تبلیغات
خاکریز - پروانه ها می نویسند . . .

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


جمعه 6 مرداد 1385

پروانه ها می نویسند . . .



بسم الله قاسم الجبارین

ما به وظیفه اسلامی مان عمل می کنیم.
مگر بیش از این است
که ما ظاهرا از جهان خواران شکست می خوریم و نابود می شویم.
مگر بیش از این است که ما را دنیا به خشونت و تحجر متهم می کند.
مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل،عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می کنند؟
مگر بیش از این است که فرزندان اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه های دار می روند.
مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می شوند.
بگذار دنیای پست مادیات با ما چنین کند ولی ما به وظیفه ی اسلامیمان عمل می کنیم.

(امام خمینی)

پروانه ها می نویسند
حیدی حیاد:

ایها الناس، المجتمعه ابدانهم،المختلفه اهواوهم،کلامکم یوهی الصم الصلاب و فعلکم یطمع فیکم الاعدا!تقولون فی المجالس(مجالسکم):کیت و کیت،فاذا جائ القتال قلتم،حیدی حیاد! ما عزت دعوه من دعاکم،و لا استراح قلب من قاسکم،اعالیل باضالیل،و سالتمونی التطویل دفاع ذی الدین المطول.  خطبه 29
ای مردم کوفه! بدن های شما در کنار هم، اما افکار  و خواسته های شما پراکنده است ،سخنان ادعایی شما سنگ های سخت را می شکند.ولی رفتار سست شما دشمنتان را امیدوار می سازد. در خانه هایتان که نشسته اید شعار های تند سر می دهید.اما در روز نبرد،می گویید ای جنگ،از ما دور شو و فرار می کنید.آن کس که از شما یاری خواهد، ذلیل و خوار است و قلب رها کننده شما آسایش ندارد. بهانه های نابخردانه می آورید،چون بدهکاران خواهان مهلت،از من مهلت می طلبید و برای مبارزه سستی می کنید.
. تو اگر می خواهی این گونه باش، اما من ...!
لبئس لعمر الله سعر نار الحرب انتم! تکادون و لا تکیدون ،و تنقص اطرافکم فلا تمتعضون ، لا ینام عنکم و انتم فی غفله ساهون، غلب و الله المتخاذلون ! و ایم الله انی لاظن بکم ان لو حمس الوغی و استحر الموت، قد انفرجتم عن ابن ابی طالب انفراج الراس.و الله ان امرا یمکن عدوه من نفسه یعرق لحمه ، و یهشم عظمه و یفری جلده لعظیم عجزه ضعیف ما ضمت علیه جوانح صدره. انت فکن ذاک ان شئت، فاما انا فوالله دون ان اعطی ذلک ضرب بالمشرقیه تطیر منه فراش الهام ، و تطیح السواعد و الاقدام و یفعل الله بعد ذلک ما یشاء.  خطبه 34
به خدا سوگند، شما بد وسیله ای برای افروختن آتش جنگ هستید،شما را فریب می دهند اما فریب دادن نمی دانید ، سرزمین شما را پیاپی می گیرند و شما پروا ندارید ، چشم دشمن برای حمله شما خواب ندارد ولی شما در غفلت به سر می برید. بخدا سوگند ، شکست برای کسانی است که دست از یاری یکدیگر می کشند. سوگند بخدا ، اگر جنگ سخت در گیر شود و حرارت و سوزش مرگ شما را در برگیرد. از اطراف فرزند ابوطالب همانند جدا شدن سر از تن ، جدا و پراکنده می شوید.به خدا سوگند! آن که دشمن را برجان خویش مسلط گرداند تا گوشتش را بخورد و استخوانش را بشکند و پوستش را جدا سازد ، عجز و ناتوانی اش بسیار بزرگ و قلب او بسیار کوچک و ضعیف است . تو اگر می خواهی این گونه باش، اما من ، به خدا سوگند از پای نشینم و قبل از آن که دشمن فرصت یابد با شمشیر آبدیده چنان ضربه ای بر پیکر او وارد سازم که ریزه های استخوان سرش را بپراند و بازو ها و قدم هایش جدا گردد و از آن پس خدا هر چه خواهد انجام دهد.

افٌ لکم:
اف لکم! لقد سئمت عتابکم!ارضیتم بالحیاه الدنیا من الاخره عوضاً؟ و بالذل من العز خلفا؟ اذا دعوتکم الی جهاد عدوکم دارت اعینکم، کانکم من الموت فی غمره ، و من اذهول فی سکره. یرتج علیکم حواری فتعمهون ، و کان قلوبکم مالوسه، فانتم لا تعقلون. خطبه
34
نفرین بر شما کوفیان! از فراوانی سرزنش شما خسته شدم.آیا به جای زندگی جاویدان قیامت به زندگی زود گذر دنیا رضایت دادید؟ و بجای عزت وسربلندی، بدبختی وذلت را انتخاب کردید؟هرگاه شما را به جهاد با دشمنتان دعوت می کنم، چشمانتان از ترس در کاسه می گردد، گویا ترس از مرگ عقل شما را ربوده و چون انسان های مست از خود بیگانه شده، حیران و سر گردانید. گویا عقل های خود را از دست داده و درک نمی کنید.

اما بعد،فان الجهاد...
اما بعد،فان الجهاد باب من ابواب الجنه ، فتحه الله لخاصه اولیائه و هو لباس التقوی و درع الله الحصینه و جنته الوثیقه فمن ترکه رغبه عنه البسه الله ثوب الذل، وشمله البلاء ودیث بالصغار والقمائه و ضرب علی قلبه بالاسهاب و ادیل الحق منه بتضییع الجهاد و سیم الخسف و منع النصف.  خطبه 27
پس از ستایش پروردگار، جهاد در راه خدا ، دری از درهای بهشت است ، که خدا آن را به روی دوستان مخصوص خود گشوده است. جهاد لباس تقوا و زره محکم و سپر مطئن خداوند است . کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند . خدا لباس ذلت و خواری بر او می پوشاند و دچار بلا و مصیبت می شود و کوچک و ذلیل می گردد دل او در پرده ی گمراهی مانده و حق از او روی می گرداند به جهت ترک جهاد ، به خواری محکوم و از عدالت محروم است.
یا اشباه الرجال و لارجال:
عجبا!عجبا والله یمیت القلب و یجلب الهم من اجتماع هولاء القوم علی باطلهم و تفرقکم عنحقکم!فقبحا علیکم و ترحا، حین صرتم غرضا یرمی! یغار علیکم و لا تغیرون؟ و تغزون و لا تغزون؟ و یعصی الله و ترضون؟
شگفتا!شگفتا! به خدا سوگند ، این واقعیت قلب انسان را می میراند ودچار غم و اندوه می کند که شامیان در باطل خود وحدت دارند و شما در حق خود متفرقید.
زشت باد روی شما و از اندوه رهایی نیابید که اماج تیر بلا شدید! به شما حمله می کنند، شما حمله نمی کنید؟! با شما می جنگند و شما نمی جنگید!این گونه معصیت خدا می شود و شما رضایت می دهید.

و سید روح الله الموسوی الخمینی :
انالله و انا الیه راجعون. من کلمه مبارکه استرجاع را نه برای جنایات اسرائیل وشهادت و آسیب بسیاری از مسلمانان مظلوم جنوب لبنان عزیز می گویم. گرچه آن هم استرجاع دارد
و نه برای شهر ها و روستا های آن کشور اسلامی که به دست جنایتکار رژیم صهیونیستی کافر اسرائیل، اشغال و خراب شده است. گرچه آن هم استرجاع دارد
و نه برای اواره شدن هزاران خواهر و برادر آن محیط مظلوم. گرچه ان هم استراجاع دارد
و نه برای فلسطینی های مظلوم در بند اسرائیل.گرچه آن هم استرجاع دارد
...بلکه برای بیتفاوتی کشورهای اسلامی یعنی حکومت های آنها استرجاع می کنم و ای کاش فقط بی تفاوتی بود.
17 خرداد 1361.روح الله الموسوی الخمینی