تبلیغات
خاکریز - مطالب مرداد 1385

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


یکشنبه 22 مرداد 1385

یادداشتهای حرم امام رضا .ع.



حرف اول:

 زیارت این دفعه مشهد الرضا برایم یه حال و هوایی دیگه ای داشت...این دل نوشته  یکی از نشانه های اونه . . .

ماهی ها به آب خیلی!احتیاج دارند!

حدیثی است که مومن تو مسجد مثل ماهی است تو دریا...نمی دونم!وقتی که چشمات به حرم    امام رضا.ع. می خوره دیگه خیلی خوب می فهمی که یکی حرمش از بهترین محل های سجده است...آره!یکی از بهترین آقیانوس های برای شنای ماهی ها! همان وقته که خیلی دلت تنگ میشه که چه طور تا حالا بدون آب داشتی شنا می کردی !...درهای دریای حرم امام رضا که همیشه برای شنا ماهی ها باز است...سقا خونه همیشه آب برایت هدیه دارد...کفترها همیشه دلت را برای آسمان هدیه می برند..دستان پدر رئوفت که همیشه بر سر ایتامش هست ....خدایا چه جای گفتن حاجت فقط خدایا مرا هرگز بی آب مگذار...همین...سلام امام رضا.

دریا به کنار ماهی ها می رود

دلم از طرف خیلی ها حرم را زیارت می کند.از طرف چشمان مشتاق دوستان،صدای خسته ودرد آلود محتاجان به دعاو دستهای خسته و نورانی بچه های حزب الله لبنان،البته شاید امروز دریا هم در کنار ماهی هاست!ولی به هر حال زیارت از طرف بچه های حزب الله شاید در این روزها علاوه بر هدیه استقامت بر دل های نورانیشان،هدیه ای باشد بخاطر سربلندی در بازی و فتنه آخرالزمان ،بازیی که شروع شده و تا آن روز موعود جهان را در تحول و نگرانی نگه خواهد داشت . بازی که نتیجه آن مدت ها قبل رقم خورده است.

خداوند آقازاده ها را دوست دارد

دستم را محکم گرفتُ بر می گردم ُخودش است پسر یکی از سرداران شهید بزرگ جنگ،با چفیه ای بر دوش و لباسی ساده،همدیگر رو در آغوش می گیریم مثل چندین روز قبل در حرم حضرت معصومه!با آن که به گفته خودش از تهران تا مشهد خیلی گرفتاری کشیده بود ولی بازهم سرحال بود و با صفا،انگار خستگی برایش مفهومی نداشت.

ساعات زیارت حرم در کنار او انگار برکت پیدا کرده  بودند.باران رحمتی که بر قلب حرم الهی اش می باریدما را هم خیس میکرد.توفیق چند کار خیردر عرض چند ساعت.مثل اینکه کار هایی که دربقیه ساعت ها من به دنبالشان بودم اکنون در تعقیب من بودند.

...ساده تر از بقیه مردم این طرف و آن طرف می رفت انگار نه انگار یک آقازه بود!وقت خداحافظی گذاشتم تا به حد کافی از چشمانم دور شود ...راستی که پسر کو ندارد نشان ازپدر.

چقدر ماهی

توی حرم از هر طایفه ای هست! از گوشه کنار های ایران گرفته تا بچه شیعه های بقیه کشورها...دلت با دیدنشون نورانی میشه..نور شیعه تو اونها مشترکه......همین....دلمرا برایت نذر کردم و گره زدم به حرمت آقا...



جمعه 6 مرداد 1385

پروانه ها می نویسند . . .



بسم الله قاسم الجبارین

ما به وظیفه اسلامی مان عمل می کنیم.
مگر بیش از این است
که ما ظاهرا از جهان خواران شکست می خوریم و نابود می شویم.
مگر بیش از این است که ما را دنیا به خشونت و تحجر متهم می کند.
مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل،عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می کنند؟
مگر بیش از این است که فرزندان اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه های دار می روند.
مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می شوند.
بگذار دنیای پست مادیات با ما چنین کند ولی ما به وظیفه ی اسلامیمان عمل می کنیم.

(امام خمینی)

پروانه ها می نویسند
حیدی حیاد:

ایها الناس، المجتمعه ابدانهم،المختلفه اهواوهم،کلامکم یوهی الصم الصلاب و فعلکم یطمع فیکم الاعدا!تقولون فی المجالس(مجالسکم):کیت و کیت،فاذا جائ القتال قلتم،حیدی حیاد! ما عزت دعوه من دعاکم،و لا استراح قلب من قاسکم،اعالیل باضالیل،و سالتمونی التطویل دفاع ذی الدین المطول.  خطبه 29
ای مردم کوفه! بدن های شما در کنار هم، اما افکار  و خواسته های شما پراکنده است ،سخنان ادعایی شما سنگ های سخت را می شکند.ولی رفتار سست شما دشمنتان را امیدوار می سازد. در خانه هایتان که نشسته اید شعار های تند سر می دهید.اما در روز نبرد،می گویید ای جنگ،از ما دور شو و فرار می کنید.آن کس که از شما یاری خواهد، ذلیل و خوار است و قلب رها کننده شما آسایش ندارد. بهانه های نابخردانه می آورید،چون بدهکاران خواهان مهلت،از من مهلت می طلبید و برای مبارزه سستی می کنید.
. تو اگر می خواهی این گونه باش، اما من ...!
لبئس لعمر الله سعر نار الحرب انتم! تکادون و لا تکیدون ،و تنقص اطرافکم فلا تمتعضون ، لا ینام عنکم و انتم فی غفله ساهون، غلب و الله المتخاذلون ! و ایم الله انی لاظن بکم ان لو حمس الوغی و استحر الموت، قد انفرجتم عن ابن ابی طالب انفراج الراس.و الله ان امرا یمکن عدوه من نفسه یعرق لحمه ، و یهشم عظمه و یفری جلده لعظیم عجزه ضعیف ما ضمت علیه جوانح صدره. انت فکن ذاک ان شئت، فاما انا فوالله دون ان اعطی ذلک ضرب بالمشرقیه تطیر منه فراش الهام ، و تطیح السواعد و الاقدام و یفعل الله بعد ذلک ما یشاء.  خطبه 34
به خدا سوگند، شما بد وسیله ای برای افروختن آتش جنگ هستید،شما را فریب می دهند اما فریب دادن نمی دانید ، سرزمین شما را پیاپی می گیرند و شما پروا ندارید ، چشم دشمن برای حمله شما خواب ندارد ولی شما در غفلت به سر می برید. بخدا سوگند ، شکست برای کسانی است که دست از یاری یکدیگر می کشند. سوگند بخدا ، اگر جنگ سخت در گیر شود و حرارت و سوزش مرگ شما را در برگیرد. از اطراف فرزند ابوطالب همانند جدا شدن سر از تن ، جدا و پراکنده می شوید.به خدا سوگند! آن که دشمن را برجان خویش مسلط گرداند تا گوشتش را بخورد و استخوانش را بشکند و پوستش را جدا سازد ، عجز و ناتوانی اش بسیار بزرگ و قلب او بسیار کوچک و ضعیف است . تو اگر می خواهی این گونه باش، اما من ، به خدا سوگند از پای نشینم و قبل از آن که دشمن فرصت یابد با شمشیر آبدیده چنان ضربه ای بر پیکر او وارد سازم که ریزه های استخوان سرش را بپراند و بازو ها و قدم هایش جدا گردد و از آن پس خدا هر چه خواهد انجام دهد.