی، هر چند دارای جوانب ریز و درشت گوناگونی است، اما از آنجا که می تواند بهانه ای برای شفاف کردن برخی ریشه ها در تصمیم گیری ها و حرکت ها باشد، دارای برکاتی است. حال متناسب با ذائقه این وبلاگ،برگزیده ای از «دفتر درسهایی از انقلاب» ، نوشته علی صفائی حانری، را که بنظرم می تواند کمک خوبی برای درک بسیاری از مناسبتها و کشف ظرافت ها در برخورد با دوستان بی ظرفیت و دشمنان پبچیده باشد، را اینجا می نویسم.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <BR></P> <UL> <LI> <DIV align=justify><STRONG>درس زنده تاریخ</STRONG></DIV></LI></UL><STRONG></STRONG> <P align=justify><BR>صفائی حائری در این نوشته ی خود از «درس زنده تاریخ» سخن می گوید و برای شرح این درس خود، سراغ داستان امیر کبیر&nbsp; که از آن «تاسف و تعجب بسیار برده» می رود زیرا که«مردی با آن هوش و بیداری چگونه به تنهایی می خواهد اقدام کند و در برابر همه چیز بایستد، بدون آنکه چیزی فراهم کرده باشد.» و سپس به سنجش و قیاس اقدامات امیرکبیر، با تصمیمات و حرکات امیر المومنین علی (ع) می رود و این گونه آغاز می کند که&nbsp; « <FONT color=#009900>آنجا که نمی توان هدف را از دست داد، باید آنگونه وسیله فراهم کرد که علی فراهم نمود و گرنه باید آنگونه&nbsp; ذلیل مرد که امیرکبیر، تحمل نمود.</FONT>» او معتقد است،«غرور امیر(کبیر) برهوش او پرده می اندازد و ذلیل کسانی می شود که از ناخن انگشت او هم کمتر بودند،ولی قانون ها را می شناختند و زد و بندها را می دانستند و شیطنت ها را بکار می برند.»<BR>او با آنکه اذعان می کند که:«نمی خواهم امیر(کبیر) همچون رقیبش آقاخان نوری ریشش را آلوده کند و بعد با گلاب بشوید»ولی می گوید«آنجا که می شود مانع ها را دور زد و حتی از آنها وسیله ساخت...چرا به هوش نباشیم و چرا از مانع ها بهره نبریم؟»<BR>او&nbsp; می گوید که شرمش از هوش امیر(کبیر) است که از بکار بردن کلمه «حماقت» برای توصیف اقدامات او باز می دارد، و آن را، این چنین توجیه می کند که در« ایرانی که مغزی پیدا شد و طرح و نقشه ای کشید و امنیت را فراهم نمود و ثروت ها را به جریان انداخت» ، دشمنی که او انگلیس می نامد «برای خریداری او و سپس نابودیش نقشه کشید» و متاسف از این است که« این نقشه با دست غرور امیر و با واسطه ی مادر زنش اجرا گردد.تاسف آور و تعجب بار این است که <STRONG>امیر نیاموزد که چگونه مانع ها را دور بزند ...و آن همه امکان و زمینه را به دست دشمن بدهد.</STRONG>»<BR>او سراغ امیرالمومنین علی (ع) می رود که وقتی در «<STRONG><FONT color=#990000>اوج و اسم و رسمش محروم ماند، آن قدر ظریف کوشید و دقیق پیش آمد که در اوج قدرتش به همان دلیلی که از او بریده بودند(عدالت)، دوباره به سوی او آمدند</FONT></STRONG>.»&nbsp; این در حالی بود که علی (ع) «نه&nbsp; زد و بندی شروع کرده بود و نه از راه غیر حق به حقش نقبی زده بود.» در واقع آنچه اتفاق افتاد این بود که «<FONT color=#009900>علی، مانع ها را دور زد و هنگامی که تنهایی خویش را دید به تولید پرداخت و از ابوبکر پسرش را و از سعد بن عباده پیرش را و از دشمنان خود دوستانش را بیرون کشید و علی که باید نامش در تاریخ می مرد، دوباره به حکومت رسید و تا امروز هم حرفش را و راهش را و فکرش را به ما منتقل کرده است</FONT>»<BR>او در ادامه به نکته دیگری در ظرافت امیر المومنین(ع) اشاره می کند که « <STRONG><FONT color=#000066>علی توانست بدون چشم پوشی از هدف و بدون کمک خواستن از باطل ها، مانع ها را دور بزند و&nbsp; از مانع ها بهره بردارد و همان تبعیض و اشرافیت و اتراف را به عدالت خودش راه بدهد، تا مردم همچون شتران تشنه بر او جمع شوند و بر او هجوم آورند</FONT></STRONG>.»</P> <P align=justify>&nbsp;</P> <UL> <LI> <DIV align=justify><STRONG>عیب خوبها<BR></STRONG></DIV></LI></UL> <P align=justify>وی بعد از شرح این مدل رفتاری علی (ع) که «آن گونه نهضت و حرکت را از بن بست بیرون آورد»، سراغ امیر کبیرها که چون«غرورش او را از پیچ&nbsp; و شکن ها و پیچ و تاب ها باز می داشت» و « آن گونه در بن بست نشست و از دست رفت» می رود و عیب آنها را این گونه بیان می کند:<BR><FONT color=#663366>«این عیب خوب هاست که گردن شق هستند و پیچ و خم ها را طی نمی کنند و همین طور گردن شق می مانندو بیش از چند گام نمی توانند بردارند، که راه های پر پیچ و خم، نرمش و انعطاف و ظرافت می خواهد. نه توقف و نه انحراف که سرنگونی به دنبال می آورد.»<BR></FONT>صفاثی بعد از آنکه می گوید نمی خواهد «امیر(کبیر) را به پفیوزی دعوت کند.»(!) ولی از او دعوت می کند که «حماقت به خرج ندهد و با مانع ها همان طور رفتار کند که سزاوار آنهاست.» زیرا که: «امیر(کبیر) یک مرتبه بدون همدست با همه درگیر، می شود و انگلیسی ها با همه همدستان ریش دار و بی ریش خود با کسی درگیر نمی شدند که از پشت دور می زدند. و نقشه ها را با دست خودی ها و با اختلافی که میانشان می انداختند اجرا می کردند.»همین«زمینه چینی هاست که دشمن را با دست دوست مسلط می کند.آنها <STRONG>که نقشه ندارند همیشه مهره ی نقشه دارها خواهند بود</STRONG>.»<BR>در این مرحله از مبارزه،« <STRONG>هجوم پیچیده و طراحی شده را کسی می تواند جلوگیر باشد که با ظرفیت و پیچیدگی گره خورده باشد و نه هجوم دشمن و نه تحقیر دوست او را بی تاب نکند و بر سطح نلغزاند</STRONG>.» این ظرافت را باید در آشکار و پنهان مراعات کرد.زیرا که این «یا امر خداست و یا عبرت از تجربه هاست» .چنین ظرافتی را البته که باید با دوست و دشمن بکار گرفت، چون « <FONT color=#333399>دوستان بی ظرفیت از دشمن ظریف خطرناک ترند و یا بهتر بگوئیم این دوستان هم از خطرهای این دشمن هستند.</FONT>» و این مرحله ای از مبارزه است که «<FONT color=#cc0000>باید به شهادت رسید و جهاد کرد.</FONT>»<BR>این چنین در مرحله ای از مبارزه که «حفظ نیروهای خودی،جذب نیروهای دشمن و به نفوذ در دشمن و جلوگیری از نفوذ دشمن» مطرح است و «باید <STRONG>مانع ها را دور زد و از آنها وسیله ساخت،که علی از دشمنانش دوستانش را بیرون کشید</STRONG>»،این جاست که «کسانی که این ظرفیت را ندارند و این حساسیت ها را تحمل نمی کنند،نباید اسرار جمع کنند و در هر سوراخی سری فرو کنند.»<BR></P> <P align=justify>+ <A title="" href="http://hoviyyatona.blogfa.com/post-50.aspx" target=_blank>نوری زاد شدن یا نشدن؟ مساله این است!</A><BR></P> text/html 2012-03-19T17:01:57+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس برداشتی که اهل معرفت از عید دارند! http://khakriz.mihanblog.com/post/69 <div style="text-align: justify; "><div style="text-align: center; "><div style="text-align: center;"><img src="http://abbac.persiangig.com/image/new_1/Emam3.jpg" alt="" align="bottom" border="0" vspace="0" hspace="0"><br></div>&nbsp;<br></div>برای حلول سال نوی شمسی، رفتم سراغ خواندن حرفهای حضرت امام(رض) درباره عید و حلول سال نو ، باز هم روح جاری در سخنان امام خدا بود و دیگر هیچ! مناسب دیدم بخش هایی از اون رو اینجا هم برای دوستانم به یادگار ثبت کنم.<br>قبل از اون باید گفت، طبق معمول وقتی در هندسه لغات امام، سرگردان می شوی به دل تنگی عجیبی مبتلی می شوی که از روح خالصانه و عرشی جاری در کلمه کلمه سخنان او ناشی می شود، بدرستی که همان گونه که رهبر و مولایمان امام خامنه ای (زید عزه) فرمودند یاد او <a href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7073" target="_blank" title="">«هرگز از دل ما نخواهد رفت و عزاى او در قلب ما تمام نخواهد شد.»</a><br><br style="font-weight: bold; "><ul><li><span style="font-weight: bold; ">آن عیدی که اسلام تاسیس کرده!</span></li></ul>البته عیدهایی كه اسلام تاسیس فرموده است برداشتهای مختلفی از آن به حسب نظرهای مختلفی كه اهل نظر دارند و به حسب قشرهای مختلفی كه برخورد می‏كنند با آن بسیار مختلف است.<span style="font-weight: bold; "><br><br></span><span style="color: rgb(0, 153, 0);">&nbsp;آن برداشتی كه اهل معرفت از عید می‏كنند، با آن برداشتی كه دیگران می‏كنند بسیار مختلف است. </span>آنها بعد از اینكه در ماه مبارك رمضان آن ریاضتها را می‏كشند و كشیدند،<span style="font-weight: bold; "> <span style="color: rgb(153, 0, 0);">روز عید روز لقای آنهاست</span>، لقا‌الله است آن روز برای آنها. الغیرك من الظهور مالیس لك آنها همه چیز را از او می‏دانند و آن روز را عید می‏كنند برای اینكه بعد از ریاضات یوم ورود است به حضرت. <br><br>و عید قربان را بعد از اینكه تمام عزیزان خودشان را از دست دادند <span style="color: rgb(102, 51, 0);">مهیا برای ملاقات می‏شوند.</span> آن هم ملاقات است بعد از اینكه نفس خودشان را كشتند و هرچه عزیز است در راه خدا از آن گذشتند، <span style="color: rgb(102, 51, 0);">آن وقت است كه روز لقاست.</span>و جمعه هم اجتماعاتی كه مسلمین با هم می‏كنند <span style="color: rgb(102, 51, 0);">مهیا می‏شوند اهل معرفت برای لقاالله. </span><br><br></span><span style="color: rgb(51, 0, 153);">پس برداشت آنها از عید، غیر برداشت ماست و ما هم امیدواریم كه به تبع اولیا خدا به جلوه ای از آن جلوه‏ها برسیم و ذره‏ای از آن معارف در قلب ما واقع بشود</span>. و امیدواریم كه ملت ما همان طوری كه جوانان ما تحول پیدا كردند و راه صد ساله را با یك شب پیمودند، این تحول نصیب ملت ما همه بشود. <br><br>...و من امیدوارم كه این سال بهتر از همه سالها باشد و خداوند همه را توفیق بدهد كه قدر نعمت‏های خدا را بدانند و بدانند كه همه چیز از اوست. اگر همه چیز را از او دانستند دیگر در هیچ چیز ناراحت نمی‏شوند. ناراحتیها برای این است كه انسان از خودش می‏بیند. ما در فقدان عزیزانمان كه ناراحت می‏شویم برای اینكه، اینها را از خودمان می‏دانیم.<br><br>&nbsp;<span style="font-weight: bold; color: rgb(51, 0, 51);">اگر ما همه را از خدا بدانیم و ببینیم كه اینها نعمتی هست كه خدا داده، نعمتی هست كه خدا می‏ برد پیش خودش،<br>&nbsp;شهدا مهمان خدا هستند، <br>اگر اینها را ما واقعا در قلبمان ادراك بكنیم. عید می‏شود برای كسانی كه شهید دارند،<br>&nbsp;عید می‏شود برای كسانی كه مجروح شدند،<br>&nbsp;عید می‏شود برای كسانی كه در راه خدا عزیزان خودشان را از دست دادند،<br>&nbsp;برای اینكه این عزیزان، عزیزان خدا هستند، اینها همه از او هستند. </span><br>و من امیدوارم كه این حس و این ایمان در ما پیدا بشود و تقویت بشود امیدوارم كه این مسلمین به خود بیایند. <br><br>صحیفه امام، ج 18 ص 394 تا 397<br><div style="text-align: center; "><br></div></div> text/html 2011-10-23T04:07:21+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس الطافی در کار است! http://khakriz.mihanblog.com/post/66 <div style="text-align: center;"><br><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://abbac.persiangig.com/image/Mostafa.jpg" alt=""></div><b><div><b><br></b></div>تصویر: </b>تشیع جنازه سید مصطفی خمینی - آبان ماه 56 - نجف اشرف.<div><br></div><div style="text-align: justify;"><b>پانوشت:</b> روح الله، بعد از آنکه مصطفایش که <b>«امید آینده اسلام بود»</b>&nbsp;را از دست داد،گفت «من صبر می کنم،شما هم صبر کنید و صبرتان هم برای خداباشد» .&nbsp;</div><div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;">دیری نگذشت که امت&nbsp;برای این «صبر برای خدای» پیرمرد در تبعید، هزاران نفر از پسران و مردان عزیزتر از جانشان را برای او و راه او، فدا کردند.</div><div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;">پدر در &nbsp;دهم آبان برای شهادت پسرش، در مسجد شیخ انصاری نجف&nbsp;<a href="http://khamenehi.com/print-content?id=13805" target="_blank" title="">بر منبر رفت</a>&nbsp;که...:</div><div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><div style="text-align: justify;"><b><font class="Apple-style-span" color="#330033">اینطور قضایا مهم نیست خیلی</font>،</b> پیش می‏آید.برای همۀ مردم پیش می‏آید.&nbsp;</div><div style="text-align: justify;">و خداوند تبارک و تعالی الطافی دارد ظاهر و الطافِ خفیه.</div><div style="text-align: justify;">&nbsp;یک الطاف خفیه‏ای خدای&nbsp;تبارک و تعالی دارد که ماها علم به آن نداریم، اطلاع بر او نداریم.</div><div style="text-align: justify;">&nbsp;و چون ناقص هستیم از حیث علم،</div><div style="text-align: justify;">&nbsp;از حیث عمل،</div><div style="text-align: justify;">&nbsp;از هر جهتی ناقص هستیم،</div><div style="text-align: justify;">&nbsp;از این جهت در اینطور اموری که پیش می‏آید جزع و فزع می‏کنیم، صبر نمی‏کنیم.&nbsp;</div><div style="text-align: justify;">این برای نقصان معرفت ماست به مقام باری تعالی.&nbsp;</div><div style="text-align: justify;"><font class="Apple-style-span" color="#660000">اگر اطلاع داشتیم از آن الطاف خفیه‏ای که خدای تبارک و تعالی نسبت به عبادش داردو اِنَّهُ لَطیفٌ عَلی عِبادِه</font></div><div style="text-align: justify;">و اطلاع بر آن مسائل داشتیم،</div><div style="text-align: justify;">در اینطور چیزهایی که جزئی است و مهم نیست اینقدر بی‏طاقت نبودیم؛&nbsp;</div><div style="text-align: justify;">می‏فهمیدیم که&nbsp;</div><div style="text-align: justify;"><b><font class="Apple-style-span" color="#666600">یک مصالحی در کار است،</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b><font class="Apple-style-span" color="#666600">&nbsp;یک الطافی در کار است،</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b><font class="Apple-style-span" color="#666600">&nbsp;یک تربیتهایی در کار است....</font></b></div><div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;">«همین . . .»</div></div> text/html 2011-06-22T08:45:42+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس بهشت باید منتظرشان می ماند! http://khakriz.mihanblog.com/post/64 <P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="شهید میدان مین " align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Pole-Ensani.jpg">&nbsp;</P> <P align=justify><FONT color=#000000><STRONG>عکس:محور پاسگاه زید / 27 تیر 1361&nbsp;:</STRONG> نیمه&nbsp; شب یکشنبه 27 تیرماه، گردان های در گیر در مرحله دوم عملیات رمضان به دلیل گذشت زمان و نزدیک شدن صبح، از تعدای از نیروهای داوطلب می خواهند که از میدان مین پیش رو سریع تر گذر کرده و معبری برای عبوردیگر رزمندگان باز کنند. از میان 150 نفر داوطلب به 20 نفر از آنان اجازه ی ورود به میدان مین داده می شود و اغلب این 20 نفر نیز به شهادت رسیدند.(عکس از:<A title="" href="http://shojait.blogfa.com/" target=_blank>+</A>)</FONT></P> <P align=justify><FONT color=#660000><STRONG>بهشت باید منتظر می ماند.</STRONG><BR></FONT></P><FONT color=#990000> <P align=justify><FONT color=#000000>می گن برای یه عده از حاجی هایی که از <FONT color=#006600>«روزهای مقدس»</FONT>&nbsp; فکه ،شلمچه،چزابه و اینجور <FONT color=#006600>«مکان های مقدس»</FONT> به نشانه و یادگار باقی موندند <STRONG>"بوی کباب"</STRONG> یه حس و حال متفاوت از ما مردم این زمانه،&nbsp;برایشون ایجاد می کنه.<BR>گویا! این "بوی کباب" ما! اونها رو یاد یه چیزی یا کسی به نام (پل انسانی)! میندازه.<BR>خودشون می گن که این (همون پل انسانی) یعنی این که چند تا بچه&nbsp; بسیجی برن و خودشون رو تکه تکه کنند. یا نه ، در واقع چند تا بچه&nbsp; بسیجی برن&nbsp;روی مین های موانعی که وسط هیر و بیر عملیات، راه رو بسته بودن و این طوری هم موانع وهم خودشون رو تکه تکه کنند.یا به هر حال یه همچین چیزی! <BR>می گن که عده ی زیادی از بچه ها که از دعوای انتخاب شدن برای پل انسانی موفق فارغ می شدن و بعد دل به دریا می زدن،همون لحظه های اول پیش خدا می رفتن! ولی خوب،یه عده ای هم نه! </FONT><FONT color=#330099>بهشت برای آنها باید کمی انتظار می کشید.</FONT></P> <P align=justify><BR></FONT><STRONG><FONT color=#006600>این چند لحظه ی دنیایی !</FONT></STRONG></P> <P align=justify><STRONG><FONT color=#006600></FONT></STRONG><BR><FONT color=#000000>احتمالا! برای&nbsp;اون عده&nbsp; از بچه های پل انسانی&nbsp; که هنوز پیش خدا نرفته بودن،"درد کشیدن"برای توصیف شرایطشون لغت ریزی به نظر می اومد.از طرف دیگه،&nbsp;اون طوری که میگن باید پل انسانیا خیلی خیلی خاکی تر از بقیه دوستانشون می بودند. چرا ؟<FONT color=#330000> خوب ،چون خاک برای پر کردن دهنی که برای « این چند لحظه ی دنیایی! » باید ساکت بمونه و&nbsp;از درد تکه تکه شدن فریاد نزنه!&nbsp;تا نکنه که عملیات لو بره ، خفن ترین! چیز در دسترس بود، </FONT>اونها هم اون رو&nbsp;از دست نمی دادن. <BR>اما خوب،مسلما برای از بین بردن «بو» تو اون&nbsp; هیر و ویری&nbsp; خاک به درد نمی خورد. برادراشون که نمی تونستن دست از&nbsp;نبرد بکشند و به فکر&nbsp; بوی گوشت سوخته ی برادران خاک بر دهن خودشون باشن.!!!<STRONG>چاره ای نبود پل انسانی ها باید می سوختند و می ساختند!<BR></STRONG>تموم شد به همین سادگی! خوب طبیعیه که این (حاجی) هایی که تو فضای تاریک و&nbsp; پر ازعطر!گوشت سوخته ی بچه ها! مجبور بودن پا به جسم های نیم سوختشون بزارن و اونها رو تنها رها کنند! حتی سالها بعد هم به «بوی کباب»حساس باشند!!! (برداشتی از یادداشت گونه های خاک آلود:</FONT><A title="" href="http://khakriz.mihanblog.com/post/32" target=_blank><FONT color=#000000>+</FONT></A><FONT color=#000000>)</FONT></P> <UL> <LI> <DIV align=justify><FONT color=#663300><STRONG>حرف آخر!</STRONG></FONT></DIV></LI></UL> <P align=justify><FONT color=#663300><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; LETTER-SPACING: normal; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="BORDER-COLLAPSE: collapse; FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 13px; -webkit-border-horizontal-spacing: 2px; -webkit-border-vertical-spacing: 2px" class=Apple-style-span>به قول سید مرتضی آوینی «<STRONG>شهادت تنها مزد خوبان است.»</STRONG>همین!</SPAN></SPAN><BR></FONT></P> text/html 2011-04-14T03:53:14+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس نیروهاى مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند... http://khakriz.mihanblog.com/post/62 <P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Aga.jpg">&nbsp;</P> <P><STRONG><FONT color=#cc0000>حرف اول:این آینده قطعی شماست</FONT></STRONG></P> <P align=justify>من به شما و همه جوانان عرض مى‏كنم كه <FONT color=#6600cc>وعده خدا را باور كنید. </FONT></P> <P align=justify>وعده الهى این است كه اگر اهل حق پاى حقّ خودشان بایستند، حق پیروز خواهد شد.</P> <P align=justify><BR>اگر سختگیرى كنند، آنها ضرر مى‏كنند. اگر فشار وارد بیاورند، آنها ضرر مى‏كنند. اگر حمله كنند، آنها ضرر مى‏كنند؛ چون جوهر ایستادگى و مقاومت در یك ملت، جوهر نفیس و گرانقدرى است. با همین جوهر است كه <STRONG>ملت ایران</STRONG> به فضل پروردگار، با هدایت الهى، با كمكهاى معنوى غیبى و با ادعیّه زاكیّه و هدایتهاى معنوى ولى‏اللَّه‏الاعظم ارواحنافداه <STRONG>خواهد توانست تمدّن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند كند و كاخ با عظمت تمدّن اسلامى را برافراشته نماید.</STRONG> </P> <P align=justify><FONT color=#cc0000>این، آینده قطعى شماست. </FONT></P> <P align=justify><STRONG>جوانان، خودشان را براى این حركت عظیم آماده كنند.</STRONG></P> <P align=justify>&nbsp;<STRONG>نیروهاى مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند.</STRONG></P> <P><BR>بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار ایثارگران، در سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامى‏<BR><A title="" href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2849&amp;q=" target=_blank>29/5/1376</A></P> <P><BR><STRONG><FONT color=#cc0000>حرف دوم:در مبارزات اسلامی،تبیین خیلی اهیمت دارد.</FONT></STRONG></P> <P align=justify><FONT color=#333399>من این را به شما جوانانى كه احساس مسئولیت میكنید، توى پرانتز عرض میكنم كه تبیین خیلى اهمیت دارد.</FONT> در مبارزات اسلامى، در همه حال تبیین - <STRONG>بیان واقعیت و رساندن واقعیت؛ تبلیغ، بلاغ</STRONG> - خیلى اهمیت دارد و این را نباید از دست داد؛ ... روش اسلامى تبیین است و همین تبیین‏ها موجب شد كه انقلاب اسلامى بر بسیارى از این پیش‏زمینه‏هاى تاریخى و تربیتهاى غلط فائق بیاید و فائق آمد.</P> <P><BR>بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى شیراز</P> <P><A title="" href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3431&amp;q=" target=_blank>14/2/1387</A><BR></P> <P><STRONG><FONT color=#cc0000>حرف سوم:باید این مفاد برای مردم بیان شود.</FONT></STRONG></P> <P align=justify>&nbsp;<STRONG>اگر همه ما عاشورایى باشیم،</STRONG> حركت دنیا به سمت صلاح، سریع، و <FONT color=#009900>زمینه ظهور ولى مطلقِ حق، </FONT>فراهم خواهد شد. باید این مفاد براى مردم بیان شود. فراموش نكنید كه هدف امام حسین بیان شود. </P> <P>بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار روحانیون و وعاّظ، در آستانه ماه محرم‏<BR><A title="" href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2752&amp;q=" target=_blank>3/3/1374<BR></P></A> <P><STRONG><FONT color=#cc0000>حرف آخر:سرباز در غیبت.</FONT></STRONG></P> <P align=justify>پروردگارا! ما را مشمول توجّهات و ادعیّه زاكیّه وجود مقدّس ولىّ‏عصر ارواحنا فداه، قرار بده. <STRONG>ما را، <FONT color=#009900>در ظهور و غیبتش، </FONT>از سربازان حضرتش قرار بده.</STRONG></P> <P><BR>بیانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران‏</P><A title="" href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2671&amp;q=" target=_blank> <P>14/3/1372<BR></P></A> text/html 2011-01-15T07:40:53+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس تا یادی از شهدای گمنام باشد... http://khakriz.mihanblog.com/post/61 <P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="تا یادی باشد از شهدای گمنام" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Wallpaper/Logo.jpg">&nbsp;</P> <UL> <LI> <DIV align=right><STRONG><FONT color=#990000>کجایند مردان بی ادعا</FONT></STRONG></DIV></LI></UL> <P align=right><FONT color=#003300>بسمه تعالی</FONT></P> <P align=right><FONT color=#003300>ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم</FONT></P> <P align=right><FONT color=#003300>در مجالس ترحیم و سر قبرم اسمم را ننویسید،عکسم را نزنید</FONT></P> <P align=right><FONT color=#003300>فقط همراه با آیه ای آرم سپاه را رسم کنید<STRONG>تا یادی از شهدای گمنام باشد.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </STRONG>&nbsp;«وصیت نامه شهید»</FONT></P> <P align=right>&nbsp;</P> <UL> <LI> <DIV align=justify><FONT color=#990000><STRONG>کهف گمنامی</STRONG></FONT></DIV></LI></UL> <P align=justify><FONT color=#000000>سر قبرش همین جملات را نوشته بودند با تابلویی که بجای عکس شهید،آرم سپاه در آن خودنمائی می کرد. روی قبر مطهرش هم در کنار آرم سپاه نوشته بود:محل شهادت:نقده،تاریخ شهادت:22فردوردین ماه66،<STRONG>فقط همین.</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#000066>یاد آوینی بخیر آنجا که می گوید:</FONT></P> <P align=justify>«تقدیر حقیقی جهان در کف مردانی است که پروای نام ندارند. <FONT color=#330033><STRONG>آنان از گمنامی خویش کهفی ساخته‌اند</STRONG> </FONT>و در آن پناه گرفته‌اند.کهفی که آنان را از تطاول دهر مصون خواهد داشت. اصحاب کهف خود را از تعلقات رهانده اند و اینچنین، ننگ تعلقات نیز دامان آنان را رها کرده است.»</P> <P align=justify>آری،آوینی خوب فهمیده بود که «<STRONG><FONT color=#330033>تاریخ سازان آینده انسان همه گمنامند</FONT></STRONG>.»اوکه سال ها گمنامانه و غریبانه فتح را برایمان روایت کرده بود خوب می دانست که:«گمنامی برای شهرت پرستها دردآور است اگرنه، همه اجرها در گمنامی است.».</P> <P align=justify>حتما آوینی اکنون،بعد از شروع مسافرت آسمانی اش از قرارگاه عشق فکه،بخوبی می دید که:«(شهدا و رزم آوران دلاور) <FONT color=#330033><STRONG>اگرچه در زمین گمنام هستند،</STRONG> </FONT>اما در آسمان، در بلندترین معارج جبروتی، میان عرش‌نشینان کسی از ایشان مشهورتر نیست و آنچنان که در احادیث گفته‌اند شأنشان شأن انبیاست.»</P> <UL> <LI> <DIV align=justify><STRONG><FONT color=#660000>امان از زمان آخر:</FONT></STRONG></DIV></LI></UL> <P align=justify>و اما اکنون&nbsp;کاش بخوبی دریابیم&nbsp;رمز چنین گمنامی در&nbsp;قیام لله&nbsp;و برای انجام کار خداست،کاش بخوبی این سخن&nbsp;اماممان را آویزه گوشمان قرار دهیم،کاش...:</P> <P align=justify><STRONG><FONT color=#333399>اگر انسان براى شهوات نفسانیه قیام بكند ، و براى خدا نباشد ، این كارش ،، به‏جایى نمى‏رسد این كارش، بالاخره فشل مى‏شود .چیزى كه براى خدا نیست ، دوام نمى‏تواند داشته باشد .&nbsp;&nbsp;&nbsp; حضرت امام خمینی (ره)</FONT></STRONG></P> <P align=justify></P> <P align=center><A title="" href="http://abbac.persiangig.com/image/Wallpaper/Yad-wide.jpg" target=_blank><IMG border=0 hspace=0 alt="تا یادی از شهیدان گمنام باشد" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Wallpaper/Yad-wide%20%5B320x200%5D.jpg"></A><BR>&nbsp; </P> <P align=center>.کاغذ دیواری از قبر شهید در اندازه wide.</P> <P align=center><A title="" href="http://abbac.persiangig.com/image/Wallpaper/Yad.jpg" target=_blank><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Wallpaper/Yad%20%5B320x200%5D.jpg"></A></P> <P align=center>.کاغذ دیواری از قبر شهید در اندازه معمولی</P><A title="" href="http://abbac.persiangig.com/image/Wallpaper/Yad2.jpg" target=_blank> <P align=center>+عکسی دیگری از قبر شهید</P></A> text/html 2010-11-18T09:38:59+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس در صحنه بمانید... http://khakriz.mihanblog.com/post/60 <P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Imam-Khamenei-Fetneye-88.jpg"></P> <P align=justify>&nbsp;</P> <UL> <LI> <DIV align=justify><STRONG><FONT color=#660000>می خواستند ایران را تسخیر کنند...</FONT></STRONG></DIV></LI></UL> <P align=justify>در میدان سیاسى، <STRONG>فتنه‌ى سال 88 را جوانهاى ما خواباندند.</STRONG> بیش از عوامل گوناگون دیگر، جوانهاى ما، <STRONG>همین شما دانش‌آموزها،</STRONG> <STRONG>همین شما دانشجوها</STRONG> نقش داشتید؛ والّا فتنه، فتنه‌ى بزرگى بود. </P> <P align=justify>من به شما عرض كنم؛ چند سالى كه بگذرد، آن وقت قلمهاى بسته شده‌ى آگاهان بین‌المللى روان خواهد شد، باز خواهد شد، خواهند نوشت. ممكن است من آن روز نباشم، اما شماها هستید؛ <STRONG>خواهید شنید، خواهید خواند كه چه توطئه‌ى بزرگى پشت فتنه‌ى سال 88 بود. این فتنه خیلى چیز مهمى بود، قصدشان خیلى قصد عجیب و غریبى بود؛ در واقع میخواستند ایران را تسخیر كنند.</STRONG></P> <P align=justify>ینهائى كه عامل فتنه بودند - توى خیابان، یا بعضى از سخنگویانشان - اغلب ندانسته وارد این میدان شده بودند؛ اما دستهائى اینها را هدایت میكرد، نمیفهمیدند. حالا این كه چطور بعضى‌ها وارد این میدان شدند، چطور ندانسته به دشمن كمك كردند، خودش تحلیلهاى دقیق روانشناختى دارد؛ <STRONG>اما واقعیت قضیه این است كه عرض كردم. این مسئله خیلى كار بزرگى بود؛ این كار را شما جوانها به سامان رساندید.</STRONG></P> <UL> <LI> <DIV align=justify><STRONG><FONT color=#660000>توى صحنه بمانید عزیزان من</FONT></STRONG></DIV></LI></UL> <P align=justify><STRONG>توى صحنه بمانید عزیزان من! كشور مال شماست.</STRONG> این قله‌هائى كه قبلاً گفتم، متعلق به شماست. در دورانى كه شما به كمال سنى رسیدید، ان‌شاءاللَّه این قله‌ها را خواهید دید و براى ملت خودتان افتخار خواهید آفرید. البته هیچ حركتى هرگز تمام شدنى نیست. حركت به سمت قله‌ها همچنان ادامه دارد و هیچ وقت متوقف نمیشود. مهم <STRONG>این است كه یك ملت یاد بگیرد، عادت كند و براى حركت به سمت كمال و تعالى، عزم راسخ كند. این عزم نبایستى هیچ وقت سستى پیدا كند.</STRONG></P> <P align=center><FONT color=#330099>«منتخبی از بیانات امام خامنه ای در دیدار با دانش آموزان 12آبان ماه 1389»</FONT></P><STRONG><FONT color=#cc0000><A title="" href="http://abbac.persiangig.com/audio/Imam%20Khamenei%20-%20Dar%20Sahne%20Bemanid%20-%20khakriz.mihanblog.com.mp3" target=_blank> <P align=center><STRONG><FONT color=#cc0000>دریافت کنید: کلیپ این بخش از بیانات معظم له با اندازه 533کیلوبایت</FONT></STRONG></P></A></FONT></STRONG> text/html 2010-08-05T11:48:45+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس زمان،زمان امتحانهاست! http://khakriz.mihanblog.com/post/59 <P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Zaman(Khakriz).jpg"></P> <P><FONT color=#333399>حرف اول:</FONT></P> <P>امام خمینی:<SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span><STRONG>"پنجاه سال عبادت كرده اید و خدا قبول كند، یك روز هم یكی از این وصیتنامه‏ها را بگیرید و مطالعه كنید و تفكر كنید"</STRONG></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span><FONT color=#333399>حرف دوم:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span>از وصیتنامه شهید مهدی قربانی از شهدای شلمچه:</SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span><FONT color=#660000><STRONG>اگر بنده شهید شدم روی قبرم نام <FONT color=#006600>بسیجی</FONT> را بنویسید.</STRONG></FONT></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span><FONT color=#660000><STRONG>چون به بسیجی ها خیلی علاقه دارم.</STRONG></FONT></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span><FONT color=#660000><STRONG>زمان <FONT color=#006600>،زمان امتحانهاست.</FONT></STRONG></FONT></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span><FONT color=#660000><STRONG>زمان،<FONT color=#006600>زمان گلچین شدنهاست.</FONT></STRONG></FONT></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span><FONT color=#660000><STRONG>و خلاصه زمانها و دقایق،لحظاتی هستند که می شود به آنها <FONT color=#006600>قسم</FONT> خورد.</STRONG></FONT></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span><FONT color=#333399>حرف آخر:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span>پیامی برای دیروز،امروز و فردای ما.</SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span>همین.</SPAN></SPAN></P> <P><SPAN style="WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT: medium 'Times New Roman'; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; -webkit-text-decorations-in-effect: none; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px" class=Apple-style-span><SPAN style="TEXT-ALIGN: justify; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-SIZE: 12px" class=Apple-style-span><STRONG></STRONG></SPAN></SPAN>&nbsp;</P> text/html 2010-07-09T03:14:41+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس رسول می ماند و تنهایی! http://khakriz.mihanblog.com/post/58 <P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="رسول می ماند و تنهایی...برگزیده از متاب نامه های بلوغ استاد صفائی حائری" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Rasol-Web-2.jpg">&nbsp;</P> <P align=justify>حرف اول این که سلام،برای این روزها قسمتی از یکی از نامه های کتاب نامه های بلوغ استاد صفائی حائری را برایتان می آورم،نامه ای که استاد در آن می کوشد تا بگویدچرا «<FONT color=#663333>پس از عزت ها و گذشت ها،ذلیل و زمین گیر می شویم و از دین دست بر می داریم و به هدف پشت می کنیم و از راه چشم می پوشیم و اگر استقامت کنیم،به زندگی آزاد و راحت باز می گردیم و از <STRONG>دین</STRONG> و <STRONG>هدف</STRONG> و <STRONG>راه</STRONG> و <STRONG>رفتن</STRONG>، حتی حرفی هم نمی زنیم</FONT>.»قسمتی از نامه ای که در آن از غربت های رسول سخن می گوید:</P> <P align=justify><FONT color=#330033 size=2>من مدت هاست که به دو غربت رسول خدا فکر می کنم،</FONT></P> <P align=justify><FONT color=#330033 size=2>یکی آن جا که همراه خدیجه و علی،در کوچه های گرم مکه قدم می زد و خاشاک راه و اهانت بام و هجوم تمسخر بچه های مکه را زیر پا می گذاشت و به فکر <STRONG>دل های طالب</STRONG> و <STRONG>تسلیم های آگاهی</STRONG> بود، که در میان<STRONG> مرده ها</STRONG> و <STRONG>کورها</STRONG> و <STRONG>کرهای فراری</STRONG> نهفته بودند و امانت رسالت او را، به دوش جان می گرفتند و تا دورها می بردند.<BR></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#330033 size=2>و دیگر ،آن جا که در بستر وفات،در حجره ی مدینه افتاده بود.باز هم همراه علی و این بار فاطمه&nbsp; می خواست تا هدایت نسل های بعد را تضمین کند و آن ها را با کتاب و عترت هم پیمان سازد،که فریاد برداشتند و نگذاشتند و رسول روی برگرفت و تنها،در میان گلوگاه و سینه علی جان داد.<BR></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#330033 size=3><EM><FONT size=2>این غربت دوم،غربت سنگینی است</FONT>.</EM></FONT></P><FONT color=#330033> <P align=justify><FONT size=2>پس از سالها تلاش و رنج و کاشتن در کویر و شکفتن گل های عشق و اگاهی و عمل،اکنون رسول می نگرد که یاران اودر خاک های مدینه،در همین کناره های بدر و احد و خیبرو آن دورترها و دورترها آرمیده اند و تمامی رسالت او را جز علی برادر او و جز فاطمه کوثر او کسی برنمی دارد. واز یاران ،حتی ابوذر و سلمان هم ساعت و ساعت هایی گرفتار می شوندو تنها مقداد می ماند.</FONT></P> <P align=justify><BR><FONT size=2>راستی که،چه غربت سختی است!</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>دوستان را یا <STRONG>مرگ</STRONG> می گیرد و <STRONG>شهادت</STRONG> می برد </FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>و یا <STRONG>فتنه ها</STRONG> و <STRONG>شبهات</STRONG> و <STRONG>شهوات</STRONG> و <STRONG>بدعت ها</STRONG> زمین گیر می نماید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>و <STRONG>مشکلات</STRONG> و <STRONG>مصیبت ها</STRONG> از پای می اندازد </FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>و رسول می ماند و <FONT color=#990000>غربت غریب تنهایی و نه تنهایی،</FONT></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>&nbsp;که یاران برگشته اند و مرتد شده اند </FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>و به تعبیر خدا:«انقلبتم علی اعقابکم...»(آل عمران،144)</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>برگذشته های بازگشته اند</STRONG> </FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>و از <STRONG>راه رفتن</STRONG> دست کشیده اند...&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <SUP>«نامه های بلوغ؛صفائی حائری،ص 147»</SUP></FONT></P> <P align=justify><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Nabi.jpg"></P></FONT> text/html 2010-06-27T15:24:33+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس در باب شبیخون روانی http://khakriz.mihanblog.com/post/57 <P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="شهید بهشتی" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/shahid-Beheshti-khakriz.jpg">&nbsp;</P> <P>&nbsp;</P> <UL> <LI><FONT color=#330033>این خلاصه ای از&nbsp;مقدمه یک مقاله است که مدتی قبل برای چاپ&nbsp;به یکی از مجلات دادم.فعلا این جا می زارمش تا بعد.(منابع در اصل مقاله موجود است!)</FONT></LI></UL> <P align=justify><STRONG><FONT color=#006600>«من فکر می‌کنم جامعه ما باید برای نه تنها مبارزه با هجوم نظامی دشمن خودش را بسیج کند و ارتش 20 میلیونی به وجود بیاورد، بلکه باید برای مقابله با <FONT color=#990000>«هجوم روانی دشمن»</FONT> خودش را بسیج کند.» «شهید بهشتی »</FONT></STRONG></P> <P align=justify><BR>&nbsp;جملات فوق، بخشی از متن مصاحبه شهید بهشتی در گفتگو با روزنامه کیهان، در 19مهرماه59 است. اکنون پس از چند دهه، در روزهای پس از اتفاقات و اغتشاشات تهران،&nbsp; به خوبی می‌توان لمس کرد که یکی از مهمترین ساحت‌های دفاع از انقلاب اسلامی مربوط است به بحث <STRONG>«دفاع روانی»</STRONG> از سطوح مختلف جامعه در برابر عملیات و حمله روانی دشمن .</P> <P align=justify><FONT color=#006600><STRONG>«شبیخون روانی»</STRONG> </FONT>که همچون&nbsp; شبیخون فرهنگی در رتبه اول، مسئولان و خواص نظام را هدف‌گیری کرده است، می‌کوشد اولاً به <FONT color=#000066><STRONG>مهندسی رفتار نخبگان و ثانیاً رفتار عموم مردم از طریق «تله‌های روانی»</STRONG>&nbsp;</FONT> بپردازد.</P> <UL> <LI> <DIV align=justify><STRONG>بسیج دفاع روانی</STRONG></DIV></LI></UL> <P align=justify>این همان <STRONG>«میدان نبرد نرمی»</STRONG> است که شهید بهشتی در مورد آن با عنوان لزوم <STRONG>«دفاع روانی از جامعه»</STRONG> آن‌هم در <STRONG><U><FONT color=#990000>«مدل جدیدی چون بسیج و با تکیه و اعتماد بر مردم»</FONT></U></STRONG> سخن می‌گوید.</P> <P align=justify>&nbsp;اکنون پس از آشکار شدن نقش عملیات روانی در ایجاد گرد و غبار در جامعه و پوشاندن حقیقت‌ها و ایجاد شک و شبهه، توجه نخبگان و مدافعان نظام بیش از پیش به عملیات روانی و جنگ نرم معطوف شده و در واقع، <STRONG>می‌توان این سال ها را، سالهای <FONT color=#333399>«دفاع مقدس روانی»</FONT> نامید</STRONG> بی شک پرداختن به این ایده بیش از پیش اهمیت خود را نشان می دهد.<BR>شیاطین عالم در میدان نبرد نرم با جبهه توحید، با گردآوری تجربیات خود در این حوزه که سابقه‌ای به بلندای روزهای حبوط آدم بر زمین دارد و نیز سنجش واکنش‌های نظام اسلامی در برابر بحران‌هایی چون 18 تیر و جمع‌بندی و بومی‌سازی «مکرهای» خود در کشورهای مخمل‌زده و&nbsp; پس از گذار از تهاجم فرهنگی به ناتوی فرهنگی، اینک آنان <STRONG><FONT color=#663333>«عملیات روانی» را به عنوان یکی از مؤثرترین کاتالیزورها در جنگ نرم و قوام و غلظت‌دهنده جریان لایه اجتماعی سکولار و غربی</FONT></STRONG> در اختیار گرفته‌اند. </P> <UL> <LI> <DIV align=justify><STRONG>توهم غلظت</STRONG></DIV></LI></UL> <P align=justify><BR><FONT color=#330033>در صورت‌بندی ناتوی فرهنگی، باید طبقه فکری نویی در ایران سر بر می‌آورد تا با <FONT color=#6600cc>«نامرئی سازی روند استعمار»</FONT> در یک جنگ استراتژیک نرم، بتواند راهبرد ناکام «فروپاشی ایدئولوژیک جامعه ایران» را احیاء کند،</FONT></P> <P align=justify><FONT color=#330033><STRONG>&nbsp;</STRONG></FONT><FONT color=#330033><STRONG>اما غرب با توجه به رقیق بودن این لایه در سطوح اجتماعی جامعه و عدم امکان کسب قدرت آن در اوضاع و احوال طبیعی، از ضمایمی همچون «عملیات روانی» در جهت ایجاد توهم غلظت و ... بهره برد.<BR></STRONG></FONT>&nbsp;عملیات روانی با هدف قرار دادن باورها، اندیشه‌ها، اعتقادات و تمایلات گروه هدف می‌کوشد از یک سو با ترفند ایجاد <STRONG>ناامیدی و حتی نفرت</STRONG> نسبت به آنچه هست و از سوی دیگر، هم‌زمان یا پس از آن، با ایجاد رغبت و پذیرش نسبت به داده‌ها و نظرگاه تعیین شده کنشگران خود به اهدافش دست یابد.<BR>و این چنین، به ویژه پس از ایفای نقش گسترده رسانه‌ها در اتفاقات تهران،&nbsp;لزوم پرداختن به حوزه دفاع روانی به خصوص در حوزه رسانه&nbsp;و دفاع در برابر هجوم روانی دشمن باید به خوبی برای تک تک آحاد مردم شفاف شده باشد.</P> text/html 2010-05-10T18:05:53+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس درباره حجاب و عفاف http://khakriz.mihanblog.com/post/56 <P align=right>اول)صلی الله علیک ایتها الصدیقه الشهیده</P> <P align=right>دوم)حالا که کمتر فرصت می کنم خاکریز رو با یادداشت های مفصل،بروز کنم تصمیم گرفتم با یادداشت های کوتاه و البته گاه بلند آن را بروز کنم.همین!بسم الله الرحمن الرحیم</P> <P style="DIRECTION: rtl" align=right>سوم)مدتی است که بحث حجاب و عفاف در جامعه&nbsp;زیاد مطرح می شود&nbsp;،این یادداشت در این باره است!</P> <P style="DIRECTION: rtl" align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Leader2.jpg"></P> <P align=justify><STRONG>حرف اول)امامت امت</STRONG></P> <P align=justify>از&nbsp;احادیث ائمه معصومین&nbsp;استفاده می شود&nbsp;که <STRONG><FONT color=#330033>تاثیر و پیوند «ولایت» بر انسان بیشتر از «ولادت» است.</FONT></STRONG>از این جاست که مایی که&nbsp;ادعا داریم تحت ولایت «فاطمه زهرا(س)» هستیم می توانیم او را «مادر»&nbsp;فریاد کنیم.</P> <P align=justify>اما این نکته،چه ارتباطی با حجاب و عفاف دارد.</P> <P align=justify>خوب تقریبا ساده اس،وقتی عده ای <STRONG>در ولایت امر خودشون دچار شک و تردید می شوند و عده ای از امت ،امام حق رو گم می کنند </STRONG>و تحت زعامت ولایت و امامت&nbsp;باطل در می آیند شما نباید از آنها انتظار داشته باشید که بر مرام&nbsp;والد خود بگردند و یا&nbsp;بینش و منش حق مدار داشته باشند.آنان بر مدار والی و امام خود و بر محور باطل خواهند چرخید.ولایت و امامت خامنه ای،ظل و سایه ای است از ولایت سبب اتصال زمین و آسمان حضرت حجت (عج). و این چنین کسی که از ولایت خامنه ای بریده است در واقع از مسیر اتصال به آسمان بریده است.و تو اگر می خواهی او را آسمانی کنی باید اهل ولایتش کنی. <STRONG><FONT color=#006600>به زبان ساده تر&nbsp; مهم ترین و بنیادی ترین راه حل موضوع حجاب و عفاف،حل مشکل ولایت یابی،امام شناسی و&nbsp;ولایت پذیری عده ای از امت است.</FONT></STRONG>یاد شهید آوینی به خیر انجا که می گفت:</P> <P align=justify>صدای من که بجایی نمی رسد،اما اگر می شد برسد می گفتم باید در این مملکت برای نفوذ گسترده تر رای ولایت تلاش کرد و نباید گذاشت که اوامر آقادر پیچ و خم توجیهات و تفسیر های غلط،معطل بماند.</P> <P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Aviny2.jpg"></P> <P align=justify><STRONG><FONT color=#660000>حرف دوم)جنگ نرم بازی</FONT></STRONG></P> <P align=justify>از طرفی هم این امامت شناسی و ولایت پذیری در مرتبه اول&nbsp;باید در بین پاره ای از وجودامت حزب الله نو،احیا و تقویت&nbsp;شود.امت حزب الله نو ضمن رویش ها ی خود که توانسته در برابر زر،زور و تزویر استعمار فرانوی بیرونی و استکبار داخلی(!)،استقامت&nbsp; کند،گرفتار عده یا طبقه ایی است که نه انقلابی هستند نه نیستند.نه&nbsp;اهل جهادبر سر عقیده هستند و نه نیستند.نه سنگرها و خاکریز ها&nbsp;را در دست دارند نه ان را ترک کرده اند. نه اهل ترک رفاه برای مبارزه هستند و نه نیستند.&nbsp;و این چنین روحیات استعماری و بنی اسرائیلی را با قیافه ها و ادبیات و جملات ضاهرالصلاح،در کالبد جریان امت حزب الله نو&nbsp;تزریق&nbsp;می کنند.همینان فرمایشات امام خامنه ای را به بازی&nbsp; گرفتند و بعد از تهاجم فرهنگی بازی و ... حال رسیده اند به <STRONG><FONT color=#990000>جنگ نرم بازی!...</FONT></STRONG>بهرحال تو خود حدیث مفصل خوان از این مجمل...الغرض...حرکت به سمت جامعه اسلامی کامل راه حل ساده ای دارد تنها انگیزه می خواهد و عمل،تنها تیری می خواهد از صدر انقلاب به قلب های مدرن شده عده ای از امروزیان:</P> <P align=justify>ما هنوز تا یک جامعه کاملا اسلامی که نیک بختی دنیا و آخرت مردم را به طور کامل تامین کند و تباهی و کج روی و ظلم و انحطاط را ریشه کن سازد،فاصله زیادی داریم.این فاصله،باید باهمت مردم و تلاش مسئولین طی شود و پیمودن آن با همگانی شدن امر به معروف و نهی از منکر آسان گردد. <A title="" href="http://www.fetyan.net/newsdetail-56-fa.html" target=_blank>امام خامنه ای - 1369-جزوه رستاخیز شکفت انگیز</A></P> <P align=justify>بزبان ساده تر،باید کت شلوارهای شیک روشنفکری ،که مرز ما و دگران را کم رنگ می کنند را از تن فکر و منش خود بیرون <STRONG>اوریم،باید پیراهن هایمان را دوباره روی شلوارهایمان بیاندازیم</STRONG>&nbsp; و فضیلتهای فراموش شده ای چون امر به معروف و نهی از منکر را فریاد بزنیم که عده ای از امت گرفتار درسطوح مختلف&nbsp;ولایت باطل&nbsp;،شاید بین«ما هستیم»&nbsp;و&nbsp;«ما بیشماریم» صادق و کاذب فرقانی قائل شوند.</P> text/html 2010-03-05T15:09:49+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس بوی سیب http://khakriz.mihanblog.com/post/55 <P><A title="" href="http://abbac.persiangig.com/image/Sang-Tabarok.jpg" target=_blank></A></P> <P align=center><A title="" href="http://abbac.persiangig.com/image/Sang-Tabarok.jpg" target=_blank><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/Tandis.jpg"></A></P> <P>نوشتن در مورد یک قطعه سنگ&nbsp; سخته، مخصوصا این که زیر اون نوشته باشه:<BR><STRONG><FONT color=#ff0000>این قطعه سنگ تبرکی از سال 1332 تا 1388بالای سر مرقد اباعبد الله الحسین (ع) بوده است.</FONT></STRONG></P> <P><STRONG><FONT color=#ff0000><BR></FONT></STRONG>این قطعه سنگ تبرکی، نگین تندیسی بود که از طرف مسابقه سراسری وبلاگ نویسی <STRONG>«بوی سیب»</STRONG> که از طرف رادیو معارف برگزار می شد بخاطر <STRONG><FONT color=#009900>«رتبه اول بخش پادکست»</FONT></STRONG> بهمراه فیش سفر کربلا،خداوند نصیبم کرد.</P> <P>من نوعا تو این جور مسابقات شرکت نمی کردم ولی نمی دونم چه جور شد که وقتی تبلیغات اینترنتی و تلویزیونیه بوی سیب&nbsp;رو دیدم یه جوش و خروشی! تو دلم افتاد که تو این مسابقه شرکت کنم. اونم تو بخش پادکستی(رادیوی اینترنتی)&nbsp;که <STRONG>هیئت داورانش جزو تهیه کننده ها رادیو بودن!</STRONG></P> <P>بعد از مدتها وقتی قبل از برگزاری اختتامیه با هام تماس گرفتن و گفتن اگه برنده سنگ تبرکی بشی چی کارش می کنی؟گفتم که «اگه کوچیک باشه همیشه همراهم نگه می دارم اگه بزرگ باشه می زارمش جایی که همیشه ببینمش!»<BR>ولی حالی که این قطعه سنگ تبرک رو گرفتم حس می کنم خیلی بزرگتر از این حرفاس!<BR>شاید عجیب باشه که بگم دیگه <STRONG>این قطعه سنگ عضوی از خانواده ما شده!<BR></STRONG>&nbsp;عضوی که نماد بلندی&nbsp; است از حریم مقدسی که شفاخانه دلهاست!</P> <P>&nbsp;<FONT color=#003300>عضوی که یادآورنده حریمی است که آرامش دلهاست!</FONT></P> <P><FONT color=#003300>نشانی از حریمی که مخزن درد دلها ، قوت گرفتن ها و مسیر و کشتی نجات است.<BR>عضوی که پنجاه سال مهمان حسین و زوار حسین بوده!</FONT></P> <P><FONT color=#003300>مهمان حسین و زوار عرشی و فرشی حسین!</FONT></P> <P><FONT color=#003300>&nbsp;حس بسیار خوبی است در کنار او زندگی کردن!</FONT></P> <P><FONT color=#003300>یک عضو محبوب خانواده!چه قاصد پیام اور خوبی!چه&nbsp;بوی خوبی!بوی سیب</FONT></P> <P>والسلام</P> <P>یا&nbsp;حسین(ع)...<STRONG>و تا کربلا....</STRONG></P> <P><BR>من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم<BR>لطفها می کنی ای خاک درت تج سرم&nbsp; </P> <P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://abbac.persiangig.com/image/bayad-Estad.jpg"></P> <P align=center><A title="پادکست باید ایستاد" href="http://abbac.persiangig.com/audio/Bayad%20Estad-www-khakriz-mihanblog-ir.mp3" target=_blank>دانلود کنید پادکست «باید ایستاد»</A></P> <P align=center><STRONG>رتبه اول پادکست عاشورایی مسابقه وبلاگ نویسی بوی سیب</STRONG><BR></P> text/html 2009-05-09T14:57:51+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس اصلاح الگوی رای http://khakriz.mihanblog.com/post/54 <P dir=rtl align=center><IMG alt="" hspace=0 src="http://abbac.persiangig.com/image/Emam-Sakhti-Web-2.jpg" align=baseline border=0></P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P align=justify><BR>&nbsp;<FONT color=#663300><FONT size=2>«چه كسى است كه نداند مردم عزیز ما در سختى هستند <STRONG><FONT color=#000000>و گرانى و كمبود بر طبقه مستضعف فشار مى‏آورد،</FONT></STRONG> ولى هیچ كس هم نیست كه نداند<FONT color=#000000> <STRONG>پشت كردن به فرهنگ دوَل دنیاى امروز و پایه‏ریزى فرهنگى جدید بر مبناى اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامى با امریكا و شوروى</STRONG></FONT>، <STRONG><FONT color=#003300>فشار و سختى و شهادت و گرسنگى</FONT></STRONG> را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب كرده‏اند و بهاى آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار مى‏كنند.»</FONT>&nbsp;&nbsp;<SUP>(صحیفه امام/ج‏21 /ص325)</SUP></FONT></P></BLOCKQUOTE><SUP><FONT color=#663300></FONT></SUP> <P dir=rtl align=justify><BR>این جملات،که در ادامه نیز به فرازهای مهم دیگری از آن&nbsp; خواهیم پرداخت،مربوط است به پیامی که حضرت امام در آخرین ماههای عمر مبارکشان در دوم فروردین 68مصادف با نیمه شعبان خطاب به مهاجرین جنگ تحمیلی&nbsp; بیان نموده اند.<BR>در همین اول کلام باید روشن شود که مسلما این جملات معنای بی توجهی به معیشت مردم را هرگز نمی تواند بدهد،آن طور که چنین&nbsp;شبهه ای&nbsp;برای کسانی که با سیره عملی و اندیشه ای حضرت امام آشنایند هرگز وجود ندارد:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px" align=justify><BR><FONT color=#330000>زمستان سال 62 بود،زنگ زدم دفتر امام پرسیدم چرا ملاقات های امام قطع شده است؟گفتند امام که شنیدند، <STRONG>غرب کشور نفت کمیاب شده،</STRONG> دستور دادند <STRONG>بخاری های جماران</STRONG> را خاموش کنند و به شدت سرما خورده اند.&nbsp;&nbsp; (مهر و قهر،ص107)</FONT></P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px" align=justify><BR><FONT color=#330000>ما آن روز عید داریم که مستمندان ما ،مستضعفان ما، به <STRONG>زندگی صحیح رفاهی و به تربیت های صحیح اسلامی – انسانی</STRONG> برسند(صحیفه امام ج 15 )</FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl align=justify><BR>و بعد در این روزهای انتخابات به نظر می رسد یکی از مواردی که مورد اغفال قرار گرفته است در نظر گرفتن این <STRONG>«جامعیت»</STRONG> در بیان ایده های مدیریت کشور است . <STRONG>تکیه صرف بر آمار های اقتصادی</STRONG> دامی است که در سرانجام بازی باخت برای گفتمان انقلاب اسلامی در برابر فرهنگ سلطه می باشد و رهایی از این دام یگانه راه تکامل&nbsp; و رمز استقامت ما در راه کسب استقلال و عزت ملی است:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P align=justify><BR><FONT color=#330000><STRONG>رمز پیروزی ما در این است که خود را از <FONT color=#003300>«دیکتاتوری اقتصاد»</FONT> رها کنیم ...</STRONG> .دشمن نیز بر این واقعیت به خوبی آگاهی دارد و می داند که<FONT color=#660000><STRONG> شکست ما آنجاست که اقتصاد بتواند بر سایروجوه زندگی ما غلبه پیدا کند</STRONG> </FONT>و اگر این چنین نبود و دشمن بر این حقیقت وقوف <STRONG>نداشت،بدون شک همه تلاش خود را در این جهت تمرکز نمی بخشید...<FONT color=#cc0000>آنها می خواهند&nbsp; با اقتصاد بر اعتقاد ما غلبه کنند</FONT></STRONG><FONT color=#cc0000> </FONT>و انصافادر دنیای امروز، اگر هم راهی برای غلبه بر ایمان و اعتقاد وجود داشته باشد همین است و لاغیر. <SUP>(شهید آوینی – مقاله دیکتاتوری اقتصاد)</SUP></FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl align=justify><BR>گرم شدن در بحث «افزایش فلان آمار اقتصادی» در واقع در برخی مواقع گرم شدن در کلید واژه های توسعه لیبرال است . کسی در اهمیت مساله معیشت شکی ندارد:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px" align=justify><BR><FONT color=#330000>رمز پیروزی ما استقامت است.کسی تردید ندارد که محتوی آن ضرب المثل مذکور-آدم گرسنه دین و ایمان نمی شناسد-اکثرا درست است اما این دستور قرآنی که ما را به استقامت در شعب ابی طالب فرا می خواندآمده است <STRONG>تا ما را از زمره آن اکثریت خارج کند.</STRONG></FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl align=justify><BR>اما مساله اینجاست که خواستگاه معیشتی گفتمان اسلام ناب متفاوت از سایر بستر ها و خواستگاه ها است. در گفتمان اسلام ناب اقتصاد و اصلاح اقتصاد تنها به عنوان یک وسیله بدان پرداخته می شود&nbsp; و نه&nbsp; هدف:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P align=justify><BR>چرا که زمینه تکامل انسانی در <FONT color=#006600>اعتدال این قواست </FONT>که فراهم می شود. از این رو اسلام از یک سو انسان را فی المثل به روزه گرفتن و امساک و قناعت وا می دارد و از سوی دیگر موکدا او را از زهد و درون گرایی مفرط پرهیز می دهد و این هر&nbsp; دو با توجه به علت غایی انسان و آن هدفی است که به سوی آن در حر کت است.منتهای حرکت تکاملی انسان و جهان و تاریخ در قرآن،الله است<FONT color=#999900><STRONG><FONT color=#990000>.«از طرف دیگر،هدف حکومت اسلامی در مبارزه با فقر دستیابی به عدالت اجتماعی است نه توسعه»</FONT></STRONG> </FONT><SUP>(شهید آوینی -درمعنای توسعه)</SUP></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl align=justify><BR>آنچه حضرت امام خمینی (ره) در انقلاب اسلامی با دید عمیق و تیز بین خود بدان پرداخت نیز همین بود.یعنی بیرون آمدن از میدان بازی که گفتمان "لیبرال"با "خط کشی های خود" آن را رسم کرده بود و قوانین و داور ها آن را مشخص کرده بود و این چنین امام به طور مثال در بحث نظام سیاسی ، الگویی به نام سیستم حکومتی ولایت فقیه را علم می کند و با هوشیاری خود سیستمی جدا از میدان بازی نظام لیبرال که&nbsp; مستطیل سبز آن دموکراسی و خط اوتش دیکتاتوری بود را ترسیم کرد و از این قسم مثال بسیار است در تکرار این خاصیت در گفتمان سازیها و نیز شکل دهیها بر حرکتها و موجهای مردمی:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P align=justify><BR>حضور یکپارچه امت ما در صحنه های جهاد فی سبیل الله نشان دهنده این معناست که آنان با خود آگاهی کامل سر از تبعیت امیال و غرایز پست و حیوانی خویش باز کشیده اند...چرا اینچنین است؟<STRONG><FONT color=#cc0000> آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما بر خلاف همه دنیا تابع اعتقادمان هستیم نه اقتصادمان.</FONT></STRONG> <SUP>( شهید آوینی –&nbsp; مقاله دیکتاتوری اقتصاد)</SUP></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl align=justify><BR><STRONG><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #cc0000">سیری ذلت و گرسنگی عزت</FONT></STRONG></P> <P dir=rtl align=justify><STRONG>و اینچنین ملت ما آموخته اند در برهه ای که تحریم ها و فشارهای بین المللی ما را بر سر دو راهی سیری ذلت و گرسنگی عزت قرار می دهند ما بر اعتقادمان پابفشاریم:</STRONG></P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P align=justify><BR><FONT color=#663300>مسلما اسلام به ما اجزه نمی دهد که به گونه ای عمل کنیم که موجبیت یا دیکتاتوری اقتصاد ما را به راهی مخالف با آرمان های اعتقادی و فرهنگیمان بکشاند. <SUP>( شهید آوینی –&nbsp; مقاله دیکتاتوری اقتصاد)</SUP></FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl align=center><IMG alt="" hspace=0 src="http://abbac.persiangig.com/image/Avini-Web.jpg" align=baseline border=0></P> <P dir=rtl align=justify><BR>&nbsp;و البته که&nbsp;می توان گفت&nbsp;این برانگیختی&nbsp;و رشدی در مردم ایران اسلامی با رهبری و تربیت حضرت روح الله بوجود آمد همان نوری باشد که با انفجارش برای جهان گرفتار در دیکتاتوری اقتصاد نشانه هایی از صبح بخشید:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px" align=justify><BR><FONT color=#663300>ولایت یافتن بر شرایط ومقتضیات و <STRONG>رها شدن از بازیهای کاذب تمدن حاضر</STRONG> ، خرمن کوفتنی است که مرد کهن می خواهد، پیری همچون <STRONG>پیر جماران</STRONG> می خواهد که آن همه با معدن عظمت ذات ذولجلال اتصال دارد که اگر همه دنیا هم در جبهه ای مخالف او اجتماع کنند تردیدی در حقیقت راه خویش پیدا نکند و ابراهیم وار، با رضا و تسلیم و توکل، آتش را به گلستان مبدل سازد.<SUP>( شهید آوینی- مقاله ترقی یا تکامل)</SUP></FONT></P><SUP></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl align=justify><BR></SUP>هر چند شکافتن کامل و دقیق این موضوع خود جای بحث جدا و مفصل دارد اما آنچه مختصرا می توان به آن پرداخت این است که گفتمان اسلام ناب&nbsp;به دنبال «تربیت های صحیح اسلامی – انسانی»&nbsp; برای تربیت نسلی است که «اقتصاد» و «اصلاح معیشت» در آن هدف نیست بلکه تنها&nbsp; وسیله ای است برای رسیدن به منتهای حرکت تکاملی انسان ،جهان و تاریخ :</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px" align=justify><BR><FONT color=#330000><STRONG>بدین ترتیب وظیفه اصلی حکومت اسلامی اصلا تزکیه و تعلیم اجتماع است،اما چون فقر و فقدان عدالت اجتماعی مانعی عظیم در برابر این هدف اصلی است بالتبع به از بین بردن فقر و سایر موانع می پردازد و به طور مواز ی در جهت تکامل و تعالی معنوی جامعه برنامه ریزی می کند. <FONT color=#006600>بنابراین،آموزش و فرهنگ در خدمت رفع محرومیت ها و از بین بردن فقر قرار نمی گیرد،بلکه مبارزه با فقر در خدمت اعتلای معنوی و فرهنگی است.</FONT></STRONG><SUP>( شهید آوینی –&nbsp; مقاله دیکتاتوری اقتصاد)</SUP></FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl align=justify><BR>پس وقتی «وظیفه حکومت اسلام» این چنین اصالت می یابد در رقابت برای کسب مقام مدیریت اجرایی حکومت اسلام نیز معیار&nbsp; همین اصالت قرار گیرد و از طرفی نیز مقیاس موفقیت در عمل به آرمانها نیز بر اساس همین اصالت مورد سنجش قرار گیرد.</P> <P dir=rtl align=justify>از این روست که آنچه ماامروز &nbsp;بایدبیش از پیش&nbsp;بدان بپردازیم آن است که&nbsp;بر&nbsp;اساس مبانی گفتمان&nbsp;حضرت امام و رهبری به عنوان مبانی انقلاب گفتمان اسلام ناب&nbsp;به <STRONG><FONT color=#cc0000>«اصلاح و در واقع ایجاد&nbsp;الگوی رای»</FONT></STRONG> در جامعه اسلامی بپردازیم.ترسیم این الگو&nbsp; به طور جامع&nbsp; می تواند راهگشای بسیار خوبی جهت سیر سریع فرایند انقلاب اسلامی و از طرف دیگر روی کار آمدن افراد خدمت گذار و صالح در راستاری همین فرایند در انتخابات شورای اسلامی شهرها&nbsp;،مجلس و ریاست جمهوری و... گردد.</P> <P dir=rtl align=justify>بی شک آنچه در سوم تیر 84،نیز رخ داد نمونه ای از <STRONG>افزایش سطح الگوی رای مردم</STRONG> بود که در احمدی نژاد کشف شد . اکنون نیز به نظر می رسد یکی از اصولی ترین و ضروری ترین چیزهائی که معتقدین به گفتمان اسلام ناب باید در بحثهای انتخاباتی خود آن را در اولویت خد قرار دهند «ایجاد و یا اصلاح الگو رای و افزایش سطح آن می باشد.آغاز این اتفاق مبارک اصلاح انحرافی است که در این مدت هم در گفتمان برخی گویندگان و هم در ذائقه گروهی از مردم رخ داده است تا بدین وسیله چنین جملاتی از حضرت امام در جایگاه خود قرار بگیرند:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl align=justify><BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <BR><FONT color=#006600><STRONG>مسئولان ما باید بدانند كه انقلاب ما محدود به ایران نیست</STRONG>. </FONT>انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. <STRONG><FONT color=#cc0000>مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه‏اى مسئولین را از وظیفه‏اى كه بر عهده دارند منصرف كند، خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد. </FONT>باید دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولى این بدان معنا نیست كه آنها را از اهداف عظیم انقلاب كه ایجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كند.<BR><FONT color=#990000>مردم عزیز ایران كه حقاً چهره منوّر تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعى كنند كه سختیها و فشارها را براى خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالاى كشور به وظیفه اساسى‏شان كه نشر اسلام در جهان است برسند</FONT></STRONG><FONT color=#990000> </FONT>و از آنان بخواهند كه تنها برادرى و صمیمیت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند. <STRONG><FONT color=#009900>چه كسى است كه نداند مردم عزیز ما در سختى هستند و گرانى و كمبود بر طبقه مستضعف فشار مى‏آورد، ولى هیچ كس هم نیست كه نداند پشت كردن به فرهنگ دوَل دنیاى امروز و پایه‏ریزى فرهنگى جدید بر مبناى اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامى با امریكا و شوروى، فشار و سختى و شهادت و گرسنگى را به دنبال دارد</FONT></STRONG> و مردم ما این راه را خود انتخاب كرده‏اند و بهاى آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار مى‏كنند. این روشن است كه شكستن فرهنگ شرق و غرب، بى‏شهادت میسر نیست.<BR>من بار دیگر از مسئولین بالاى نظام جمهورى اسلامى مى‏خواهم كه از هیچ كس و از هیچ چیز جز خداى بزرگ نترسند و كمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشاى سرمایه دارى غرب و پوچى و تجاوز كمونیزم نكشند كه ما هنوز در قدمهاى اول مبارزه جهانى خود علیه غرب و شرقیم.<BR>مگر بیش از این است كه ما ظاهراً از جهانخواران شكست مى‏خوریم و نابود مى‏شویم؟ مگر بیش از این است كه ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفى مى‏كنند؟ مگربیش از این است كه با نفوذ ایادى قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایكوب مى‏كنند؟ مگر بیش از این است كه فرزندان عزیز اسلام ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبه‏هاى دار مى‏روند؟ مگر بیش از این است كه زنان و فرزندان خردسال حزب اللَّه در جهان به اسارت گرفته مى‏شوند؟ بگذار دنیاى پست مادیت با ما چنین كند ولى ما به وظیفه اسلامى خود عمل كنیم.</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P align=justify>صحیفه امام، ج‏21، ص: 328<BR></P></BLOCKQUOTE></BLOCKQUOTE> text/html 2009-04-12T04:16:15+01:00 khakriz.mihanblog.com عباس آقای خاتمی،شهید مطهری نگران شما بود! http://khakriz.mihanblog.com/post/52 <P align=center><IMG alt="" hspace=0 src="http://abbac.persiangig.com/image/Harvard-Colombia-web.jpg" align=baseline border=0></P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><FONT color=#663333><STRONG>«اصلاحات به دنبال و خواستار دینی است که باعث پیوند جان اکثریت این مردم می شود و نیز همان <FONT color=#330099>ارزشهای اساسی دین که حتی کسانی که پایند به دین خاص اسلام نیستند، </FONT>به آنها پایبند هستند.»</STRONG> </FONT></P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>این جمله ای است که «سید محمد خاتمی» در سخنرانی که در روزهای گذشته در حمایات از موسوی و نیزدلگرمی دادن به نمایندگان ستادهای انتخاباتی خود« برای در صحنه بودن»&nbsp; برگزار کرده بود بر زبان آورد.&nbsp; خاتمی در حالی که می کوشید برای ستادهای انتخاباتی خود حالی کند که <STRONG>«اسلام نابی » که میر حسین موسوی می گوید همان«اصلاحاتی» است که آنها می گویند</STRONG> و در اصول با هم اختلاف ندارند:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#663333>«ایشان می گوید "اسلام ناب"، ما هم می گوییم اسلام ناب ...<STRONG>پس می بینید در شعارهای اصولی اختلافی نیست.</STRONG>اصلاحات ما هم شفاف است...»</FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>ضمن توصیف جدیدی که از اصلاحات می کند ناخودآگاه بر <FONT color=#006600><STRONG>چیرگی و غلبگی گفتمان سوم تیر </STRONG></FONT>را اذعان می کند،وشاید این همان تاثیری باشد که سعید حجاریان گفته بود برای اصلاح آن در جامعه،نیاز به هفتاد سال فرصت است:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#663333>«مگر اصلاحات ما غیر از عدالت، اسلام ناب، طرفداری از مستضعفین، رفع فقر و محرومیت در جامعه، کم کردن فاصله های بزرگ طبقاتی- نه با زور، بلکه با ساز و کارهای مناسب- آزادی های اساسی، حرمت مردم و رعایت حقوق شهروندی است »</FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>خاتمی که گویا گرفتار <A title="" href="http://www.khakriz.mihanblog.com/post/51" target=_blank><FONT color=#cc0000><STRONG>«دام ها و دانه های آمریکایی»</STRONG></FONT></A>شده در ادامه تاکید می کند که امروز هدف باید <STRONG>«پیروزی و تغییر باشد»</STRONG> و این گونه بارها «تغییر» را در سخنرانی خود به کار می برد تا شاید سیگنالهایی باشد برای دولتمردانی که برای <STRONG>change</STRONG> در خطه <FONT color=#003300><STRONG>« آزادی، دینداری و عدالت »</STRONG> (خاتمی: «ملّت آمریكا توانسته جامعه‌ای بر پایه سه ركن آزادی، دینداری و عدالت بسازد.» (مصاحبه با شبكه 1998-cnn)) </FONT>سر برآورده اند و این چنین اخطار می دهد که : « اما اگر تغییر رخ ندهد، مسیر، مسیر ویران کننده ای است.» خاتمی در حالی که نه از افراد و برنامه ها بلکه «مسیر»&nbsp; و «مذهب و مسلک»ویران کننده فعلی سخن می گوید که:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#003300>«خصوصیت و امتیاز دوم كه در این دولت هست، <STRONG>شعار و گفتمان كلی این دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمان‌ های انقلاب</STRONG> است، این خیلی چیز با ارزشی است. »<SUP>(مقام معظم رهبری، دیدار با اعضاء هیئت دولت ـ 2/6/87)</SUP></FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>خاتمی در ادامه سخنرانی خود به مردم پیغام می دهد که :</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#663333>«مردم انتظار نداشته باشند که هرکس روی کار آمد، فردای آن روز مشکلات را حل کند. مشکلات ریشه ای است و در این سالها متصلب تر و دشوار تر شده است و حل آن هم کار آسانی نیست.»</FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>گویی اوفراموش کرده که خود وی به عنوان رئیس دولت اصلاحات جزئی از این<STRONG> ریشه</STRONG> است و این تکنوکراتهای سازندگی بودند که در 16 سال این رشته را کاشته و آبیاری کرده اندو کندن آن را با وجود تیغ های دست اندازی همان ها ، « متصلب تر» و «دشوارتر» شده است و با 4 سال تلاش، کندن این ریشه ها به سادگی میسر نمی شود.</P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl" align=center>&nbsp;</P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl" align=center><IMG alt="" hspace=0 src="http://abbac.persiangig.ir/image/Aviny-web.jpg" align=baseline border=0></P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl" align=right><BR>خاتمی در ادامه ، طبق روال خود که گوئی <STRONG><FONT color=#993300>فرقان « میل و تشخیص غربیها» را « معیار تشخیص صحیح از سقیم»</FONT></STRONG> خود قرار داده مثل آنجائی که می گوید :« امروز چه کرده ایم و چه شده است که نام آنها(منافقین) از لیست تروریست(اروپا) درآمده است؟» آیا این خدمت به خون شهیدان است[؟!]» باز در این سخنرانی&nbsp; بر طبل همیشگی خود می کوبد که:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#663333><STRONG>«دیروز ما را در مجامع بین المللی بیشتر تحویل می گرفتند یا امروز؟»</STRONG></FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>هر چند <FONT color=#660000>بیماری <STRONG>«تحویل گرفته شدن از سوی غرب»</STRONG></FONT> ریشه های عمیق تر از این جمله در پس خویش دارد. اما به نظر می رسد باید از ایشان در ابتدا پرسید <STRONG>« حدود این کسب&nbsp; وجاهت در مجامع بین اللمللی در نزد شما چیست؟» <BR></STRONG>آقای خاتمی مرز و سقف هزینه ای که باید برای این تحویل گرفته شدن بپردازیم چیست؟آیا به نظر شما با لا لایی شیرین «تحویل گرفته شدن» غافل شویم از:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#663333>«نكته مهمی كه همه ما باید به آن توجه كنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كی و تا كجا ما را تحمّل می‌كنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند.<STRONG>به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی دینمان نمی شناسند...</STRONG>بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و كینه‌توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می‌دهند و با دلسوزیهای بی‌مورد و اعتراضهای كودكانه میگویند <STRONG>جمهوری اسلامی سبب دشمنیها شده است</STRONG> و از چشم غرب و شرق و ایادیشان افتاده است! كه چه خوبست به این سئوال پاسخ داده شود كه ملّتهای جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملّت ایران چه زمانی نزد غربیها و شرقیها احترام و اعتبار داشته‌اند كه امروز بی‌اعتبار شده‌اند؟! <SUP>(پیام استقامت حضرت امام، ذیحجه 1408، تیرماه 1367) »</SUP></FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>جناب خاتمی نسبت این سخنان جنابعالی که گاه (شاید به طنز) <STRONG>«نزدیكترین فرد به اندیشه و سیرة امام!»</STRONG> لقب داده می شوید با این گفتمان حضرت امام به عنوان فرقان «اسلام نابی» که اصالت را بر «خواست خدا»داده نه «پسند غرب» چیست؟:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#663333>ما نمى‏خواهیم وجاهت در خارج كشور پیدا بكنیم. <FONT color=#003300><STRONG>ما مى‏خواهیم به امرخدا عمل كنیم،</STRONG> </FONT>و خواهیم كرد. (صحیفه امام، ج‏9 ص 283)<BR>«آن روزی را که آمریکا از ما تعریف کند،باید عزا گرفت!آن روز که&nbsp; کارتر و ریگان از ما تعریف کند،معلوم می شوم در ما اشکالی پیدا شده است،آنها باید فحش بدهند و ماهم باید محکم کارمان را انجام دهیم.» (صحیفه امام،ج18،ص242)</FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>آقای خاتمی آیا شما انتظار دارد تا دولتمردان اسلامی همانند هیئت ایرانی (سید محمد علی ابطحی و غلام علی خوشرو به عنوان رئیس هیئت نمایندگی آقای خاتمی) که به «کنفرانس ائتلاف تمدن ها» در دی ماه سال 86 اعزام نمودید باشند و سندی که آن را با<STRONG><FONT color=#333399>«متن بسیار خوب و سنجیده»</FONT></STRONG> تجلیل کردید دسترنجشان باشد. مفاد این سند «خوب و سنجیده» نکاتی روشن در بطن خود دارد:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#663333>«باید حقوق همجنس بازان را در ایران به رسمیت شناخت»،« برای استیفای حقوق بهائیان تلاش کرد»،« حکم شرعی حجاب رو لغو کرد»، «قوانین اسلامی حمایت از زنان در ایران باید تبدیل به قوانین سکولار شود»، «رفراندوم در ایران باید برگزار شود»، «حذف احکام فطری اسلام از متون قانونی در&nbsp; دستور کار قرار بگیرد»،«ارائه تفسیر نو از اسلام برای اصلاح جامعه»،« آموزش فرهنگ دموکراسی غرب به زنان ایرانی» و «تجمیع نیروی اصلاح طلبی برای دگرگونی در یک جنبش فمنیستی» و...!</FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>آری آقای خاتمی :</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#663333>آری! اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول كند و خانه عزّت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین علیهم‌السلام را با دستهای خود ویران نماید، آنوقت ممكن است! جهانخواران اورا به عنوان یك ملّت ضعیف و فقیر و بی‌فرهنگ به رسمیت بشناسند ولی در همان حدی كه آنها آقا باشند، ما نوكر!؛ آنها ابرقدرت باشند، ما ضعیف؛ آنها ولی و قیّم باشند، ما جیره‌خوار و حافظ منافع آنها. نه یك ایران با هویت ایرانی اسلامی، بلكه ایرانی كه شناسنامه‌اش را آمریكا و شوروی صادر كند؛ ایرانی كه ارابه سیاست آمریكا یا شوروی را بكشد!» (پیام استقامت حضرت امام، ذیحجه 1408، تیرماه 1367)»</FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>در ادامه ،سخنرانی خاتمی که حس می کند با نیامدن او <FONT color=#663333>«احساسات پاک خیلی ها جریحه دارمی شود»</FONT> می گوید:«از اول گفتم که روی <STRONG>افراد</STRONG> متمرکز نشوند بلکه <STRONG>اندیشه</STRONG> را محور قرار دهید.» و سپس با قرار دادن اندیشه&nbsp; به عنوان محور ، به همان داغی&nbsp; که در انتخابات مجلس هشتم گفت که <STRONG>« باید نقشه هایشان را بر هم زد»</STRONG> (که منجر به این شد که تنها یک نفر از لیست معرفی شده خاتمی وارد مجلس شود) توصیه می کند که برای موسوی هم:« با همان همت و شور در صحنه باشید.».یکی از اندیشه هائی که خاتمی در تکه ای مهم از سخنرانی خود به آن می پردازد مطلبی است که در باب طرفداری اصلاحات از دین داری می گوید.خاتمی با ادعای این که« اصلاحات خواستار دین‌داری است» می گوید:</P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><STRONG><FONT color=#663333>«اصلاحات به دنبال و خواستار دینی است که باعث پیوند جان اکثریت این مردم می شود و نیز همان ارزشهای اساسی دین که حتی کسانی که پایند به دین خاص اسلام نیستند، به آنها پایبند هستند.»</FONT></STRONG></P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>این مدل افاضات دین دارانه! جناب خاتمی که در آن <FONT color=#006600><STRONG>اسلام و اسلام خواهی</STRONG> </FONT>را از متن ادبیات خود حذف کرده و به دنبال لغت عام <STRONG>«دین داری»</STRONG> می رود و بعد «دین داری» مورد پسند همکیشان خود را« ارزشهائی اساسی » که «حتی کسانی که پایبند به دین خاص اسلام نیستند به آنها پایبندند.» معرفی می کند چندان غریب نیست آنجا که به گذشته سخنان دین مدارانه او نگاهی بیاندازیم.حال در اینجا می کوشیم مفصلا به این امر بپردازیم:</P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl" align=center><IMG alt="" hspace=0 src="http://abbac.persiangig.com/image/Motahari-Web.jpg" align=baseline border=0></P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #999999">«از هاروارد&nbsp; تا&nbsp; کلمبیا»</FONT></P><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #999999"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR></FONT>روزهای شهرویور ماه 1385 که خاتمی با ویزای جرج بوش که به دنبال <FONT color=#660000><STRONG>«شنیدن صدایی متفاوت از ایران»</STRONG> </FONT>بود، راهی واشنگتن می شود.خاتمی با تائید<STRONG>«واقعیت هولکاست»و«دولت اسرائیل»</STRONG> و نیز با سخنرانی در کلیسای واشنگتن&nbsp; و دانشگاه هاروارد تمامی تلاش خود را به کار می برد تا به چهره ای مقبول و شخصیتی برجسته در نزد غربی ها بدل شود.خاتمی که به قول محمود سریع القلم <FONT color=#000066><STRONG>«همه فلاسفه غرب را می شناسد اما در حد یک پاراگراف»</STRONG></FONT> و در واقع دلبسته نظام معرفتی و نظام نظری ماسونی که ذیل بسط معرفت تجربی و سیر گسترش سکولاریسم و و لیبرالیزم در جهان است به سراغ فلسفه غرب در کلیسای واشنگتن رفته و به دانشجویان دانشگاه هاروارد آمریکا،<STRONG> درس تاریخ آمریکا</STRONG> می دهد و می گوید که: <STRONG><FONT color=#663366>« من بارها گفته ام که گفتمان دموکراسی گفتمان بی بدیل در روزگار ماست »</FONT></STRONG> تا باعث شود ارزیابی مهمترین موسسه مطالعات خاورمیانه در آمریکا، <STRONG>انیستتو واشنگتن</STRONG> این چنین رقم می خورد :</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#663333>« سخنان او در سفر به آمریکا نمونه ای از ضعف فکری کسی است که می کوشد سستی اراده سیاسی خود را در پس گزاره های فلسفی مآبانه بپوشاند... او در کلیسای واشنگتن، <STRONG>کلیاتی نادقیق و خطاآلوده درباره تاریخ شرق وغرب بیان کرد</STRONG>، گزاره های فلسفی که به هیچ وجه مطابق با پارادایم های فلسفی غرب نیست... آیا آقای خاتمی می خواست <STRONG>معرفت مخدوش</STRONG> خود را به رخ شنوندگان آمریکایی بکشد،آیا او تصور می کرد دانشجویان دانشگاه هارواد هم به اندازه دانشجویان دانشگاه تهران نیازمند دانستن <STRONG>جزئیات تاریخی درباره گذشته کشور خود</STRONG> هستند.»</FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>&nbsp;و این چنین بوش صدایی متفاوت از ایران می شنود،صدایی ذلیلانه، سالها بعد از فریادهای پر صلابت و قامت شکن روح الله بر قامت تمدن مادی.تاریخ روایت های زیادی از چنین زوایه هایی بین گفتمان حضرت روح الله و خاتمی در بر دارد تاریخی به گذشته انقلاب .اردیبهشت 1370 خاتمی در جمع انجمن اسلامی دانشگاه تهران به سخنرانی می پردازد:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#663333>«غرب پس از طی پروسه ای طبیعی خود را با واقعیت محک زده است و مبانی نظام امروز(آن) بر آزادی است... دنیای نظر و عمل غرب ، دنیایی&nbsp; واقعی است و آزادی محور،که با طبع بشر سازگار است اما دنیای اسلام و فقه مسطلح اسلام، قرنها از صحنه زندگی دور بوده و گرفتار خلع تئوریک».</FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>این گونه <FONT color=#990000><STRONG>شهید مظلوم آوینی،</STRONG> </FONT>پس از «مبانی توسعه تمدن غرب» و فریاد اعتراض به مرام«توسعه اقتصادی» بود در <STRONG><FONT color=#006600>«تمدن و تحجر»</FONT></STRONG> در شماره اول و دوم «ماهنامه سوره» به این توّهم که «تفکر ما در برابر تفکر متعارف غربی از جاذبیت کم تری برخوردار است».اعتراض کرد:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#003300>«وزیر فرهنگ و ارشاد در نشستی که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران انجام گرفته بود سخنانی ایراد کرد که سخت قابل تأمل است. ..</FONT><FONT color=#003300><STRONG><FONT color=#006600>آقای خاتمی گفته است: </FONT><BR></STRONG>آزادی از دیدگاه آنان یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان – طبع اولیه انسان – تمایل به آن دارد و حدود این آزادی، آزادی دیگران است. <BR>و در برابر این مفهوم آزادی، تصویری از دشواری حیات دینی ترسیم می کند و می گوید: <BR>نظامی که ما عرضه می کنیم از طریق جهاد و ریاضت کسب می شود.&nbsp; کسب تقوا کار بسیار مشکلی است.هدف زندگی غربی ها رفاه مادی و رسیدن به آزادی است. همچنین دشمن ما نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند است و هر کس این مبانی را نپذیرد با او به ستیز بر می خیزد، از امکانات غول آسای تکنولوژی یا ظرفیت تکنیک ها در جهت القای افکار خود سود می جوید. این در شرایطی است که مثل گذشته در دنیا مرز وجود ندارد و هیچ قدرتی نمی تواند بین&nbsp; افراد و واقعیت فاصله ایجاد&nbsp; کند<BR><FONT color=#993300>پیش از آنکه به ادامه بحث بپردازیم باید بگویم که حتی <STRONG>اگر ما به اندازه غربی ها هم نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند بودیم،</STRONG> اگر چه شرایط امروز ما به مراتب بهتر از این می بود که اکنون هست، اما باز هم طرح این بحث ها ضرور می نمود...</FONT><FONT color=#990000>&nbsp; </FONT><STRONG>گویا وزیر محترم ارشاد اصل را براین قرار داده اند که اسلام فقط با دور کردن مردم از این واقعیت – یعنی عرف حیات غربی و غرب زده – محقق می شود</STRONG> و حال که نمی توان از این واقعیت فاصله گرفت، پس ما اعتراض و انتقاد را هم کنار بگذاریم و همان طور که در برابر نشان دادن کُشتی و بکس و... تسلیم شدیم، <STRONG>همه آنچه را که دشمن می خواهد بر ما تحمیل کند بپذیریم</STRONG><BR><FONT color=#006600><STRONG>... بنابراین، خلاف آنچه وزیر محترم ارشاد فرموده اند، خلأ مبتلابهِ مادر نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها، خلأ تئوریک نیست. اسلام در مقام نظر هیچ نقصی ندارد</STRONG> </FONT>و نقص – هر چه هست – از آنجاست که تمدن امروز محصول فلسفه ای منقطع از وحی است. از یک سو تمدن غرب محصول تفکری عقلی است که در ذیل فلسفه یونان تحقق یافته است و از سوی دیگر، از لحاظ تاریخی نخستین بار است که مواجهه ای نظری و عملی میان تفکر دینی ما و تمدن فلسفی غرب روی می دهد و تا این مواجهه اتفاق نمی افتاد، حکمت نظری دین امکان نمی یافت که در صورتی عملی تنزل یابد و پاسخگوی مسائل روز باشد...&nbsp; اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می خواهد که حصارهای جهل و خرافه و تحجر را بشکند و جامعه را از تفریط باز دارد، <STRONG>باید با تجددِ افراطی نیز مبارزه کند تا مردم را از <FONT color=#660000>چاله ای به چاه </FONT>نیفکند... » </STRONG></FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl" align=center><IMG alt="" hspace=0 src="http://abbac.persiangig.com/image/gharb-web.jpg" align=baseline border=0></P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>مدتی بعد در 30 اردیبهشت 1375 روزنامه سلام در صفحه یک خود جملات شگفت انگیزی را از خاتمی منتشر می کند که این بار کاملا نقطه ی زاویه آقای خاتمی با اندیشه های امام شفاف می کند . خاتمی می گوید:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#663333>«امروز به جرآت می توان گفت در زندگی قومی که عزم تعالی و پویایی کرده است <STRONG>هیچ تحول کارسازی پدید نخواهد آمد مگر آن که از متن تمدن غرب بگذرد</STRONG> وشرط دگرگونی اساسی، آشنایی با غرب ولمس روح آن تمدن یعنی تجدد است .کسانی که با این روح آشنا نیستند هر گز به پدید آوردن دگرگونی سودمند در زندگی خود توانا نیستند. <STRONG>سوگمندانه اقوامی نظیر ما هنوز از آن آشنایی محروم هستیم.»</STRONG>&nbsp;&nbsp;</FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl">&nbsp;&nbsp; <BR>آن گفتمانی که خاتمی به سوگ آن می نشیند در برابر مرام امامی قرار می گیرد که خاتمی مدعیان پیروی از اوست:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#003300>«شما خیال نکنید که (در) غرب خبری هست ،در آنجا خبری نیست.ما نمی گوئیم که آنها کارخانجات ندارند آنها درست کردند همه اینهارا. اما اساس انسانیت است که در آنجا نیست. این غرب است که دارد اساس اخلاق انسانی را از بین می برد .<STRONG> این غرب است که دارد شخصیت انسان را از بین می بردو ما خیال می کنیم که غرب همه چیز دارد.»</STRONG></FONT></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>و این چنین آقای خاتمی پیش از آنكه به دیانت و ملیت خود وقعی نهد، <FONT color=#660000><STRONG>مجذوب و مرعوب تمدن غربی </STRONG></FONT>است و به گونه‌ای سخن می‌گوید كه گویا غرب؛ قبلة آمال و آرزوهای تحقق نیافته و سوگمندانة! جوامع اسلامی است.<BR>و بعد در همان روزنامه روز 30 اردیبهشت 1375 در صفحه یک نگاه کنید به رای آقای خاتمی در باب «توسعه» و باز ببینیم این چه نسبتی با اندیشه های امام دارد:</P> <BLOCKQUOTE dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px"> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>«توسعه به معنای امروزش ،میوه یا شاخ و برگ تمدن جدید است.اگر آن تمدن آمده، توسعه هم خواهد آمد و <STRONG>به این معنا سخن کسانی که می گویند ابتدا باید خرد غربی را پذیرفت تا توسعه بیاید سخن بیراهی نیست و این&nbsp; سخن را کامل کنم <FONT color=#990000>که علاوه بر خرد و بینش غرب باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت.»</FONT></STRONG></P></BLOCKQUOTE> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR>حال این جمله خاتمی را مقایسه کنید با این بیان حضرت امام خمینی (ره) که می فرمایند:</P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#666600><STRONG>«تمدن نیست ،رو به توحش دارد می رود. غرب داردرو به توحش می رود یعنی دارد می سازد یک مردمی را که بریزند به جان هم و با چنگ و دندان خودشان هم را پاره کنند،برخلاف تمدن مکتب های الهی می خواهند انسان درست کنند.»</STRONG> </FONT></P> <P dir=rtl style="MARGIN-LEFT: 0px; DIRECTION: rtl"><BR><FONT color=#333300>و این چنین است که&nbsp; هنگامی كه آقای خاتمی با شهید بزرگوار استاد مطهری در مورد رفتن به غرب مشورت می‌كند،<STRONG> ایشان مخالفت كرده و پس از برگشت وی از غرب، از وقوع این امر اظهار تأسف می‌كنند</STRONG>. بنا به تعبیر فرزند آن شهید، چه بسا استاد مطهری با توجه به روحیات آقای خاتمی، از تأثیرپذیری وی از فرهنگ و اندیشه غربی <STRONG>نگران بوده‌اند</STRONG><SUP>.( </SUP></FONT><SUP>نشریه پرتو سخن، 7/10/1379 به نقل از نامه دكتر علی مطهری به آقای خاتمی.) <BR></SUP>آری آقای خاتمی ای كاش همان گونه که شهید آوینی برایتان گفته بود دست كم نیمی از این مقدار حمیّت و غیرت! كه در خصوص لیبرالیسم در جنابعالی هست، درخصوص دین و اسلام نابی که علم را به دست گرفته اید از خود نشان می دادید<BR><FONT color=#666666>آیا در هنگام مسئولیت شما در ورق‌پاره‌ای كه تحت مدیریت مشاورتان و به اصطلاح لیدر اصلاحات (حجاریان) منتشر می شد، كتاب خدا را نستجیربالله متنی متناقض و متعارض نخواندند؟!، آیا نهضت جاودان كربلا، این عظیم‌ترین سرمایه تشیّع با تأسی از تئوریهای بنی‌امیه “جنگ عشیره‌ای” نام نگرفت؟! آیا آن دون‌كیشوت هتاك دوم‌خردادی با اقتدا به مقتدایان اموی خود ساحت قدس رسول اكرم(ص) را نعوذبالله مورد اتهام خشونت‌طلبی! قرار نداد و همان كفریات یزید لعین در هنگام ورود اسرای كربلا به دمشق (لیت اشیاخی ببدرٍ شهدوا ..... ) را نشخوار نكرد؟! آیا عصمت ائمه (ع) را با وقاحت تمام انكار نكردند؟! آیا دست‌اندركاران كودتای سقیفه را تطهیر نكردند؟! آیا و آیا.....</FONT><BR>و در آخر به قول شهید مطهری:<BR><STRONG><FONT color=#006600>عجبا! می خواهند با اندیشه هایی که چکیده ی افکار ماسینیون مستشار وزارت مستعمرات فرانسه در شمال آفریقا و سرپرست مبلغان مسیحی در مصر و افکار گورویچ یهودی ماتریالیست و اندیشه های ژان پل سارتر اگیستانسیالیست ضد خدا&nbsp; وعقاید دورکهایم جامعه شناس ضد مذهب است، اسلام بسازند، پس و علی السلام السلام. <SUP>(نامه شهید مطهری به حضرت امام در 1358)</SUP></FONT></STRONG></P> <P><BR>&nbsp;</P>