تبلیغات
خاکریز - بینش لغزان!

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


جمعه 8 تیر 1386

بینش لغزان!



در صبح یازدهم تیرماه سال 1360 كه فقط چندروز از فاجعة حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی و یارانش می‌گذشت حضرت امام خمینی (سلام‌الله علیه) درجمع خانوادة آن شهیدان پرده از وجود جریانی آمریكایی كه همیشه همراه انقلاب هست گشودند و فرمودند:
 «مِن باب اتفاق نبود كه وقتی مجلس شورا می‌خواست تأسیس بشود باز مخالفت‌ها شد و وقتی هم تأسیس شد باز در خودِ  مجلس افرادی در آن موادی که برای حفظ اسلام و حفظ استقلال کشور مفید بود، مورد اشکال واقع شد. این یک مسأله‌ای بود و یک جریانی و این جریان هست همراه با این انقلاب، همزاد با این انقلاب و الآن هم هست و بعدها هم خواهد بود. بی‌جهت نیست که یک کسی در مجلس شورا انگشت می‌گذارد روی یک ماده‌ای که آن ماده بر حسبِ خواست اسلام ادامه‌دهندة اسلام و ادامه‌دهندة راه اسلام است. (اصل ولایت فقیه) آن ماده مورد مؤاخذه قرار می‌‌گیرد و مخالفت.
 و مِن‌باب اتفاق نیست که بعد از آن که آن مسأله گذشت، دولت وقتی که یک دولت اسلامی است و متعهدی است مورد اشکال و مورد هتک قرار می‌گیرد. .. مسائلِ آمریکاست و اسلام؛ جریان، جریان آمریکایی در مقابلِ اسلام از همان اول ... یک جریانی بود که باید افراد متعهد نباشد. اگر شده آن‌ها را ازصحنه بیرون کنند و منعزل کنند از مردم، بهتر... این جریانی بود و هست که می‌خواهند این کشور را با آن جریان بکشند به طرف آمریکا. (صحیفة امام ج 15 ص بیست و سه)

این سخنان حضرت امام در صورتی بود که طرفداران نشان‌دار آمریکا چون «بنی‌صدر» و «بازرگان» و «ابراهیم یزدی» و به طور کلی لیبرال‌های «نهضت آزادی» در آن برهه به طور کلی از مجلس و دولت برکنار بودند و بنی‌صدر نیز فراری. بنابراین که امام راحل(رحمت‌الله علیه) همراهی همیشگیِ این جریان را گوشزد می‌کنند و از آن نیز نه فقط به عنوان چند فرد و یا یک گروه سیاسی بلکه «جریان» تعبیر می‌کنند، نباید آدرس را به اشتباه رفت و فقط آنان را در لیبرال‌های نشان‌دار جست‌وجو کرد بلکه باید مختصات این جریان را شناخت، تا افراد آن نیز شناخته شوند.


در اسفند‌ماه سال 1359 شهیدِ مظلوم حضرت آیت‌الله بهشتی در نامه‌ای به حضرت امام ویژگی‌های این جریان را چنین بر می‌شمارند:
«دو‌گانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبة شخصی داشته باشد، به اختلافِ دو بینش مربوط می‌شود.
 یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن باید سخت ملتزم به وحی و تعبّد در برابر کتاب و سن‍ت باشد. بینش دیگر در پی اندیشه‌ها و برداشت‌های بینابین که نه به کلی از وحی بریده است و نه آنچنان‌که باید و شاید در برابر آن متعبّد و پایبند و گفته‌ها و نوشته‌ها و کرده‌ها بر این موضعِ بینابین گواه.

بینش اول در برابر بیگانگان و هجومِ تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی آن‌ها سخت به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان امّت اسلامی و پرهیز از گرفتارشدن در دام داوری‌ها با دلسوزی‌های بیگانگان معتقد و ملتزم.

بینش دیگر هر چند دلش همین را می‌خواهد و زبانش همین را می‌گوید و قلمش همین را می‌نویسد، اما چون همة مختصاتِ لازم را برای پیمودنِ این راهِ دشوار ندارد در عمل لرزان و لغزان. بینش اول به نظام و شیوه‌ای برای زندگیِ امّت ما معتقد است که در عینِ گشودنِ راه به سوی همه‌ نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل‌شدن مسلمان‌ها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظامِ ارزشی اصیل و مستقلِ اسلام استوار دارد.

بینشِ دیگر با حفظِ نام اسلام و بخشی از ارزش‌های آن، جامعه را به راهی می‌کشاند که خود به خود درها را بر روی ارزش‌های بیگانه از اسلام و بلکه ضدِ‌اسلام می‌گشاید. بینش اول روی شرایطی در گزینشِ مسؤولان تکیه می‌کند که جامعه را به سوی امامت متقین و گسترشِ این امامت بر همة سطوح راه می‌برد.

بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تكیه می‌كند كه خود به خود راه را برای نفوذ بی‌مبالات‌ها در همة سطوح مدیریتِ امّت اسلامی و حاكم‌شدنِ آن‌ها بر سرنوشتِ انقلاب هموار می‌سازد.»  (كیهان 8 شهریور 1379 ص هفت



نمایش نظرات 1 تا 30