تبلیغات
خاکریز - بهشت باید منتظرشان می ماند!

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


چهارشنبه 1 تیر 1390

بهشت باید منتظرشان می ماند!



شهید میدان مین  

عکس:محور پاسگاه زید / 27 تیر 1361 : نیمه  شب یکشنبه 27 تیرماه، گردان های در گیر در مرحله دوم عملیات رمضان به دلیل گذشت زمان و نزدیک شدن صبح، از تعدای از نیروهای داوطلب می خواهند که از میدان مین پیش رو سریع تر گذر کرده و معبری برای عبوردیگر رزمندگان باز کنند. از میان 150 نفر داوطلب به 20 نفر از آنان اجازه ی ورود به میدان مین داده می شود و اغلب این 20 نفر نیز به شهادت رسیدند.(عکس از:+)

بهشت باید منتظر می ماند.

می گن برای یه عده از حاجی هایی که از «روزهای مقدس»  فکه ،شلمچه،چزابه و اینجور «مکان های مقدس» به نشانه و یادگار باقی موندند "بوی کباب" یه حس و حال متفاوت از ما مردم این زمانه، برایشون ایجاد می کنه.
گویا! این "بوی کباب" ما! اونها رو یاد یه چیزی یا کسی به نام (پل انسانی)! میندازه.
خودشون می گن که این (همون پل انسانی) یعنی این که چند تا بچه  بسیجی برن و خودشون رو تکه تکه کنند. یا نه ، در واقع چند تا بچه  بسیجی برن روی مین های موانعی که وسط هیر و بیر عملیات، راه رو بسته بودن و این طوری هم موانع وهم خودشون رو تکه تکه کنند.یا به هر حال یه همچین چیزی!
می گن که عده ی زیادی از بچه ها که از دعوای انتخاب شدن برای پل انسانی موفق فارغ می شدن و بعد دل به دریا می زدن،همون لحظه های اول پیش خدا می رفتن! ولی خوب،یه عده ای هم نه!
بهشت برای آنها باید کمی انتظار می کشید.


این چند لحظه ی دنیایی !


احتمالا! برای اون عده  از بچه های پل انسانی  که هنوز پیش خدا نرفته بودن،"درد کشیدن"برای توصیف شرایطشون لغت ریزی به نظر می اومد.از طرف دیگه، اون طوری که میگن باید پل انسانیا خیلی خیلی خاکی تر از بقیه دوستانشون می بودند. چرا ؟ خوب ،چون خاک برای پر کردن دهنی که برای « این چند لحظه ی دنیایی! » باید ساکت بمونه و از درد تکه تکه شدن فریاد نزنه! تا نکنه که عملیات لو بره ، خفن ترین! چیز در دسترس بود، اونها هم اون رو از دست نمی دادن.
اما خوب،مسلما برای از بین بردن «بو» تو اون  هیر و ویری  خاک به درد نمی خورد. برادراشون که نمی تونستن دست از نبرد بکشند و به فکر  بوی گوشت سوخته ی برادران خاک بر دهن خودشون باشن.!!!چاره ای نبود پل انسانی ها باید می سوختند و می ساختند!
تموم شد به همین سادگی! خوب طبیعیه که این (حاجی) هایی که تو فضای تاریک و  پر ازعطر!گوشت سوخته ی بچه ها! مجبور بودن پا به جسم های نیم سوختشون بزارن و اونها رو تنها رها کنند! حتی سالها بعد هم به «بوی کباب»حساس باشند!!! (برداشتی از یادداشت گونه های خاک آلود:
+)

  • حرف آخر!

به قول سید مرتضی آوینی «شهادت تنها مزد خوبان است.»همین!



نمایش نظرات 1 تا 30