تبلیغات
خاکریز - فریادی از صحرای منا

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


یکشنبه 10 دی 1385

فریادی از صحرای منا




در یافت کنید . . .   

( اندازه کلیپ ۷۸۷ کیلو بایت)

راهنمای دانلود : بروی عکس یا جمله ؛دریافت کنید . . . ؛ کلیک راست کنید و سپس گزینه ی  Save Target Az . . . را انتخاب کنید.

با تشکر از پایگاه اطلاع رسانی رجا نیوز (http://www.rajanews.com/)به خاطر قرار دادن کلیپ در سایت (http://www.rajanews.com/News/?4692)و تشکر از دوستانی که اظهار لطف کردن.

در ضمن برای دانلود  به قول دوستان در صورت پریدن پرشین گیگ از لینک رجا نیوز(http://www.rajaanews.com/hajj/Faryadi%20Az%20mena.mp3)یا از لینک کمکی غیر مستقیم هم می تونید استفاده کنید.

متن پیاده شده ی کلیپ صوتی فریادی از مناء:

{موسیقی}


(سخنرانی مقام معظم رهبری ) : نگذاریم روح انقلاب در جامعه منزوی بشود و فرزند انقلاب منزوی بشود. به عده ای اشتباه گرفتند مسائل را. {تکرار} یه عده ای اشتباه گرفتند مسائل را.

موسیقی}:
(سخنرانی مقام معظم رهبری ) : یه عده ای سازندگی را اشتباه گرفتند با مادی گرایی.
 سازندگی چیزیست مادیگری چیز دیگری است.
سازندگی یعنی کشور آباد بشود . طبقات محروم به نوایی برسند.


{موسیقی}:{ موسیقی متن سریال امام علی (ع)}

(سخنرانی مقام معظم رهبری ) : سازندگی اون کاری بود که علی بن ابیطالب (ع) داشت که حتی در دوران خلافت هم که حالا من اینو تردید دارم تا قبل از خلافت که قطعی است . با دست خودش اون بزرگوار نخلستان آباد می کرد ،زمین احیا می کرد، درخت می کاشت، چاه می کند ، آب جاری می کرد.
این سازندگی است.
دنیا طلبی و ماده طلبی اون کاری است که عبید الله زیاد و یزید می کردند اونا کی چیزی رو به وجود می آوردند  و می ساختند ،اونا فانی می کردند، اونا می خوردند،اونها تجملات زیاد می کردند .
این دوتا را با هم اشتباه نباید کرد.
امروز یه عده ای خودشون را غرق در پول و دنیا و ماده پرستی می کنند 

 به اسم سازندگی ،این سازندگی است؟

{موسیقی}


مصاحبه گر: حالتون خوبه حاج خانم ! خوب هستید! بفرمایید در خدمت باشیم!
زن: خوش امدید ، بفرمایید.
زن : من لباس فروش می کنم . همسایه کمک می کنه . یه همسایه یه کیلو مثلا برنج میده . من لباس فروش می کنم. . .
 . .  . مصاحبه گر : صبح وقتی بلند شدی مامان چی داد بهت خوردی؟
دختر بچه : .. پنیر
مصاحبه گر: پنیر خوردی ، نهار چی خوردی؟
دختر بچه : پنیر
مصاحبه گر: دیشب یادته شام چی خوردی؟ دیشب که هوا تاریک شده بود شب شده بود مثل الان می خواستی بخوابی چی خوردی؟
دختر: .... هیچی
مصاحبه گر: هیچی نخوردی ! گوشنت بود!
دختر : بله
مصاحبه گر: به مامان هم گفتی گشنته؟ ...آره ...چی گفت مامان؟
دختر : گفت بخواب.
(تکرار) : گفت بخواب.
(موسیقی متن) (تکرار): گفت بخواب.


ابوذر در حال صحبت با معاویه (گوشه ای از سریال امام علی .ع.) :
ابوذر(با فریاد) :  . .  . معاویه!
                     :تو جز به دو جامه و شکمی سیر نیازمندی؟
                     اموال فی در اختیار خلیفه ومتولیان اوست که چه کنند؟
                     برای خود اندوخته کنند یا برای معاش امت  و آبادانی ملک خرج کنند.
(صدای قدم های ابوذر)(صدای پیرمرد نحیف )
ابوذر(خطاب به پیرمرد) :  بنشین.
                                       : این زرد گونه را ببین!
(صدای قدم های ابوذر)(صدای مردی دیگر )
(صدای  ول کردن پیر مرد روی زمین): این سرخ گونه را ببین !


ابوذر : شکافی که می بینی در کجای شریعت محمد ذکر شده ؟
معاویه: ثابت کن درهمی مال حرام اندوخته تا از حلقومش بیرون بکشم!
ابوذر : بحث انفاق است ، بحث اسراف است ، تو جوهر دین محمد را نفهمیدی!

{موسیقی}


(سخنرانی مقام معظم رهبری ) : کار به این جریان دارم . این جریان ، جریان بسیار خطرناکی است . از شش ، هفت سال بعد از رحلت پیغمبر همه ی قضایا شروع شد. اولش هم از اینجا شروع شد که گفتند :

سابقه دارهای اسلام،کسانی که جنگ های زمان پیغمبر را کردند و چه! چه! وصحابه و یاران پیغمبر، اینا نمی شه با مردم دیگه یکسان باشند.اینا باید یه امتیازاتی داشته باشند . به اینا امتیازات داده شد . امتیازات مالی از بیت المال .
این خشت اول بود.
حرکت های انحراف این جوری است دیگه. از نقطه ی کمی آغاز می شه! بعد همین طور هر قدمی ، قدم بعدی رو سرعت بیشتری می بخشه!
ازهمین جا شروع شد ، در دوران خلیفه سوم وضعیت این جوری شد که برجستگان صحابه ی پیغمبر شدند جزو بزرگترین سرمایه دارهای زمان خودشون !

توجه می کنید !

 یعنی همین صحابه ی عالی مقام که اسماشون معروفه طلحه ،زبیر ،سعد بن ابی وقاص ، که! که!که! این بزرگان ! که هر کدامی یک کتاب قطور سابقه افتخارات داشتند در بدر، در حنین ودر احد و در چه! در چه! اینا شدند جزو سرمایه دارن درجه ی اول اسلام.


{موسیقی}


(سخنرانی استاد ازغدی در تبیین خطبه ی ابا عبدالله الحسین (ع) در صحرای مناء ) :
 بعد فرمود امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام و دین است . منتهی دعوت خالی نه ! که مردم بیاید مسلمان بشید  و اسلام خوبه ،مثلا حالا به بعضی شبهات هم پاسخ بدیم و دیگه تمام!
نه! این (مع)اش خیلی مهمه!
فرمود دعوت به اسلام (مع رد المظالم) .

رد مظالم یعنی جبران همه ی بی عدالتی هایی که داره می شه و شده است!
نه اینکه !عدالت خوبه! ظلم بده !خوب اینو که همه می دونند ، این که جزو مستقلات عقلیه است .احتیاجی به شرع هم نداره ! این که ظلم بده و عدل خوبه که روشنه!
این کافی نیست!
سید الشهدا فرمود کلی بگید عدل خوبه ، ظلم بده . خوب معلومه.
شما تکلیف دیگه ای دارید.
تکلیفتون اینه!رد مظالم یعنی در برابر ظلم ها و ستم هایی که شده اونها رو به عقب زدن و جبران بی عدالتیها .
وبعدیش خیلی جالبتره!
می گه بعد بعضی نیان!شروع کنن بگن خوب ما شروع می کنیم علیه ظلمو!اینا حرف می زنیم و این که این ظلم ها باید جبران بشه حرف می زنیم. اما با کسی درگیر نمی شیم .
سید الشهدا فرمود نه ظلم بدون ظالم نمی شه!
و مخافه الظالم.
یعنی باید درگیر شید با ستمگران،

چشم تو چشمسون وایستید بگید نه!
باید انتقاد و اعتراض کنید.
باید یقشون را بگیرید.


(سخنرانی حضرت آیت الله استاد مصباح یزدی ) :
پس امر به معروف و نهی از منکر دو اصطلاح داره !
یک اصطلاح خاص اونی است که توی رساله ها می نویسند و  مساله گوها می گن مال چنین شرایط عادی و احکام عادی است.
اما این شرایط استثنایی و شرایط حاد نسبت به مهام امور! به قول حضرت امام ، یعنی امور مهم ، اونجا دیگه امر به معروف و نهی از منکر دیگه این شرایط رو نداره!
این شد !

 پس اگر سوال می کنند این چه جور امر به معروفی بود که سید الشهدا کرد و تا پای کشته شدن رفت . مخصوصا اونایی که معتقد هستند که علم داشت به کشته شدنش.
ما هم معتقدیم که علم داشت . حالا اون بحثشو نمی خواهیم مطرح بکنیم .  ما هم یقین داریم که سید الشهدا می دونست که کشته می شه ! حالا اگر یکی اینو رو هم نمی دونست ! ولی احتمالشو رو که لااقل می داد . این همه که نصیحتش کردند که نرو به عراق ! با پدر وبرادرت  چه کار کردند! کشته می شی! برادرانش، پسر عموهاش، نصیحت کردند. حضرتم گفت خدا خیرتون بده ! شما نصیحات می کنین اما من یه تکلفی دارم باید عمل کنم. خوب اونا احتمال می دادن !خود حضرت احتمال نمی داد که کشته می شه!


{موسیقی}


(سخنرانی دکتر احمدی نژاد ) :
و پیچیده ترین مرحله ی انقلاب ما ،مرحله ی اجرای عدالت است.اما در اجرای عدالت جبهه درگیری از دوستان نزدیک خود آدم شروع میشه.
گرو ه ها و  دسته ها و مجموعه هایی هستند که باور کردند که باید حق بیشتری بگیرند.
اینا در مبارزه با دشمن بیرونی همراهند.
در دفاع از استقلال کشور همراهند.
چه بسا دردفاع از آزادی هم همراه باشند.
اما در اجرای عدالت صف ها جدا می شه!

خیلی وقته آدم ممکنه مجبور بشه با برادر خودش و با یار 20 ساله و 25 ساله خودش هم برخورد بکنه بخاطر رد کردند توقعات بی جا وتقاضا های غیر قانونی.
{صدای تشویق}
(موسیقی متن) (سخنرانی دکتر احمدی نژاد ) :
برای اینه که بدونید چه خبره! من از اینجا می بینم براتون تعریف می کنم!
بدانند!
پیشتر از ما پیشگامان ما در راه دفاع از آزادی حقیقی و استقلال و عدالت مثل شهید رجایی جانشان و تنشان را سوختند .


{موسیقی متن}

(اجرای شعر از مرحوم آقاسی ) :
چون دست خدا فشرد دستم را
نزاره نمی توان شکستم را
بر دشمن آن چه هست بر من نیست
خزلان وغم و شکست بر من نیست .

من دست خدا در آستین دارم.
چون صاعقه خشم راستین دارم .
بر سینه ی ابر طبل می کوبم
تا گیسوی رعد را برآشوبم
ای رهبر حق شناس و آگاهم
تا لحظه ی مرگ با تو همراهم
امروز منم چو چنگ در دستت
آئینه ی روشن دل تنگت.
امروز من وتو هر دو دل تنگیم
بر شانه ی خاک آسمان رنگیم
ای پیر مرا بگیر در مشتت
بنواز ز ضربه ی سر انگشتت
مضرابم زن که در سرور آیم
کز زخمه ی تو به شور و آیم
مضرابم زن که ناله ها دارم
آتش زفغان لاله ها دارم
امروز که راه عشق پر پیچ است
حکم آن چه که تو می کنی دگر هیچ است.

{پایان}

      

در یافت کنید . . .   

( اندازه کلیپ ۷۸۷ کیلو بایت)




نمایش نظرات 1 تا 30