تبلیغات
خاکریز

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


دوشنبه 31 اردیبهشت 1386

خواب دیدم پیغمبر لب های من را بوسیدند!



ببینید لب های من داغ است
خانواده ایشان وقتی بیست سال پیش تشریف آوردند منزل مافرمودند كه مرحوم آقای مطهری چند شب قبل از شهادت كه بیدارشدند برای نماز شب .من دیدم ایشان همیشه كه بیدار می شدند یك جوری آرام حركت می كردند كه ما از خواب بیدار نشویم،ولی آن شب من دیدم ایشان از خواب كه بیدار شدند پاهایشان را محكم بر زمین می گذاشتند. من بیدار شدم و گفتم چی شده.شما چرا امشب این جوری راه می روید؟ تا دیدند من بیدار شدم فورا آمدند و دست من را گرفتند و گذاشتند روی لبهایشان. گفتند ببینید لبهای من داغ است!؟.من دست گذاشتم دیدم لب هایشان داغ است.گفتند: خواب دیدم  الان پیغمبر لب های من را بوسیدند.خوب وقتی پیامبر لب های كسی را می بوسد خیلی معنا دارد، یعنی معلوم می شود.تمام روح آقای مطهری در آن لب هاست . در دفاع از اسلام است و این مسئله با تمام خلوص نیت انجام می گرفت..این بوسه باعث شده كه مرحوم مطهری تا دوران قیامت زنده بماند. (حجت الا سلام والمسلمین فاكر)

Smileyدر این شرایط احتیاج  به یك چنین كسی برای رادیو تلویزون وجود دارد!
روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی بودمن خیلی اوقات همراه ایشان بودم.از مدرسه علوی بر گشتیم منزل ؛دیدیم تلویزیون دارد دادگاه خسرو گل سرخی از روسای حزب توده را پخش می كند .ایشان خیلی ناراحت شدند و گفتند: چرا یك  چنین دادگاهی را كه در واقع نوعی تبلیغ كمونیست هاست تلویزیون دارد پخش می كند.همان جا تلفن را برداشتند و با قطب زاده كه مسئول رادیو تلویزیون بود صحبت كردند و او را خیلی شدید مورد اتهام قرار دادند  و سرش فریاد كشیدند كه این ها چیست كه تو پخش می كنی و اگر دوباره پخش كنی تو را از آنجا بر می داریم .خصوصا كه امام قطب زاده را مشروط به نظارت استاد مطهری در رادیو تلویزیون قرار داده بودند و ما از خود استاد وقتی سوال كردیم كه چرا ایشان را در آنجا قرار دادند ،ا یشان گفتند خوب این آدم لاتی است و الان در این شرایط احتیاج به یك چنین كسی برای رادیو تلویزون وجود دارد            (دكتر علی مطهری)

با همین نام كمیته ای هم باید مجازات بشود  
به ایشان خبر دادند كه كسی با نام كمیته ای تخلفی كرده و وارد منزل كسی شده و انجا تخلفی كرده و از این قبیل وقتی به ایشان خبر دادند ایشان گفتند كه بلافاصله باید او را دستگیر كنید و با همین نام كمیته ای هم باید مجازات بشود.این طور نیست كه اگر ما او را مجازات كنیم .باعث تضعیف انقلاب بشود . گفتند اتفاقا باعث تقویت انقلاب می شود .          (دكتر علی مطهری)

من تعجب می كنم از آقای خامنه ای!
مقارن پیروزی انقلاب،همان روزهایی كه كمیته استقبال از امام درست شده بودیكی از واحد های آن ،بخش تبلیغات كمیته استقبال بود كه رهبر معظم انقلاب مسئول آن قسمت بودند .ما بعدا از استاد  مطهری شنیدیم كه ایشان خودشان در واقع رئیس ستاد استقبال و مسئول این كمیته بودند .ایشان گفتند كه من تعجب می كنم از آقای خامنه ای كه چطور این مقدار با اخلاص هستند و هیچ به دنبال خودنمایی نیست كه بخواهد خودش را مطرح كند، خودش را نشان بدهد. من در جریان كمیته استقبال از امام بیشتر به تقوای ایشان پی بردم          (دكتر علی مطهری)

ما باید به مكتب خودمان اعتماد و اطمینان داشته باشیم
استاد اصرار داشتند روی این مطلب كه مبادا ما نسبت به مكتب خودمان احساس خود كم بینی داشته باشیم و فكر كنیم كه با اضافه كردن عناصری از مكاتب بیگانه به مكتب خودمان،باعث تكامل این مكتب می شویم و بنابراین یك مكتب التقاطی پیدا كنیم به نام اسلام كه به این وسیله معضلاتی را حل كنیم.
ایشان خیلی روی این نكته تاكید داشتند كه ما باید به مكتب خودمان اعتماد و اطمینان داشته باشیم
و ایمان داشته باشیم كه مكتب اسلام قادر است جهان را رهبری كند و قادر است با همه شرایط مختلف زمانی و مكانی سازگار باشد و همه موضوعات جدید را پاسخگو باشد  و هیچ نیازی به دیوزگی مكتب های بیگانه وجود ندارد .
خوب در آن دوره دیوزگی و التقاط بیش تر با مكتب ماركسیسم  انجام می شد . امروز شكل دیگزی این التقاط وجود دارد .مثلا فرض كنید افرادی هستند كه می خواهند دموكراسی غربی را بر ما تحمیل كنند. می خواهند مفهومی كه ما از حكومت مردمی داریم این را تطبیق بدهند بر همان دموكراسی غربی یا این كه آزادی را به همان مفهوم غربی تفسیر و تاویل بكنند .    (دكتر علی مطهری)


انها خوب می فهمند چگونه باید یك ملت را مطیع خودشان بسازند!
این جمله مشهور و جالبی است از استاد مطهری كه می فرمایند استعمار سیاسی و استعمار اقتصادی ، توفیق حاصل نمی كند. مگر آن كه در استعمار فرهنگی توفیق حاصل كرده باشد،همان طور كه شما امروز می بینید در عراق و افغانستان جزو اولین كارهایی كه امریكایی ها دارند انجام می دهند این است كه كتاب های درسی آنان را تغییر بدهند .بنابراین ،خود آن ها خوب می فهمند كه چگونه باید یك ملت را مطیع خودشان بسازند .در ایران  هم می بینید كه بیش ترین تلاش آن ها بر تهاجم فرهنگی است .جوان ها را به فكر خودشان، به مكتب خودشان، به فلسفه ی خودشان، به ادبیات خودشان بدبین كنند و در مقابل، به فرهنگ غربی خوش بین بكنند تا در نتیجه به راحتی اهداف آن ها را بپذیرد . (دكتر علی مطهری)

       
عامل نادیده گرفتن محبوبیت خود
فرض كنید كه گروهی پیدا می شود  به نام مجاهدین خلق ،گروه دیگری پیدا می شود به نام فرقان.خوب عده ی زیادی بودند كه می دیدند اینها چه می گویندولی ما می بینیم كه استاد مطهری در كنار امام ندای خطر سر می دهد.خوب این مساله دو زاویه دارد: یكی تشخیص،یعنی این كه انسان تشخیص بدهد كه اینها گروه منحرفی هستند. افراد بسیار عالم و باهوش هستند ولی می بینیم كه استاد مطهری نمی شوندچرا ،چون یك عامل دیگری باید باشد.آن عامل سوز درونی،عامل احساس مسئولیت  در مقابل آینده جوانها و اجتماع ،عامل نادیده گرفتن محبوبیت خود، این كه بگوید اگر من این را بگویم مثلا جایگاه  من در مقابل جوانان و دانشجویان پایین می آید .وقتی احساس می كرد اینجا تكلیف است و باید گفت.اینجاست كه كار خطرناكی است و كار هركسی نیست.عده ای از ترس این كه یك جوی علیه او بسازند ،او را احیانا تحقیر كننداصلا اظهار نظر نمی كند. (دكتر علی مطهری)


با فلسفه و عرفان اسلامی زندگی می كرد
من خیلی از افراد ی را دیدم كه بهترین بیان را در فلسفه دارند،ولی به هیچ وجه فیلسوفانه زندگی نمی كنند.بهترین بیان را در مباحث عرفان عملی دارند،ولی عرفان عملی ندارند .مرحوم شهید مطهری را آن طور كه من یافته بودم...این بزرگوار در مباحث اخلاق اسلام، عرفان اسلامی، با فلسفه و عرفان اسلامی زندگی می كرد...خوب یه عده ای خیلی خوب این ها را می گویند،منبر می روند ،...ولی با عرفان زندگی نمی كنند.(حجت الاسلام و المسلمین دكتر سید مصطفی محقق داماد)




چهارشنبه 29 فروردین 1386

«و هل اتیک حدیث موسی ؟درباره امام موسی صدر



>آقا موسی در اوایل سال 1347 و پیش از شروع به کار مجلس به نجف رفت و در یک نشست خصوصی چند ساعته با امام خمینی گفتگو کرد . از حاج آقا روح الله پرسیدند : « اگر حکومت پهلوی در ایران سرنگون شود و وحکومت اسلامی مستقر گردد، کسی را سراغ دارید که در راس حکومت بگذارید؟» امام خمینی گفت : «بله . همین آقا موسی صدر .»


«چه خبر از دوست عزیز ما؟» صدای آیت الله بهشتی بود. خبر را از رادیو شنید و با عجله با خواهر زاده ی موسی در آلمان تماس گرفت . گفت«بالاخره این برادر عزیز ما بر سرش آمدآن چیزی که نگرانش بودیم؟!»


حضور و محبوبیت امام در لبنان واکنش های مختلفی داشت . اقدامات اقتصادی او قدرت سرمایه داران لبنانی را سلب کرد .زعمای دینی (شیعه و سنی)با حضور امام دیده نمی شدند .جای سیاستمداران لبنانی با وجود او تنگ شد .مردم فقط پای صحبت او جمع می شدند و تنها حرف او را می شنیدند . با این حال «شارل حلو » رئیس جمهور لبنان در ماشین را برای امام موسی باز می کرد و کار دینال قفرانس کونیک (اسقف اعظم اتریش)می گفت : » عالی جناب ، من راجع به شما بسیار شنیده ام . من ایمان دارم که می توان تاریخ لبنان را به دو دوره تقسیم کرد : « دوران قبا از موسی صدر و دوران موسی صدر !»

او به کلیسا های لبنان می رفت و سخنرانی می کرد.«فواد شهاب« مسیحی (که فرمانده ارتش لبنان بود و زمانی هم رئیس جمهور لبنان شد ) گفت : «امام موسی اگر مسیحی بود ما او را به مقام قدیسی می رساندیم و مثل مسیح از او تبعیت می کردیم.»مسیحی ها می گفتند: «مسلمان ها لیاقت داشتن رهبری مثل امام موسی را ندارند.»آن ها می گفتند :«ا...فی السمائ و سماحه الامام صدر فی الارض!»جرج جرداق مسیحی هم گفته بود : «اگر روحانیون مسلمان ، اسلام را همچون امام صدر تبلیغ  می کردند اثری از مسیحیت و سایر ادیان باقی نمی ماند »

ساواک در پی اقدامات خود کتابی توسط شیعیان مخالف سید موسی صدر که در آن امام صدر عامل اجنبی و همکار مسیحیان در اقدام علیه شیعیان معرفی شده است .شاه در دستوری نوشته بود : «این کتاب این جا هم پخش شود »تبلیغات ساواک بر ضد امام موسی بسیار پر دامنه بود به طوری که گاهی دوستان نزدیک امام را نیز تحت تاثیر قرار می داد.آیت الله علی مشکینی می گوید« یکی از جهت های مهمی که بعد ها متوجه شدیم مظلومیت ایشان بود. بنده معتقدم که مظلومیت ایشان غیر از مظلومیت شهدایی است که ما داریم مثل سید محمد باقر صدر ، مرحوم آقای مطهری ، مرحوم آقای بهشتی ،مرحوم باهنر. مظلومیت ایشان بالاتر از مظلومیت ها آن ها بود .»

رئیس جمهور لبنان هر سال در ماه رمضان شخصیت ها ی برجسته مذهبی را به ضیافت افطار دعوت می کرد.امام نیز به عنوان رئیس مجلس شیعیان به مهمانی رفت. اهل سنت،موقع آفتاب افطار می کرد و شیعیان چند دقیقه ای بعد از غروب . این اختلاف ، آرامش ظیافت افطار را تهدید می کرد .آفتاب غروب کرد. امام موسی یک استکان چای برداشت. همه با تعجب به او خیره شدند. امام استکان را در یک دست گرفت و دست دیگرش را بالا برد و شروع کرد به دعا خواندن.دعا خواند و حاضران آمین گفتند . این کار را آن قدر ادامه داد که وقت افطار شیعیان شد . بعد لبخندی زد  گفت « اللهم لک صمت و علی رزقک افطرت و علیک توکلت » و استکان چای را سر کشید .                      



چهارشنبه 1 فروردین 1386

السلام علی خد التریب



السلام علی خد التریب
سلام بر گونه های خاک آلود

بهشت باید منتظر می ماند.
می گن برای یه عده از حاجی هایی که از «روزهای مقدس» توی فکه ،چزابه و اینجور «مکان های مقدس» به نشانه و یادگار باقی مانده اند "بوی کباب" یه حس و حال متفاوت از ما برایشون ایجاد می کند.
گویا! این "بوی کباب" ما!  اونها رو یاد یه چیزی یا کسی به نام (پل انسانی)! می انداخت .
خودشون می گن که این  (همون پل انسانی) یعنی این که چند  تا بچه ی بسیجی برند و خودشان را تکه تکه کنند یا در واقع چند  تا بچه ی بسیجی برند و مین های موانعی که وسط عملیات راه رو بسته بودند  رو تکه تکه کنند.یا به هر حال یه همچین چیزی!
می گن که عده ی زیادی از بچه ها که از دعوای انتخاب شدن برای پل انسانی موفق فارغ می شدند و بعد دل به دریا می زدند! همون لحظه های اول پیش خدا می رفتند! ولی یه عده ای نه! بهشت برای آنها باید کمی انتظار می کشید.
این چند لحظه ی دنیایی !
حتما برای یه عده  از بچه های پل انسانی  که زنده بودند باید درد لغت ریزی به نظرشان می آمد. اون طوری که میگن باید پل انسانیا خیلی خیلی خاکی تر از بقیه می بودند . چرا ؟ چون خاک برای پر کردن دهانی که برای «این چند لحظه ی دنیایی !» باید ساکت می ماند تا عملیات لو نرود خفت ترین! چیز در دسترس بود، اونها هم اونا از دست نمی دادند.
اما مسلما برای از بین بردن «بو» تو اون  هیر و ویری  خاک به درد نمی خورد. برادراشون که نمی تونستند دست از کار بکشند و به فکر  بوی گوشت سوخته ی برادران خاک بر دهن! خودشون باشند.!!!چاره ای نبود پل انسانی ها باید می سوختند و می ساختند!
تموم شد به همین سادگی! خوب طبیعیه که این (حاجی) هایی که تو فضای تاریک و  پر ازعطر!گوشت سوخته ی بچه ها! مجبور بودند پا به جسم های نیم سوخته شان بگذارند و اونها رو تنها رها کند! حتی سالها بعد هم به «بوی کباب» حساس باشند!!! 




یکشنبه 10 دی 1385

فریادی از صحرای منا




در یافت کنید . . .   

( اندازه کلیپ ۷۸۷ کیلو بایت)

راهنمای دانلود : بروی عکس یا جمله ؛دریافت کنید . . . ؛ کلیک راست کنید و سپس گزینه ی  Save Target Az . . . را انتخاب کنید.

با تشکر از پایگاه اطلاع رسانی رجا نیوز (http://www.rajanews.com/)به خاطر قرار دادن کلیپ در سایت (http://www.rajanews.com/News/?4692)و تشکر از دوستانی که اظهار لطف کردن.

در ضمن برای دانلود  به قول دوستان در صورت پریدن پرشین گیگ از لینک رجا نیوز(http://www.rajaanews.com/hajj/Faryadi%20Az%20mena.mp3)یا از لینک کمکی غیر مستقیم هم می تونید استفاده کنید.

متن پیاده شده ی کلیپ صوتی فریادی از مناء:

{موسیقی}


(سخنرانی مقام معظم رهبری ) : نگذاریم روح انقلاب در جامعه منزوی بشود و فرزند انقلاب منزوی بشود. به عده ای اشتباه گرفتند مسائل را. {تکرار} یه عده ای اشتباه گرفتند مسائل را.

موسیقی}:
(سخنرانی مقام معظم رهبری ) : یه عده ای سازندگی را اشتباه گرفتند با مادی گرایی.
 سازندگی چیزیست مادیگری چیز دیگری است.
سازندگی یعنی کشور آباد بشود . طبقات محروم به نوایی برسند.


{موسیقی}:{ موسیقی متن سریال امام علی (ع)}

(سخنرانی مقام معظم رهبری ) : سازندگی اون کاری بود که علی بن ابیطالب (ع) داشت که حتی در دوران خلافت هم که حالا من اینو تردید دارم تا قبل از خلافت که قطعی است . با دست خودش اون بزرگوار نخلستان آباد می کرد ،زمین احیا می کرد، درخت می کاشت، چاه می کند ، آب جاری می کرد.
این سازندگی است.
دنیا طلبی و ماده طلبی اون کاری است که عبید الله زیاد و یزید می کردند اونا کی چیزی رو به وجود می آوردند  و می ساختند ،اونا فانی می کردند، اونا می خوردند،اونها تجملات زیاد می کردند .
این دوتا را با هم اشتباه نباید کرد.
امروز یه عده ای خودشون را غرق در پول و دنیا و ماده پرستی می کنند 

 به اسم سازندگی ،این سازندگی است؟

{موسیقی}


مصاحبه گر: حالتون خوبه حاج خانم ! خوب هستید! بفرمایید در خدمت باشیم!
زن: خوش امدید ، بفرمایید.
زن : من لباس فروش می کنم . همسایه کمک می کنه . یه همسایه یه کیلو مثلا برنج میده . من لباس فروش می کنم. . .
 . .  . مصاحبه گر : صبح وقتی بلند شدی مامان چی داد بهت خوردی؟
دختر بچه : .. پنیر
مصاحبه گر: پنیر خوردی ، نهار چی خوردی؟
دختر بچه : پنیر
مصاحبه گر: دیشب یادته شام چی خوردی؟ دیشب که هوا تاریک شده بود شب شده بود مثل الان می خواستی بخوابی چی خوردی؟
دختر: .... هیچی
مصاحبه گر: هیچی نخوردی ! گوشنت بود!
دختر : بله
مصاحبه گر: به مامان هم گفتی گشنته؟ ...آره ...چی گفت مامان؟
دختر : گفت بخواب.
(تکرار) : گفت بخواب.
(موسیقی متن) (تکرار): گفت بخواب.



جمعه 17 آذر 1385

ما موجیم که آسودگی ما عدم ماست



--



( تعداد کل صفحات: 13 )

[ ... ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ ... ]