تبلیغات
خاکریز - آقای کروبی ...فاین تذنبون

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


یکشنبه 18 دی 1384

آقای کروبی ...فاین تذنبون



بسم الله الرحمن الرحیم
«السلام علی الحسین الشهید و علی علی بن الحسین سید المومنین و علی اولاد حسین و علی العباس الحسین و علی اصحاب الحسین»

 سخنی اول :
وقتی کروبی در مصاحبه خود با شرق می گوید : « اما این افراد براى توجیه شرعى كار خلاف خود سعى مى كنند مبانى نظام و انقلاب و دیدگاه هاى امام را تحریف كنند تا آن جوان دچار تردید شده و بعد بچه ها را وادار كنند كه هر دخل و تصرفى در راى مردم بلااشكال است و هیچ نگرانى و گناهى نیز از بابت آخرت نداشته باشند...واین توجیهى است براى كارهاى خلاف و تخلف و تقلب.»می شود به راحتی حدس زد که عقبه سخنان کروبی چیست!می شود فهمید که کدام ادعا ایشان را به این وادی کشانده  و وقتی در ادامه می گوید « به نظر من فقط انتخابات خبرگان نیست. ایشان مى خواهد گام هاى دیگرى هم بردارد. این بیشتر براى این مسائل است. این انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهورى دوره نهم زیر دهان آنها مزه كرده است. به همین خاطر به فكر هاى جدید تر افتاده اند» می شود که فهمید ناراحتی آقای کروبی با یک نفر نیست!ناراحتی ایشان از یک فکر و از یک جریان است!ناراحتی آیشان از جریان اصولگرایی است !و ناراحتی ایشان را رای های سوم تیر مردم است! وقتی ایشان در آخر مصاحبه می گویند « انتخابات خبرگان، انتخابات سخت و دشوارى است . ما داریم خودمان را آماده مى كنیم»دیگر براحتی می توان فهمید که دوباره ایشان و هم فکرانشان برای چه دندان تیز کرده وبه هول ولا افتاده اند.

 سخن دوم :
آقای کروبی در باره «جمله جمله» مصاحبه شما می توان نقد چندین صفحه ای نگاشت که ان شائ ا...در اینده نزدیک به آن خواهم پرداخت  فقط در این جا جهت روشن شدن موضوع به یک جمله شما استناد می کنم آقای کروبی شما فرموده اید :« . اگر راى مردم معیار نباشد،هیچ كس در حكومت دینى و جمهورى اسلامى مشروعیت ندارد... هزاران ادله مى توان آورد كه امام بر راى و مشروعیت نظام براساس جمهوریت، تاكید داشته اند»آقای کروبی لطفا نسبت خود را با این جمله امام خمینی (ره)که مشروعیت رای مردم به رئیس جمهور را مربوط به نصب فقیه می داند روشن کنید : « اگر چناچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد،طاغوت است.یا خدا یا طاغوت.اگر به امر خدا نباشد،رئیس جمهور بانصب فقیه نباشد،غیر مشرع است.وقتی غیر مشروع شد طاغوت است.اطاعت اواطاعت طاغوت است. وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است.
طاغوت وقتی از بین می رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود.شما نترسید از این چهار نفر آدمی که نمی فهمنداسلام چه است،نمی فهمند فقیه چه است.نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه .آنها خیال می کنند که یک فاجعه به جامعه است.»

 سخن سوم :آقای کروبی به کجا می روید:

پرده اول :
کروبی :این آقاى مصباح در طول ۱۰ساله انقلاب كجا بودند. در آن توفان ها و قضایایى كه براى بهشتى، آقاى خامنه اى، هاشمى رفسنجانى، قدوسى، مفتح ها، مطهرى ها، هاشمى نژادها پیش آمد، كجا بود؟
کروبی در ادامه هاشمی را شاهد خود معرفی کرده و میگوید : هاشمى گفت: آقاى مصباح به كلى از حركت نظام و انقلاب و مبارزه برگشته است.
کروبی در ادامه می گوید :همه مى دانند كه در قم «موسسه در راه حق» جلسه اى را برگزار كرد توسط آقاى مصباح. در این جلسه قرار بود براى جشن ها برنامه ریزى كنند. در جلسه اعلامیه امام را نشان دادند و گفتند كه این كار را نكنید. اما آقاى مصباح یزدى نمى پذیرند... من مى خواهم بگویم كسى كه از امام سخن مى گوید، مردم بدانند كه چه كسى بوده است.

 
پرده دوم :

فقیه،فیلسوف،متفکر و صاحب نظر

سالها قبل در اوج بحرانهای سالهای 60-59 ،یک روحانی نسبتا جوان بر صفحه تلویزیون ظاهر شد که طی مناظره هایی مستقیم با کمونیستها و ماتریالیستها،باشهامت از مظام و انقلاب دفاع می کرد . در مقابل او که در چنان فضای ملتهبی،با استدلال طرف مقابل را به تسلیم می کشاند،تابلوی کوچکی قرار داشت که روی آن نوشته بود :«محمد تقی مصباح یزدی»از حوزه علمیه قم.
اول.درست از زمانی که استاد محمد تقی مصباح یزدی،مباحث مربوط به فلسفه ی سیاسی اسلام را در نماز جمعه تهران آغاز کرد،تماسهای بسیاری گرفته شد تا پیش قراولان جناح سوم بدانند کجای سخنان او را هدف بگیرند . چرا که این سخنرانیها بسیار هدفمند ارائه می شد.
اما ایراد کار اینجا بود که مصباح با آن که ساز مخالف می نواخت اما خارج نمی زد و این خشم حاشیه نشینها را بیشتر بر می انگیخت.
ابتدا بحث «آزادی»در اسلام مطرح شد و «جامعه»و «توس»در شورای سیاستگذاری خود تصمیم گرفتند، از کنار موضوع ساده نگذرند و به خطیب ظهرهای جمعه پاسخ گویند.اندکی این بحث فروکش کرده بود که مصباح انگشت روی موضوع تازه ای گذاشت.شهروند درجه یک و دو. این بحث که بعد ها در شکل گیری  تکامل یافته تر،با عنوان«خودی و غیر خودی»بازتاب یافت،باعث شد که نام استاد از صفحات رورنامه ها حذف نشود.
دوم. از مردا ماه و همزمان با پایان درگیری های خیابانی در تهران،،،سخنران پیش از خطبه ها ی تهران که یک هفته در میان به پشت تریبون می آید،به مبحث«خشونت»در اسلام توجهکرد. او با اشاره به تلقی به وجود آمده از خشونت در جامعه که اعمال آن چون «بت»منفی تلقی می شد،یادآور شده است که همه ی حکومتها،برای اجرای منویات خود ناگزیر از استفاده از چنین ابزاری هستند
این سخنان در همان حالی  که خشم پیاده نظام جریان سوم را موجب شد، اما نیشخندی هم بر گوشه لبان اعضای کمیته ی ویژه رویاند،چراکه آنها موضوع تازه ای یافته بودند؟!
یک روزنامه صبح-که اعضای شورای سیاستگذاری آن به طور پیوسته با یکی از مخالفان سر سخت مصباح،جلسات منظم درند-به سراغ یک روحانی نه چندان نام آشنای حوزه رفت و در تیتر اول خود خبر داد که :کسانی که هم اکنون در حوزه از خشونت دفاع می کنند و نظریه پردازی می کنند،سابقه خوبی در انقلاب ندارند.
این سخنان اشاره به نکته ای داشت که موسوی تبریزی درباره او گفته بود . موسوی تبریزی که در چند سال اویل دهه 60 دادستان کل کشور بود به دلیل ارتکاب اعمال نامتناسب با شان دینی ،روحانی و مسئولیت خود توسط حضرت امام از دادستانی اخراج شده بود پس از مدتی با استشمام «بوی کباب»مجددا به مطرح کردن خود پرداخت اما موسوی تبریزی ، دیگر موسوی تبریزی 60،61،62 نیست بلکه یک چهره لیبرال مدافع حقوق و آزادیهای فردی،جامعه مدنی و کرامت انسانی است .او مدعی شده است که :«پس از فاجعه 19 دی سال 56عده ای از طلبه ها که در اعتراض به مقاله 17 دی روزنامه اطلاعات در توهین به امام تظاهرات کرده بودند و توسط نیروهای رژیم شهید شدند و مدرسین حوزه تشکیل جلسه دادند و اعلامیه ای نوشتند که قرار شد من از جمعی که در جلسه نبودند امضا بگیرم نزد آقای مصباح بردم ایشان گفتند...«حالا دیگر امضا نمی کنم....»این در حالی بود که  وقتی به کتاب اسناد انقلاب اسلامی،ج3،ص238 رجوع می کنیم اعلامیه مورخ 22 دی 56 مربوط به فاجعه خونین 19 دی قم چاپ شده و امضا حضرت آقای مصباح یزدی در کنار امضای آیت ا..مشکینی،مکارم و... به چشم می خورد.اما باز تروهای شخصیتی ادامه داشت....
 و سالها بعد کروبی نیز حرف های موسوی تبریزی را تکرار کردند که می گفت  :
«در سال 57 امام نزدیکی های نیمه شعبان اعلام کرد  که به خاطر شهدای زیادی که انقلاب داده است و به خاطر مبارزه با رژیم شاه امسال نیمه شعبان را جشن نمی گیرریم...در قم موسسه در راه حق که آقای مصباح یکی از گردانندگان انجا بود مراسم جشن گرفتند»
این مطلب در حالی بیان می شد که!در سال 56-57 موسسه در راه حق در دست ساخت بود! و کارهای فرهنگی آن مرکز در یک خانه قدیمی در کوچه ای تنگ که اصلا مناسب جشن نبود انجام می گرفت
که در همان خانه برخی از اساتید و بزرگان حوزه و حامی انقلاب حاضر می شدند و موسسه در راه حق را (که یار صمیمی امام حجه السلام و المسلمین شهید حقانی در هیات مدیره اش بود) به خاطر برنامه های سازنده اش مورد تقدیر و تشویق قرار می دادند.
 و حتی  تا بدو پیروزی انقلاب هم هنوز ساختمان موسسه آماده نشده بود .بعد ها  موسسه در راه حق و شخص جناب آقای مصباح و برنا مه های خوب و سازنده اش آن قدر مورد توجه حضرت امام بود که از بدو پیروزی انقلاب تا رحلتشان تمام هزینه های برنامه های آموزشی حضرت آقای مصباح رامرحمت می کردند که نسبت به آن زمان مبلغ قابل ملاحظه ای بود. می توانید از حجه السلام و المسلمین صانعی و دیگر عزیزان آگاه از دفتر آن امام بزرگوار بپرسید و امام فرموده بودند که اگر توسعه هم پیدا کند هزینه ها را تامین میکنم«ببین تفاوت ره از کجا تاکجاست»امام چه میفرماید و مدعی پیروی از امام چگونه خلاف میگویند و می نویسند و به فکر فردای قیامت هم حتما هستند.

آقای کروبی گفتید که :این آقاى مصباح در طول ۱۰ساله انقلاب كجا بودند. در آن توفان ها و قضایایى كه براى بهشتى، آقاى خامنه اى، هاشمى رفسنجانى، قدوسى، مفتح ها، مطهرى ها، هاشمى نژادها پیش آمد، كجا بود؟
در جواب شما فقط به مطلب زیر اشاره میکنم که العاقل اشاره:
حجت السلام و المسلمین محمد جواد حجتی کرمانی دربخش دوم مقاله «ادامه بحث در حاشیه  پیش خطبه های استاد مصباح یزدی» در  پاسخ گویی به سخنان آیت الله مصباح یزدی در موردپیش خطبه جمعه 15/5/78 در مورد خشونت در روزنامه اطلاعت چاپ می شد می گوید :
برادران اظهار داشته اند که استاد مصباح اطلاع عمیق از توطئه های فرهنگی دارد و پیامد های انحرافات را پیش بینی میکند.من به مراتب اخلاص دلسوزی و انگیزه های دینی استاد مصباح بیش از شما واقفم و از آنچه این روزها در روزنامه ها می نویسند و متاسفانه به مقام استا جسارت روا میدارند، و از ایشان هک حرمت می کنند، سخت ناراحتم...من به خدمات علمی و تحقیقاتی و مراتب فضل و دانش و تقوا و دلسوزی ایشان از سالهای 30 یعنی بیش از چهل سال است که آشنایم و به خدمات ایشان به انقلاب نیز واقفم ..و می دانم آقای مصباح و بردارم علی آقای حجتی و آقای خسرو شاهی و آقای هاشمی رفسنجانی و آقای دعایی در قم به نشر «بعثت»و «انتقام»و نیز پخش اعلامیه ها امام و مراجع می پرداختند.من آقای مصباح را همچون  شهید بهشتی،شهید مطهری،شهید باهنر و بسیاری دیگر از بزرگواران در«پشت جبهه»مبارزه حاضر می دیدم  و وقتی کسانی مثل آیت ا... ربانی شیرازی،آیت ا...متظری،مرحوم آیت ا...شهید سعیدی، در صحنه مبارزه به صورت علنی وارد می شدند امثال شهید بهشتی و شهید مطهری و آقای مصباح پشتیبان  جدی نهضت امام خمینی در پشت صحنه بودند و گاهی هم علنی می شدند و کلا و عد الله الحسنی ...تا آخر آیه ...اما این آگاهی ها و احساس احترام و تقدیر از استاد،به هیچ رو  موجب نمی شود که اختلاف نظرم را با ایشان مطرح نکنم.
به هر حال آقای کروبی لطفا به حداقل های اخلاق نقد پای بند باشید و به جای نقد انگیزه به نقد انگیخته بپرئدازید و نکوشید با آلوده کردن فضای نقد،خود و هم فکران خود را از پاسخ گویی بی نیاز کنید. امید که فراموش نکنید که امیر المونین به ما توصیه نمده اند:
الحکمه ضاله المومن فخذ الحکمه و لو من اهل النفاق.

در آخر آقای کروبی اگر استاد مصباح از نظرشما چنین فرد خطرناکی برای انقلاب و امام است پس تشبیه به  مطهری زمان از سوی مقام معظم رهبری چیست؟چرا مقام مظعم رهبری از علاقه جوانان به ایشان اظهار خوشحالی می کنند اما شما ناراحتید!

آقای کروبی به کجا می روید!فراموش نکنید که نام شما هم در آن لیست بود!