تبلیغات
خاکریز - اندولیزه کردن ایران-۲

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


جمعه 15 اردیبهشت 1385

اندولیزه کردن ایران-۲




تکرار آزمون اندلس
به اعتراف همه ی مورخان و جامعه شناسان ، بروز اختلاف یکی از عوامل دوگانه فروپاشی تمدن اسلام در اروپا به شمار می رود ،ولی آنچه در این میان، اهمیت بسزایی دارد،دمیدن روح اختلاف به عنوان مطالبات قومی – که متاسفانه در چند سال اخیر حتی توسط برخی از دولتمردان دوم خردادی بر حجم آن افزوده شد – و نیز کشاندن اختلاف از سرزمین های اسلامی به مرزهای جهان اسلام آورده چون اندلس است که مشابه حزبی آن را هم در چند سال گذشته شاهد بودیم . تاریخ برای ما بازگو می کند که : «در آفریقیه ،میان عرب ها و بربرها اختلاف افتاد و دامنه ی این اختلاف به اندلس نیز کشیده شد، شهر های مارده ،استرقه و طلبیده را آشوب گرفت.»
بی شک ، گسترش دادن یک اختلاف از محدوده ی آن – چون اختلاف یک حزب دولت ساخته دوم خردادی و تلاش برای کشاندن آن به مرزهای و قومیت ها- را نمی توان با آنچه در اندلس رخ داد بی ارتباط دانست.با بین این نکته که :«. . . به نظر ما بزرگ ترین عاملی که موجب شد ستاره اقبال اعراب مسلمان – که فروزان و شرق و غرب را روشن ساخته بود- افول نماید به دو عامل بزرگ بازگشت می کند: یکی همان فتنه  و اختلافی بود که میان شامی ها و بومی ها پدید آمد و باعث نزاع و کشمکش طولانی گردید و کار به جایی رسید که سیر اسلام را در اروپا متوقف گردانید.»
در این هنگام بود که دشمن در کمین نشسته از خواب بیدار شد و با تجهیز نیروهای خودی ، آنها را به سوی سپاه مسلمانان روانه ساخت.در دوره ای از زمان ، برخی از مسلمانان به جای ایجاد اتحاد و همبستگی و مقابله با دشمن خارجی و غیر مسلمان، برای بقای خود دست به دامان دشمن شدند و بی توجه به پیامد های بس تلخ همبستگی با دشمن ، با امضای عهد نامه هایی بر روی کاغذدر حقیقت حکم قتل خود را امضا می کردند.
در نگاهی به اندلیزه کردن ایران در اختلاف های جناح ها و گروه ها، باز کردن درب سفارتخانه ها و تعهدات کشور های بیگانه برای حمایت از یک جریان خاص و مراوده برخی دگر اندیشان با عوامل خارجی ،نشان دهنده فتنه جدیدی از سوی غربی ها علیه کشور اسلامی است که یک بار پیامد های آن را در آزمون اندلس مشاهده کرده اند.
بمباران جنسی
بارون های اروپادر قصر واتیکان، اقامتگاه پاپ گرد هم آمده بودند تا در مورد اشغال اسپانیا و خروج آن از چنگ مسلمانا با یکدیگر مشورت کنند.پاپ با قوای کامل، آماده لشکر کشی به اسپانیای مسلمانان بود. اما سران مسیحی به خوبی می دانستندکه پیش نیاز سلطه بر مسلمین،استحاله فرهنگی آنهاست.(شهید مطهری
:مگر ممکن است ملتی را از نظر اقتصادی و سیاسی استعمار بکنند، بدون آن که قبلا او را استعمار فکری کرده باشند؟برای بهره کشی از فرد، باید شخصیت فکری او را سلب کنند،میباید در مردم حالتی به نام تجدد زدگی به وجود بیاورند، به طوری که  از اداب و رسوم خودشان متنفر بشوند، اما از اداب و رسوم بیگانه خوششان بیاید.) از این رو جلسات متعدد، اروپای مسیحی را به این نتیجه رساند که برای تسخیر ذهن اندلسی ها ، بهره مندی از دو حربه ضروری است، اول کشیشان و مبلغان دین مسیح که با نفوذ در میان اسپانیایی ها به ترویج دین مسیح و جایگزینی آن به جای اسلام بپردازند، ودوم دختران نصرانی  که به وسیله برقراری ارتباط دوستانه با پسران مسلمان ، فساد و بی بند باری را در میان این قشر رواج دهند.
به دستور پاپ ، پارک های بزرگ و گردشگاه های عمومی در تمام نقاط اندلس ایجاد شد و عده ای از دختران افسونگر مسیحی پس از تعلیمات ویژه ، طبق برنامه از پیش تعیین شده ، در این گردشگاه ها رها شدند. کلوپ های شبانه مجلل در شهر ها بنا شد و دوشیزگان مسیحی به عنوان پیش خدمت و گارسن ، به پذیرایی از مسلمانان پرداختند و بنای دلربایی از پسران اندلس را نهادند. جالب این که کلوپ های مذکور ، در طول شبانه روز به طور رایگان پذیرای جوانان بودند و با طرحی حساب شده ، سعی در فریفتن این قشر داشتند
.دیری نپایید که جوانان اندلس که پیش از این اوقات فراغت خود را با تیراندازی،اسب سواری،شمشیر زنی و مباحث علمی می گذراندند، به پارک های ملی و کلوپ های شبانه روزی آورده، به عشق بازی با دخترکان نصرانی ، مشغول شدند . روحیه جنگ و جهاددر میان این نسل از بین رفته و فساد و خوشگذرانی و رفاه طلبی ، جایگزین آن شد.کشیش ها ، به این نیز بسنده نکرده و در کنار رودخانه قرطبه ، باغ و بستانی در میان مزارع ترتیب دادند و عمارت زیبایی بر پا کردند تا امرای مسلمین هم از دختران فاسد نصرانی بی بهره نمانند.
بدین ترتیب، دختران تربیت شده ی اروپا ، با مفسده انگیزی میان جوانان دیندار ، زمینه اضمحلال تمدن اندلس را پدید آوردند.
شراب اروپا به اندلس سرازیر می شدتا جوانان مسلمان را فاسد کند.
یکی از کشیشان این را کافی ندانست،همه انگورها تاکستانهای کوردوبا را پیش خرید کرد،شراب انداخت و سو گند خورد که آن شراب را جز به دانش آموزان و دانشجویان مسلمان نفروشد.

اندلس پاره تن اسلام بود
اگر از شکوه تمدن اسلامی در اندلس و چگونگی افول آن آگاه باشیم.بی اختیار همان گونه که امروزه بر سرگذشت فلسطین غصه ها میخوریم، بر سرگذشت اندلس نیز اندوهناک می شدیم. براستی که اگر به تعبیر آن امام سفر کرده،فلسطین پاره تن اسلام است،اندلس نیز پاره تن اسلام بود، ولی اشغال و به طور کامل جدا شد و جه اندهناک!
مسلمانان پس از فتح اندلس ،به کار قلم و اندیشه روی آوردند و از اندلس جهل زده و تاریک ، فرهنگ و تمدنی ساختند که در قرن چهارم مقر حکومت اندلس یعنی قرطبه (معرب کوردوبا)به پایتخت فرهنگی جهان اسلام تبدیل شد.اندلس در  هنر پا به پای علوم و فنون دیگر رشد یافت و چنان اوج یافت که پس از مدتی به رقابت با شهری چون بغداد پرداخت.اما سرنوشت همه ی این افتخارات و حرکت های علمی ، غروب ی غمگین بود که عواملی چند موجب شکل گیری آن شد.واقعه از شدت ناگواری به خوابی تلخی می ماند که وقتی فرد بیدار می شود خشنود است که آن را در خواب دیده است.ولی آنچه در اندلس اتفاق افتاد خواب نبود بلکه واقعیتی تلخ و جانکاه بود . تهاجمی فرهنگی ، عقدیتی و نظامی و اجتماعی علیه مسلمانان.
دروی مسلمانان و حاکمان انها از آموزه های دینی با عث شد که شور ایمان از دل های آنان رخت بر بندد وشیرینی دنیا در دل های آنان نفوذ کند .
هنگامی که مسیحان در اندیشه حمله به مسلمانان بودند،حاکم مسلمان امیران خود را فراخواند،امیرانی که باید خود را برای جنگ اماده می کردند به گونه ای امدند که گویی می خواهند به مجلس بزم بروند .گویند یکی از این امرا با تعدادی از اطرافیان بر اسبانی کوه پیکر سوار شده بود که نعل آن ها از طلای خالص بود .
مسلمانانی که اروپاییان را به بی غیرتی متهم می کردند چنان دلباخته ماهرویان سیمین تن اروپایی شدند که مسیحیان راه دیگری برای ضربه زدن  به آن ها یافتند و آن گسترش فساد در بین آنها بود .
اگر گمان می کنیم که دنیای غرب با ما صادقانه برخورد خواهد کرد .سخت در اشتباهیم. ماجرای غم انگیزخروج مسلمانان از اندلس پس از پیروزی مسیحیان  را بخوانید تا ببینید رفتار ناجوانمردانه و وحشیانه اروپاییان چگونه بوده است.
شهید مطهری در باره جنایتهای بسیاری که مسیحیت دراندلس مرتکب شد می گوید : «پانصد سال پیش چنین فاجعهی بزرگی بر اسلام و مسلمین وارد شد ، یکی از مراکز تمدن اسلامی از ان ها گرفته شد ، این همه آدم کششته و سوزانیده شد ، مسیحی ها یکجا سه هزار نفر را سوزاندند و آتش زدند. از یک عده دویست هزار نفری مسلمان ه می خواستند مهاجرت کنند و خود مسیحی ها به آن ها اجازه ی مهارجت داده بودند، صد هزار نفرشان را در بین راه کشتند .«گوستاولوبون»که خودش مسیحی است ، می گوید: جنایاتی که در اسپانیا مسیحی ها به مسلمان ها کردند، در تاریخ دنیا نظیر ندارد.»


آری!جنایت های مسیحیان در قتل و غارت،کتاب سوزی ، تفتیش عقاید و تغییر مذهب در اندلس، راهی بود که اروپا و سر دمداران کلیسا برای مقابله با تمدن اسلامی و تغییر حکومت و نیز زمینه سازی برای زندگی ضد دینی پیش گرفتند.
داستان غم انگیز اندلس ، نمونه روشنی از عداوت و کینه توزی دشمنان با تمدن  و فرهنگ سترگ مسلمین است که متاسفانه بر اثر سهل انگاری و غفلت حاکمان رقم خورد.با مرور عملکرد استعمار نو در کشور های مسلمان، تکرار این خوی حیوانی و دشمنی عمیق، به روشنی دیده می شود.
به عنوان  نمونه می توان بوسنی و هرزگوین و چچن را نام برد که در آن جهره ی واقعی مدعیان دروغین دموکراسی و حقوق بشر آشکار شد. سربازان صرب، چنان وحشیانه و بی پروا به مسلمانان یورش می بردند که گویا برای لذت بردن از کشته شدن آفریده شده اند و جان مسلمانان،پشیرزی ارزش ندارد.
وقتی خبرهایی چون بریدن انگشتان کودکان بوسنی توسط سربازان صرب، دریدن شکم مادران باردار و شرط بندی بر سر پسر یا دختر بودن جنین، تجاوز به زنان و دختران مسلمان در حضور محارم انها، زدن نقش صلیب بر بدن مسلمانان، به دار آویختن کسه شدگان و بی حرمتی آنان، توب بازی سربازان صرب با جنین زنانا باردار، فروش کودکان به کشورهای بیگانه ،تخریب و آتش زدن مساجد و کتابخانه های مسلمانان و هتک حرمت مقدسات اسلامی و ... را می خواندیم و می شنیدیم ، چنان  متاثر می شدیم  که دردد و افسوس، عمق وجودمان را فرا می گرفت و در دردناک تر این که در خواست کشورهای اسلامی و به و یژه ایران برای اعزام نیروهای حافظ صلح در پوشش سازمان ملل، از سوی کشورهای غربی به دلایل واهی رد شد و بوسنی و هرزگوین و مسلمانان آن در آتش خشم و کینه و هوسبازی غرب سوخت .
در فلسطین، افغانستان و عراق نیز وضع چنین است . واشنتگن پست در باره زندان ابوغریب که آب پاکی را بر دستان آمریکا ، اسرائیل و انگلیس ریخته است می نویسد: «زندانیان عراقی، از سوی سربازان زن آمریکایی مورد تحقیر جنسی قرار می گیرند و در برخی موارد نیز مجبور می شوند از فضولات تغذیه کنند.»
آیا نمیتوان بین کلیسا و مجلس آن زمان با سازمان های بین المللی، آژانس ها و شوراها و کنگره های امروزی که همه دیدگا ه ها و دستور های حکامان خود را رسمیت میدهند ، مقایسه ای هوشیارانه انجام داد؟
آیا امکان ندارد فردیناند و شارل و فلیپ و ... همان حاکمان کنونی اروپا و امریکا باشند؟ آیا فتح سنگر به سنگر و تسلیم شدن مرحله به مرحله ما در ضمن اجرای پیمان ها و معاهدات و . . .  خود ساخته آنان که خود به هیچکدام از انها پایبند نیستند، در دستور کار آنان نیست؟
مگر هدف دشمنان جهان اسلام و بدخواهان تمدن و و فرهنگ غنی اسلامی به طور عام و فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی به طور خاص ،نابودی دین و فرهنگ و هویت مسلمانان نیست؟
شیفتگان تمدن غرب و آمریکا کجایند؟آنان که گمان می کنند ورود تمدن غرب به دینای اسلام، و برقرار رابطه با آنان ، مشکلات جهان اسلام را حل می کند.سردمداران دنیای کفر و ظلم، با جنایت هایی که فقط با سرشت حیوان وحشی سازگار است ، قصد حذف دین و مذهب را از دهکده ی جهانی دارندامامسلمانان به وعده الهی ایمان دارند که :«وعد الله الذین آمنوا منکم و عملو الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما اسخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدونی لا یشرکون بی شیئا...»نور ،55
هیهات که این تجربه تلخ و مصیبت بار تکرار شود . هرگز چنین مباد که ایران اسلامی به سر نوشت اندلس و امپراتوری عثمانی گرفتار آید .فرزندان ایران اسلامی باید با هوشیاری کامل،حافظ دین و فرهنگ و هویت خویش باشند و هرگز اولین سنگر را به امید پناه گرفتن در سنگر دوم به دشمن وانگذارد و در مقابل همان اولین خواست دشمن بایستد و تسلیم نشود. ان شائ الله چنین باشد .