تبلیغات
خاکریز - میثاق نامه ی خاکریز

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


یکشنبه 11 دی 1384

میثاق نامه ی خاکریز



خاکریز ؛خاکریزی است در مقا بل اسلام ناب و تنها حکومت اسلامی .

.خاکریزی است در جلوی مقام معظم رهبری

پس ای گلو له ها ببارید!.

 

تو گلی و من خار تو ام* یه روز به دردت می خورم

بسم الله الرحمن الرحیم


«السلام علی الحسین الشهید و علی علی بن الحسین سید المومنین و علی اولاد حسین و علی العباس الحسین و علی اصحاب الحسین»

 


قسم به اشک فاطمه


قسم به مقصد جانگاه دستهای بریده


قسم به زینب محزون که عمق فاجعه دیده


قسم به داغ شهیدان و قلبهای دریده


قسم به تنهایی علی


قسم به اشک فاطمه در غم علی


قسم به خاک زیر پایان فاطمه آنگاه که به سوی درب انصار می رفت و به حق خواهی علی می پرداخت.


قسم به كوخ های كاهگلی پیامبر اكرم‌(ص) که گویی تا كاخ خضرای معاویه ،‌از دنیا تا آخرت فاصله داشت.


قسم به آن رنج طاقت فرسایی که چاه ها را رازدار ناله های علی كرده است


قسم به غروب نخلستان های کوفه  که گویی هنوز صدای بغض آلود امام علی از فاصله قرن ها تاریخ در آن به گوش می رسد كه با مردم كوفه می گوید : « یا اشباه الرجال و لا رجال ... ـ ای نامردمان مردم نما ، ای آنان كه همچون اطفال در عالم رویاهای خویش غرقه اید و عقلتان همچون نوعروسان تازه به حجله رفته است ! دوست داشتم كه شما را هرگز نمی دیدم و نمی شناختم كه مرا از آن جز ندامت و اندوه نصیبی نرسیده است . خداوند مرگتان دهد كه قلبم را سخت چركین كرده اید و سینه ام را از ‎غیظ آكنده اید ... چون در ایام تابستان شما را به جنگ فراخواندم ، گفتید اكنون در بحبوحه خرماپزان است ، بگذار تا گرما كمی پایین افتد ! و چون در  زمستان شما را گسیل داشتم ، گفتید اكنون چله زمستان است ، بگذار تا سوز و سرما فرو نشیند ! و این بهانه ها همه تنها برای فرار از سرما و گرماست . شما كه از سرما و گرما اینچنین می گریزید ، از شمشیر دشمن چگونه خواهید گریخت ؟...»


قسم به جگر سوخته ی علی، حسن


قسم به پاره تن علی، حسین


قسم به نگاه سوی فرات رقیه


قسم به نگاه سوی خیمه های عباس


قسم به زبان رمز ،آنگاه که راز (‌كل ارض وجه الله) را بر زمین و زمان فاش می کند .یعنی که هر جا كه پیكر صد پاره تو بر زمین افتد ، آنجا كربلاست


قسم به فریاد « و هیهات منا الذله»حسین


قسم به آن گاه که امام ایستاد و خطبه ای كربلایی خواند : « اما بعد... می بینید كه كار دنیا به كجا كشیده است ! جهان تغییر یافته ، منكَر روی كرده است و معروف چهره پوشانده و ازآن جز ته مانده ظرفی ، خرده نانی و یا چراگاهی كم مایه باقی نمانده است . » «زنهار ! آیا نمی بینید حق را كه بدان عمل نمی شود و باطل را كه ازآن نهی نمی گردد تا مؤمن به لقای خدا مشتاق شود؟ پس اگر اینچنین است ، من درمرگ جز سعادت نمی بینم و در زندگی با ظالمان جز ملالت . مردم بندگان حلقه به گوش دنیا هستند و دین جز بر زبانشان نیست؛ آن را تا آنجا پاس می دارند كه معایش ایشان از قِبَل آن می رسد ، اگر نه ، چون به بلا امتحان شوند ، چه كم هستند دینداران .»


قسم به صدای لرزان حُر بن یزید آن گاه که گفت :« والله كه من نفس خویش را درمیان بهشت و دوزخ مخیر می بینم و زنهار اگر دست از بهشت بدارم، هر چند پاره پاره شوم و هر پاره ام را به آتش بسوزانند!» ... و مركب خویش را هِی كرد و به سوی خیمه سرای حسین بن علی بال كشید.


قسم به داغ علی بر دستان عقیل برادر


قسم به آتش جانسوز دردهای اباذر


قسم به ناله جانگاه آشنای اباذر

و 


قسم به مهدی فاطمه


قسم به ذولفقار مهدی فاطمه


قسم به فریاد «انا بقیه الله»


قسم به «فتح قریب»جند الله


قسم به هر نفس یاران مهدی


قسم به بازو بند "فداییان اسلام" نواب صفوی


قسم به سوگ فیضیه و اشکان خمینی


قسم به لحظه ی معراج عاشقان حسینی


قسم به سنگر خونین یاوران خمینی


قسم به شعر بلند حماسه های دلیران


قسم به واژه پر حجم شعر گونه ی ایران


قسم به قطره خونی که نقش لاله بندد


قسم به روی شهیدان که جاودانه بخندند


قسم به نگاه  ،مادر شهیدبر بدن پاره دلبندش


قسم به نگاه آخر شهید بر چهره خندان طفل دلبندش


قسم به سینه شکافته کودک سه ساله فلسطینی


قسم به سنگ در دستان کودک فلسطینی


قشم به ترکشهای بدن پدر


قسم به کلمه شهید قبر دایی


قسم به غم قلب امام در شهادت رجایی ،.


قسم به اشکان خمینی در غم مطهری ،


 قسم به صدای رسای بهشتی آن گاه که فریاد میزند: :«سازش های مصلحت جوایانه را در زمینه معیارهای اسلامی حرام می دانیم»


اکنون که در این زمان آخر ما مانده ایم، سید علی .


قسم می بندم که نگذارم غبار های غم علی بین ابیطالب  بر قلب شاگرد مکتبش سید علی سنگینی کند.


قسم می بندم تا دست مناققین را از گلوی حیات اسلام برندشته ام ،تا دشمنان اسلام را بر خاک ذلت نکشیده ام از پای ننشینم.


قسم می بندم نخواهم نشست تا صدای «هل من ناصرینصرنی» در فضای زمین قرن 20 نیز آکنده شود.عاقلانه برنامه ریزی می کنم .خستگی ناپذیر تلاش می کنم .قله های آگاهی را یک به یک فتح می کنم . قدرت و ثروت  را ذولفقار علی می کنیم.


قسم می بندم همان چون  مجاهدان ورزمندگان اسلام خون دل بخورم . همان چون پدرانمان که گلوله را به جان خریدند تا اسلام حفظ شود.گلو له های تهمت و ترکش های فحش و ناسزا ی منافقین را با آغوشی باز بپذیرم تا مبادا یک مو ز سر علی کم گردد.


قسم می بندم .زمین و زمان را برای منافقین تنگ گردانم! آنان كه اسلام آورده اند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند . كنج فراغتی و رزقی مكفی ... دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی كه برزبان می گذرد اما ریشه اش در دل نیست ، در باد است .ریش هایشان ریشه ندارد . تسبیح هایشان نور ندارد. آری!دینشان دنیای است.


قسم می بندم که ذولفقار علی باشم !


 الهی بر بنده ی ذلیلت نپسند که چون خاک زیر پای خود را نگرد آن خاک بوی خیمه های حسین را ندهد!


الهی مباد مباد که در محرم نامه «یا ولیتنا کنا معک» برای امام  زمان خود فرستم اما چون مردم کوفه ..... .


بار الهی ! اگر در این دنیای وارونه ، رسم مردانگی این است كه سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه كنند ... بگذار اینچنین باشد .این دنیا و این سر ما !


الهی ما را از انان قرار ده که موجب ذلت ،ناامیدی و نابودی منافقین داخلی و کفار خارجی باشیم . بارالها ما را از آنان قرار ده  که موجب امید،روشنی دل و عزت و اقتدار مومنین و مسلمینند!


الهی در زندگی ما را با زخم شمیر های کینه های دشمنان اسلام و مسلمین ، زخم خنجر های منافقین پست لانه کرده در درون خانه اسلام و انقلاب ،شیرین کن! مرگ ما را خشنودی امام زمانمان شرین گردان .آخرتمان را نیز با دیدار روی حسین شیرین گردان. آمین