تبلیغات
خاکریز - مطالب اردیبهشت 1388

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


شنبه 19 اردیبهشت 1388

اصلاح الگوی رای




 «چه كسى است كه نداند مردم عزیز ما در سختى هستند و گرانى و كمبود بر طبقه مستضعف فشار مى‏آورد، ولى هیچ كس هم نیست كه نداند پشت كردن به فرهنگ دوَل دنیاى امروز و پایه‏ریزى فرهنگى جدید بر مبناى اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامى با امریكا و شوروى، فشار و سختى و شهادت و گرسنگى را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب كرده‏اند و بهاى آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار مى‏كنند.»  (صحیفه امام/ج‏21 /ص325)


این جملات،که در ادامه نیز به فرازهای مهم دیگری از آن  خواهیم پرداخت،مربوط است به پیامی که حضرت امام در آخرین ماههای عمر مبارکشان در دوم فروردین 68مصادف با نیمه شعبان خطاب به مهاجرین جنگ تحمیلی  بیان نموده اند.
در همین اول کلام باید روشن شود که مسلما این جملات معنای بی توجهی به معیشت مردم را هرگز نمی تواند بدهد،آن طور که چنین شبهه ای برای کسانی که با سیره عملی و اندیشه ای حضرت امام آشنایند هرگز وجود ندارد:


زمستان سال 62 بود،زنگ زدم دفتر امام پرسیدم چرا ملاقات های امام قطع شده است؟گفتند امام که شنیدند، غرب کشور نفت کمیاب شده، دستور دادند بخاری های جماران را خاموش کنند و به شدت سرما خورده اند.   (مهر و قهر،ص107)


ما آن روز عید داریم که مستمندان ما ،مستضعفان ما، به زندگی صحیح رفاهی و به تربیت های صحیح اسلامی – انسانی برسند(صحیفه امام ج 15 )


و بعد در این روزهای انتخابات به نظر می رسد یکی از مواردی که مورد اغفال قرار گرفته است در نظر گرفتن این «جامعیت» در بیان ایده های مدیریت کشور است . تکیه صرف بر آمار های اقتصادی دامی است که در سرانجام بازی باخت برای گفتمان انقلاب اسلامی در برابر فرهنگ سلطه می باشد و رهایی از این دام یگانه راه تکامل  و رمز استقامت ما در راه کسب استقلال و عزت ملی است:


رمز پیروزی ما در این است که خود را از «دیکتاتوری اقتصاد» رها کنیم ... .دشمن نیز بر این واقعیت به خوبی آگاهی دارد و می داند که شکست ما آنجاست که اقتصاد بتواند بر سایروجوه زندگی ما غلبه پیدا کند و اگر این چنین نبود و دشمن بر این حقیقت وقوف نداشت،بدون شک همه تلاش خود را در این جهت تمرکز نمی بخشید...آنها می خواهند  با اقتصاد بر اعتقاد ما غلبه کنند و انصافادر دنیای امروز، اگر هم راهی برای غلبه بر ایمان و اعتقاد وجود داشته باشد همین است و لاغیر. (شهید آوینی – مقاله دیکتاتوری اقتصاد)


گرم شدن در بحث «افزایش فلان آمار اقتصادی» در واقع در برخی مواقع گرم شدن در کلید واژه های توسعه لیبرال است . کسی در اهمیت مساله معیشت شکی ندارد:


رمز پیروزی ما استقامت است.کسی تردید ندارد که محتوی آن ضرب المثل مذکور-آدم گرسنه دین و ایمان نمی شناسد-اکثرا درست است اما این دستور قرآنی که ما را به استقامت در شعب ابی طالب فرا می خواندآمده است تا ما را از زمره آن اکثریت خارج کند.


اما مساله اینجاست که خواستگاه معیشتی گفتمان اسلام ناب متفاوت از سایر بستر ها و خواستگاه ها است. در گفتمان اسلام ناب اقتصاد و اصلاح اقتصاد تنها به عنوان یک وسیله بدان پرداخته می شود  و نه  هدف:


چرا که زمینه تکامل انسانی در اعتدال این قواست که فراهم می شود. از این رو اسلام از یک سو انسان را فی المثل به روزه گرفتن و امساک و قناعت وا می دارد و از سوی دیگر موکدا او را از زهد و درون گرایی مفرط پرهیز می دهد و این هر  دو با توجه به علت غایی انسان و آن هدفی است که به سوی آن در حر کت است.منتهای حرکت تکاملی انسان و جهان و تاریخ در قرآن،الله است.«از طرف دیگر،هدف حکومت اسلامی در مبارزه با فقر دستیابی به عدالت اجتماعی است نه توسعه» (شهید آوینی -درمعنای توسعه)


آنچه حضرت امام خمینی (ره) در انقلاب اسلامی با دید عمیق و تیز بین خود بدان پرداخت نیز همین بود.یعنی بیرون آمدن از میدان بازی که گفتمان "لیبرال"با "خط کشی های خود" آن را رسم کرده بود و قوانین و داور ها آن را مشخص کرده بود و این چنین امام به طور مثال در بحث نظام سیاسی ، الگویی به نام سیستم حکومتی ولایت فقیه را علم می کند و با هوشیاری خود سیستمی جدا از میدان بازی نظام لیبرال که  مستطیل سبز آن دموکراسی و خط اوتش دیکتاتوری بود را ترسیم کرد و از این قسم مثال بسیار است در تکرار این خاصیت در گفتمان سازیها و نیز شکل دهیها بر حرکتها و موجهای مردمی:


حضور یکپارچه امت ما در صحنه های جهاد فی سبیل الله نشان دهنده این معناست که آنان با خود آگاهی کامل سر از تبعیت امیال و غرایز پست و حیوانی خویش باز کشیده اند...چرا اینچنین است؟ آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما بر خلاف همه دنیا تابع اعتقادمان هستیم نه اقتصادمان. ( شهید آوینی –  مقاله دیکتاتوری اقتصاد)


سیری ذلت و گرسنگی عزت

و اینچنین ملت ما آموخته اند در برهه ای که تحریم ها و فشارهای بین المللی ما را بر سر دو راهی سیری ذلت و گرسنگی عزت قرار می دهند ما بر اعتقادمان پابفشاریم:


مسلما اسلام به ما اجزه نمی دهد که به گونه ای عمل کنیم که موجبیت یا دیکتاتوری اقتصاد ما را به راهی مخالف با آرمان های اعتقادی و فرهنگیمان بکشاند. ( شهید آوینی –  مقاله دیکتاتوری اقتصاد)


 و البته که می توان گفت این برانگیختی و رشدی در مردم ایران اسلامی با رهبری و تربیت حضرت روح الله بوجود آمد همان نوری باشد که با انفجارش برای جهان گرفتار در دیکتاتوری اقتصاد نشانه هایی از صبح بخشید:


ولایت یافتن بر شرایط ومقتضیات و رها شدن از بازیهای کاذب تمدن حاضر ، خرمن کوفتنی است که مرد کهن می خواهد، پیری همچون پیر جماران می خواهد که آن همه با معدن عظمت ذات ذولجلال اتصال دارد که اگر همه دنیا هم در جبهه ای مخالف او اجتماع کنند تردیدی در حقیقت راه خویش پیدا نکند و ابراهیم وار، با رضا و تسلیم و توکل، آتش را به گلستان مبدل سازد.( شهید آوینی- مقاله ترقی یا تکامل)


هر چند شکافتن کامل و دقیق این موضوع خود جای بحث جدا و مفصل دارد اما آنچه مختصرا می توان به آن پرداخت این است که گفتمان اسلام ناب به دنبال «تربیت های صحیح اسلامی – انسانی»  برای تربیت نسلی است که «اقتصاد» و «اصلاح معیشت» در آن هدف نیست بلکه تنها  وسیله ای است برای رسیدن به منتهای حرکت تکاملی انسان ،جهان و تاریخ :


بدین ترتیب وظیفه اصلی حکومت اسلامی اصلا تزکیه و تعلیم اجتماع است،اما چون فقر و فقدان عدالت اجتماعی مانعی عظیم در برابر این هدف اصلی است بالتبع به از بین بردن فقر و سایر موانع می پردازد و به طور مواز ی در جهت تکامل و تعالی معنوی جامعه برنامه ریزی می کند. بنابراین،آموزش و فرهنگ در خدمت رفع محرومیت ها و از بین بردن فقر قرار نمی گیرد،بلکه مبارزه با فقر در خدمت اعتلای معنوی و فرهنگی است.( شهید آوینی –  مقاله دیکتاتوری اقتصاد)


پس وقتی «وظیفه حکومت اسلام» این چنین اصالت می یابد در رقابت برای کسب مقام مدیریت اجرایی حکومت اسلام نیز معیار  همین اصالت قرار گیرد و از طرفی نیز مقیاس موفقیت در عمل به آرمانها نیز بر اساس همین اصالت مورد سنجش قرار گیرد.

از این روست که آنچه ماامروز  بایدبیش از پیش بدان بپردازیم آن است که بر اساس مبانی گفتمان حضرت امام و رهبری به عنوان مبانی انقلاب گفتمان اسلام ناب به «اصلاح و در واقع ایجاد الگوی رای» در جامعه اسلامی بپردازیم.ترسیم این الگو  به طور جامع  می تواند راهگشای بسیار خوبی جهت سیر سریع فرایند انقلاب اسلامی و از طرف دیگر روی کار آمدن افراد خدمت گذار و صالح در راستاری همین فرایند در انتخابات شورای اسلامی شهرها ،مجلس و ریاست جمهوری و... گردد.

بی شک آنچه در سوم تیر 84،نیز رخ داد نمونه ای از افزایش سطح الگوی رای مردم بود که در احمدی نژاد کشف شد . اکنون نیز به نظر می رسد یکی از اصولی ترین و ضروری ترین چیزهائی که معتقدین به گفتمان اسلام ناب باید در بحثهای انتخاباتی خود آن را در اولویت خد قرار دهند «ایجاد و یا اصلاح الگو رای و افزایش سطح آن می باشد.آغاز این اتفاق مبارک اصلاح انحرافی است که در این مدت هم در گفتمان برخی گویندگان و هم در ذائقه گروهی از مردم رخ داده است تا بدین وسیله چنین جملاتی از حضرت امام در جایگاه خود قرار بگیرند:


                          
مسئولان ما باید بدانند كه انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه‏اى مسئولین را از وظیفه‏اى كه بر عهده دارند منصرف كند، خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولى این بدان معنا نیست كه آنها را از اهداف عظیم انقلاب كه ایجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كند.
مردم عزیز ایران كه حقاً چهره منوّر تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعى كنند كه سختیها و فشارها را براى خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالاى كشور به وظیفه اساسى‏شان كه نشر اسلام در جهان است برسند
و از آنان بخواهند كه تنها برادرى و صمیمیت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند. چه كسى است كه نداند مردم عزیز ما در سختى هستند و گرانى و كمبود بر طبقه مستضعف فشار مى‏آورد، ولى هیچ كس هم نیست كه نداند پشت كردن به فرهنگ دوَل دنیاى امروز و پایه‏ریزى فرهنگى جدید بر مبناى اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامى با امریكا و شوروى، فشار و سختى و شهادت و گرسنگى را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب كرده‏اند و بهاى آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار مى‏كنند. این روشن است كه شكستن فرهنگ شرق و غرب، بى‏شهادت میسر نیست.
من بار دیگر از مسئولین بالاى نظام جمهورى اسلامى مى‏خواهم كه از هیچ كس و از هیچ چیز جز خداى بزرگ نترسند و كمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشاى سرمایه دارى غرب و پوچى و تجاوز كمونیزم نكشند كه ما هنوز در قدمهاى اول مبارزه جهانى خود علیه غرب و شرقیم.
مگر بیش از این است كه ما ظاهراً از جهانخواران شكست مى‏خوریم و نابود مى‏شویم؟ مگر بیش از این است كه ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفى مى‏كنند؟ مگربیش از این است كه با نفوذ ایادى قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایكوب مى‏كنند؟ مگر بیش از این است كه فرزندان عزیز اسلام ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبه‏هاى دار مى‏روند؟ مگر بیش از این است كه زنان و فرزندان خردسال حزب اللَّه در جهان به اسارت گرفته مى‏شوند؟ بگذار دنیاى پست مادیت با ما چنین كند ولى ما به وظیفه اسلامى خود عمل كنیم.

صحیفه امام، ج‏21، ص: 328