تبلیغات
خاکریز

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


جمعه 19 آبان 1385

بنده هم از این حرفها بلدم!



حرف اول: الغریق یتشبث بکل حشیش!
تحرکات سیاسی هفته های اخیر در آستانه انتخابات خبرگان و شوراها  یاد آور خاطرات  منتهی به انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری است. دورانی که عده ای که همه رویا های خود را نیمه تمام  می دیدند برای تخریب دکتر احمدی نژاد مجبور می شده اند از باب «الغریق یتشبث بکل حشیش»(فرد درحال غرق شدن به هر چیز بی اهمیتی چنگ می زند) به هر چیز غیر قابل اعتنایی در جهت تخریب دکتر احمدی نژاد تمسک می جستند.

اکنون نیز « گروههای قدرت طلب هم که همه مناصب اصلی کشور را 20 سال در اختیار گرفته اند»(1) و از مدتها قبل « خودشان را آماده مى كرده اند » (2) همه تلاششان این است شاید برای آخرین بار! خود را از غرق شدن در سونامی بیداری عدالت رهایی بخشند از این روست که یتشبث بکل حشیش!
شاید یکی از بهترین مصداق ها برای این دست و پا زدن ها ، این باشد که « یک نفر مثل جناب مصباح مورد هجوم تبلیغاتی قرار می گیرد»(3) . این نشانه روی حملات!شاید خیلی دور از انتظار نیز نباشد زیرا که« حرف رسا ، منطقی، قوی و مستحکم هر جایی باشد آنجا را دشمن زود تشخیص می دهد. با مرحوم شهید مطهری هم  همین جور برخورد کردند»(4). آری!جام های زهر آلود! هدیه ای است برای «یاران حق» که اولا بخوبی تشخیص داده اند  که « بعضی از کسانی که به هر حال سر  و سری با بیگانگان داشته اند ، توانسته اند در بعضی از پست های حساس کشور نفوذ کنند و مقاصد شوم دشمنان اسلام و انقلاب را به کمک مزدوران و نا آگاهان به اجرا در آورند»(5) وثانیا مخلصانه وارد میدان «جهاد»(6) شده اند تا لالایی ها ی «عده ای» که « اهل نمازند، اهل روزه اند، اهل عبادتند و حمایت از اسلام و انقلاب می کنند، ولی در باطن ، دلشان با کفار و دشمنان اسلام است.»(7)را بر هم بزنند:« لالایی های شیرینی است! تولرانس ، تساهل و تسامح ، صلح طلبی ، لبخند ، گفت و گو ، کنار گذاشتن  جدال و ستیزه ، مهربانی، صمیمت و ... . شما مهربانی کن تا او هر کاری که می خواهد بکند!».(8)


حرف دوم: رعد وبرق ها برای که به صدا در می آیند!
هر چند پرداختن به این هجوم تبلیغاتی که اکثرا حتی فاقد پایه های  استدلالی مناسب نیز هست اتلاف وقتی بیش به نظر نمی آید  ولی از آنجا که شیعیان ترسی تاریخی از به انزوا رفتن یاران حق با «رعد وبرق» های حق پوشانه اهل باطل را بر اجسام ! و اذهان  خود دارند تصمیم گرفتم گوشه ای از مقاله را به آن بپدازم که «العاقل الاشاره».
مجریان این هجوم تبلیغاتی در نقش پیاده نظام های مافیای قدرت و ثروت ، با دستمایه قرار دادن « موضع رهبری درباره مصباح» (9) گاه اسلام و مسلمین را بر با بلای نیزه برده!  و از خدا می خواهند که « اقلا اسلام و مسلمانها (را) از ضرر محافظت فرماید.»(10) و گاه فریاد وا رهبرا !!! سر می دهند «که احدی از آحاد ملت حق ندارد بر رهبری جلو بیفتد.»(11) و سپس از جایگاه سربازی فداکار! به تحریف!!! سخنان و مواضع معظم له می پردازند که « آیا رهبری از عملكرد و موضعگیری های شما (استاد مصباح یزدی)راضی است ما قرائنی داریم كه نه.»(12)  و سپس بدون ذکر قرائن خود چون هم کیشان خود ساده لوحانه!! با فرار به جلو سخن می رانند که : «شما اگر دلیلی بر رضایت ایشان از عملكرد خودتان دارید،ذكر فرمائید.»(13) و بعد با بی توجهی تمام تیر خلاص رابر بادکنک حرف های  خود رها می کنند که:« البته اینكه ایشان به موسسه شما (موسسه امام خمینی (ره)) كمك مالی بكنند یا شما در دفتر ایشان سخنرانی بكنید،دلیل نمی شود.»(!)(14) و این چنین کودکانه میکوشند تا مفری برای استدلال های خود بیابند.
و البته که برای کسانی که «شبهات را مایه ی  لغزش و فرار خود قرار داده اند» هیچ دلیلی نمی تواند حجت آور باشد حتی این که موسسه در راه حق (که تحت مدیریت استاد مصباح یزدی اداره می شد) و برنامه های سازنده ی آن آنقدر مورد توجه حضرت امام(ره) بود که از بدو پیروزی انقلاب تا رحلتشان تمام هزینه های برنامه های آموزشی موسسه را که نسبت به آن زمان مبلغ قابل ملاحظه ای نیز بود را مرحمت می کردند و  حتی فرموده بودند که اگر موسسه توسعه نیز پیدا  کند هزینه های را تامین خواهند کرد.
مقام معظم رهبری نیز که نزدیک به چهل سال است ایشان را می شناسند  و به عنوان یک فقیه،فیلسوف،متفکر و صاحب نظر در مسایل اساسی اسلام از ایشان یاد کرده وبا حمایت های مالی و معنوی از  موسسه در راه حق ، و نیز اشارات روشن گرانه ای چون «عقبه ی تئوریک نظام» «و «پر کننده خلاء اساتیدی چون استاد مطهری و علامه طباطبایی » چراغ هایی روشن بر مسیر طلاب حقیقت جو قرار داده و از توجه جوانان به ایشان رضایت خود را اعلام نموده و در واقع  مهر تاییدی بر فعالیتهای ایشان می زنند .

 



چهارشنبه 12 مهر 1385

آقای هاشمی!نترسیدو نترسانید!



آقای هاشمی!نترسید و نترسانید
 

سالهای اولیه دهه 70 « مرحله ای است که  می توان آن را دوران جهاد اکبر نامید. دورانی که شور و هیجان اولیه ی انقلاب تا حدود زیادی فرو نشسته و چهره راحت زندگی،خود را به بسیاری نشان داده و چرب و شیرین زندگی در دهان ها مزه کرده است»(1) . در این دوران خطرناک «که اکثر انقلاب ها دچار لغزش و انحطاط می شوند»(2) اقتصاد سرمایه داری که کارگزارن دولت، درهای آن را به سوی مردم باز کرده اند نمی خواهد با « یك عده سرمایه‌دار زالوصفت که به بهانه مضر بودن اقتصاد دولتی ، به حال خود رها شده و به جان این ملت افتاده‌اند.»(3) مبارزه شود و این تساهل و تسامح نتیجه ای  ندارد جز این که « نفوذ سرمایه‌داران بزرگ در پیكره اقتصادی كشور منشا گرانی و اخلال در امور می شود»(4) و از آن موقع است  که «سرمایه‌داران تحت لوای بخش خصوصی به تخریب اقتصادی مشغول می شوند و هر روز سنگی در مقابل توان اقتصادی مردم مظلوم و مستضعف می اندازند.» (5)

...وچنین می شود که دارندگی جای سازندگی را می گیرد و فریاد سید علی بر مسئولین دولتی بلند می شود که : «یک عده ای حودشان را مشغول پول و دنبا و ماده پرستی کرده اند به اسم سازندگی،این سازندگی است» فریادی درست چند جمله بعد از جمله ای که رهبردر آن، بسیجیان را ندا می دهد که  در وسط میدان باشند تا «ارزشهای اصلی انقلاب زنده بماند» .ولی شاید  که  مصلحت! نبوده  جملات انتهایی رهبر! چون بقیه ی جمله در پوستر ها و پارچه نوشته ها در یاد ها بماند. .اما تاثیری که دارندگی و اقتصاد سرمایه دار محور برجامعه میگذاشت مصلحت بردار نبود  . «برادران ،نمی شود ما در زندگی مادی مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند،مردمی که خیلیشان از اولیات زندگی محروم اند. مگر اشراف چگونه بودند؟چون آنها فقط ریششان تراشیده بود،ولی ما ریشمان را گذاشته ایم، همین کافی است؟نه، ما هم مترفین می شویم.بترسیم ترف،فسق هم دنبال خودش می آورد.»(6)

شهر به ظاهر در امن و امان و منتقدان ،دشمنان پیغمبر اند. انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری فرا می رسد شبهه ای که در تریبون نماز جمعه به بهانه "صیانت از رای های مردم "در جامعه قوت می یابد کمک زیادی به موج پیروز  می کند . اکثریت دولت اصلاحات همان "مردان دوران" دارندگی هستند ُ بازی  فقط خانه های آنان را تغییر داده بود.  مردان تئوریسین از اتاق فکر های امن خود خارج می شوند تا دست پخت های خود را در اختیار مردم قرار دهند. " ارزش های اسلامی ، همان اندازه که احیا شده بود دوباره کم رنگ می شود".(۷) هلهله های دشمنان ،صدای  یاران خودی انقلاب را در گلو خفه می کند .«چگونه خوشحال نباشم از اینکه موج تازه ای در ایران  بر پا شده که مصمم است طومار حکومت اسلامی را در هم بپیچد و حکومتی نظیر حکومت ایران در دوران شاه و عربستان صعودی را روی کار آورد...».(۸)اما انگار خداوند چیز دیگری می خواست. انتخابات نهم دوره ریاست جمهوری از راه می رسد ، عده ای می کوشند دل نگرانی جنگ را  همچون سال های ابتدایی دهه 70  در دل های مردم به نگرانی اول تبدیل کنند. خیلی ساده بود : اگر با آنان باشید سربازان عموسام  به ایران حمله نخواهد کرد و اگر بر آنان باشید "غرور یک ملت به آسانی  خواهد شکست"(۹)


سخنان و اتفاقات مختلف آن دوران  این فکر را در ذهن انسان شکل می دهد که انگار سربازان عمو سام !در مرزهای ایران گاوچرانی می کنند تا در داخل ایران  "عده ای" با تکیه بر «ابهت چکمه ها» نبازند و آنان  نیز در این طرف میدان بازی انتخابات را  طوری ادامه می دهند تا گاوچرانها، دیگر مثل همیشه بازنده نباشند.
با آن که در 16 سالی که گذشته بود « چندان امیدی به بهبود اوضاع نبود و آن حالت نا امیدی روز به روز گسترش پیدا می کرد » (۱۰)اما « خدا خواسته بود تا دلهای مردم هدایت شود»(1۱) و پس از سالها دولت اسلامی روی کار بیاید که «از لحاظ تطابق با شعارهای و آرمان های امام و انقلاب استثنایی است» (۱۲)و « تحولی در کشور شبیه انقلاب اسلامی ایجاد شود » (1۳) اما گویی نباید « خیال کنیم چون دولتی ارزشی روی کار آمده، همه چیز درست می شود چرا که قدرت پرستان، رانت خواران و مقام پرستان هنوز هستند و برای دولت تعیین تکلیف می کنند تا دولت را ناتوان معرفی کنند.» (1۴)
تعیین تکلیف ها از اولین لحظه های کار دولت اسلامی  شروع شد و گویی تا لحظه ای که خیال واهی "دولت مردم مٌرد" تحقق پذیرد ادامه خواهد داشت.
و در این میان انتشار نامه ی محرمانه امام نیز گویی «گوشه ای از پروژه ی مافیای قدرت و ثروت» بود  تا با « ایجاد نسبت میان شرایط كنونی كشور با شرایط ماههای آخر جنگ تحمیلی » نوعی «هشدار برای تصمیم گیران فعلی» (1۵) بدهد .زیرا که «باید از این تجربیات كه در دسترس‌‏مان است، كمال استفاده را کنیم» (1۶)و بدانیم که «مقاومت در برابر آمریكا و غرب در پرونده هسته ای، نیاز به امكانات زیادی دارد كه ما از این امكانات برخوردار نیستیم و در نتیجه باید همان گونه كه در تابستان 67 امام(ره) آتش بس را پذیرفت، در مقطع كنونی هم تعلیق هسته ای پذیرفته شود.»
اما«كسانی كه تصور می‌كنند می‌توانند در اراده مستحكم ملت بزرگ ایران خللی ایجاد كنند» (1۷)باید بدانند که « ملت ایران در مسیر پرافتخاری كه انتخاب كرده استوار و مستحكم است» .(1۸) آری!در این دوران که دشمنان انقلاب پرونده هسته ای و سایر فشار ها را بهانه ای برای دست کشی  ما از آرمان های انقلابیمان قرار داده اند باید بدانند که ملت ایران، درس آموز امامی هستند که به آنان آموخت تا «تا آخر بایستند».
آری آقای هاشمی!شاید  عیب این مردم این باشد که هنوز «امام را به موزه های تاریخ نسپرده اند» .(1۹)
آقای هاشمی«نترسید ،نترسانید،آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند »«ما آمریکا را خوب می شناسیم و می دانیم که می توانیم در برابرش مقاومت کرده و از شرفمان دفاع کنیم »(20) آقای هاشمی باید «قفس را شکست و مردانه از آن خارج شد» .(21)
آقای هاشمی! تا بسیجیان خامنه ای ایستاده اند هر گز حدیبیه اینجا تکرار نخواهد شد .«ما تسلیم بی عدالتی ها نخواهیم شد و با ستمکاران کنار نخواهیم آمد »(22)آری! «.بگذار دنیای پست مادیات با ما چنین کند ولی ما به وظیفه ی اسلامی مان عمل می کنیم »(23) .  ما در مقابل بی عدالتی های آنان خواهیم ایستاد واگر «اینجا دشمن خیلی فشار بیاورد حادثه ی کربلا تکرار خواهد شد» (24).اما آقای هاشمی حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند و جراحت کربلا دوباره بر قامت ایتام آل محمد نشیند. نظر شما چیست! شاید مدینه و کوفه شهرهای بهتری باشند برای ماندن و در آرامش بودن.   (پاورقی ها در ادامه مطلب)   

 

و شیاطین بیدارند:

این که خاکریز بازدید کننده ای از اسرائیل داشته باشه چیز غریبی نیست امااین که اسرائیلی با جستجوی «فان الجهاد باب من ابواب الجنه» در موتور گوگل ویژه ی عبری زبانان وارد خاکریز شود چیز جالبی است.

خیبر خیبر یا صهیون..سوف یعود یا صهیون





جمعه 7 مهر 1385

اهل کوفه نباش



یه سوال از شمایی که احتمالا اهل کوفه نیستی !

چرا اهل کوفه علی(ع) را تنها گذاشتند و علی آن بزرگ مرد تاریخ مظلوم زیست  ؟

آن قدر مظلوم که وقتی علی(ع) به عنوان رهبر جامعه اسلامی در محراب پایتخت،  ترور می شود آن مرد شامی می گوید علی در محراب نماز چه می کرد؟

و چه مظلومیت های بزرگ تر و بزرگ تر از این!


 بنده یک زمانی در زندگی امیر المومنین(ع)در دوران تقریبا پنج ساله ی آن بزرگوار و آن چه پیش آمد،یک مطالعات وسیعی داشته ام  که آن چه می توانستم از این مطالعات به عنوان جمع بندی به دست بیاورم این است که تحلیل سیاسی ضعیف بود.البته عوامل دیگری هم وجود داشت،در درجه ی بعد، اما مهمترین  مسئله این بود . و الا خیلی از مردم هنوز مومن بودند و مومنانه در پای هودج ام المومنین به دلیل تحلیل غلط در مقابل علی(ع) جنگیدند و کشته شدند.(1)


علت همه ی خون دل های امیر المومنین (ع) این بودکه قدرت تحلیل مردم ضعیف بود،صاحبان نفوذ روی ذهن های مردم اثر می گذاشتند.قدرت تحلیل و قدرت فهم مردم را باید اصلاح کرد،باید درک مسائل سیاسی در جامعه بالا برود تا بشود عدالت را اجرا کرد.(2)



چیزی که امام حسن مجتبی (ع) را شکست داد،نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. تحلیل سیاسی نداشتند .آن چیزی که فتنه ی خوارج را به وجود آورد و امیر المومنین (ع) را آن جور تحت فشار قرار  داد و قدرتنمد ترین آدم تاریخ را آن جور مظلوم کرد،نبودن تحلیل سیاسی در مردم (بود)والا همه ی مردم که بی دین نبودند، مردم تحلیل سیاسی نداشتند...بنده دارم با شما جوان های عزیز حجت خدا را تمام می کنم. من به شما این حقیقت را عرض کردم و گفتم.(3)


آگاهی های سیاسی از جمله مواردی است که همه ی مردم به آن احتیاج دارند، زیرا ملتی که قدرت تحلیل صحیح داشته باشدمی تواند توطئه دشمن را در یابد و خود را ازنرنگ و فریب او در امان نگه دارد.(4)باید قدرت دید حقایق سیاسی در مردم به وجود آید تا در برخورد با جریان ها و حوادث سیاسی گیج نباشند.اگر مردم قدرت تحلیل داشته باشنداین مملکت و انقلاب را بیمه و تضمین می کنند.(5)

1.سخنرانی مورخ27/6/1370 2.روزنامه رسالت 6/9/1375  3- همان13/8/1372 4- همان6/11/13735  5- حدیث ولایت،پیشین،ج3،ص 109


شناختن این درد ها آنهم در سخنان مقام معظم رهبری و دوری کردن از آنها  بهترین صراطی است که منتهی می شود به این که تو هم اهل کوفه نباشی:


دوشنبه 3 مهر 1385

كه سرباز كم است . . .



نگاه اول :

 قطعه گمشده ای از پر پرواز كم است

یازده بار شمردیم و یكی باز كم است

این همه آب كه جاریست نه اقیانوس است

عرق شرم زمین است كه سرباز كم است

می گویند رمضان بهار دل هاست...پس ما دوباره بهار دیگه ای رو در تنهایی آقامون شروع کردیم/می گویند در  رمضان درهای آسمان باز است...پس «این الطالب بدم المقتول بکربلا»/ می گویند دعا در ماه رمضان مستجاب است...پس «الهی بفاطمه عجل لولیک الفرج»/همین!



پنجشنبه 2 شهریور 1385

فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَب



ترور شهید رجایی و باهنر

سخن اول:

"خدایا تو شاهدی چندین بار با عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب را (همانها که التقاط به گونه ی منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را گرفته و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند هم رجایی و باهنر را می کشند هم به سوگشان  می نشینند هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی وسپس...برقرار می کنند ، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف انان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان (و در حقیقت برای جلب رضایت مسولین  و نجات بنیادی آنان)خود را در صف منافق کشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فاهت روی  روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند. )به مسئولین گوشزد کرده ام.
گفته ام که خطر اینان (منافقین انقلاب) به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است چرا كه علاوه بر همه شیوه های منافقانه منافقین سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند به گونه ای كه عملا عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند."
از وصیت نامه شهید "اسد الله لاجوردی" دادستان سابق انقلاب
 و از مسئولان بررسی پرونده هشت شهریور

سخن دوم :

شهید لاجوردی در زمان رسیدگی به پرونده هشت شهریور با دستگیری برخی عناصر مشکوک به سرعت به هسته اصلی یعنی طراحان فاجعه هشت شهریور نزدیک می شد.نکته قابل توجه اینکه تاکنون همه کسانی که به نوعی در پیگیری هشت شهریور نقش داشته اند به شهادت رسیده اند از جمله شهید ربانی املشی و شهید قدوسی را نیز می توان علاوه بر شهید حاج سید اسد الله لاجوردی نام برد.

سخن سوم:

از روزنامه «جمهوری اسلامی»14/6/1360- خطبه‌ نماز جمعه «هاشمی رفسنجانی»:

... برنامه می‌ریزند، یكی را بكشند. یكی هم در كنار او بدنام كنند... اخیراً من شنیدم تلفنهایی به كار افتاده و افرادی و جریانهایی كه تحقیقاً ریشه‌اش در لیبرالیسم است و یا خود منافقین است شخصیت بسیار معتبر این جمهوری، آقای «بهزاد نبوی» را دارند زیر علامت سؤال قرار می‌دهند و این ترور دوم است. (ص559)

از كتاب «پس از بحران» - خاطرات «هاشمی‌رفسنجانی»:

... یكشنبه 7 تیر [1361]... شب آقای «صبوری» از گروه پیگیری پرونده انفجار نخست‌وزیری و جنایت («مسعود) كشمیری» آمد و اطلاعات زیادی راجع به «كشمیری» و همكاران او داد. یك سازمان انقلابی را زیر سؤال برده بود كه باید تحقیق كنیم. مطلب مهمی است. [توضیحات پاورقی مربوطه نیز چنین است:] اشاره به نقش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و شخص آقای «بهزاد نبوی» و «خسرو تهرانی» كه تاكنون صحت یا سقم آن به اثبات نرسیده است...

خسرو تهرانی ، از چهره های معروف امنیتی و مشاوران خاتمی که در زمان بررسی پرونده ترور توسط مراجع قضایی بازداشت شد.


از جلد دوم كتاب «مجموعه آثار یادگار امام [ره]» - خاطره حاج «سید احمد خمینی»(7/7/1371):

... «كشمیری»  بنا بود یك چمدان مواد منفجره را بیاورد و در كنار «حضرت امام» بگذارد . . .

 

ادامه مطلب . . .




( تعداد کل صفحات: 13 )

[ ... ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ 11 ] [ ... ]