تبلیغات
خاکریز

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب


پنجشنبه 25 فروردین 1390

نیروهاى مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند...



 

حرف اول:این آینده قطعی شماست

من به شما و همه جوانان عرض مى‏كنم كه وعده خدا را باور كنید.

وعده الهى این است كه اگر اهل حق پاى حقّ خودشان بایستند، حق پیروز خواهد شد.


اگر سختگیرى كنند، آنها ضرر مى‏كنند. اگر فشار وارد بیاورند، آنها ضرر مى‏كنند. اگر حمله كنند، آنها ضرر مى‏كنند؛ چون جوهر ایستادگى و مقاومت در یك ملت، جوهر نفیس و گرانقدرى است. با همین جوهر است كه ملت ایران به فضل پروردگار، با هدایت الهى، با كمكهاى معنوى غیبى و با ادعیّه زاكیّه و هدایتهاى معنوى ولى‏اللَّه‏الاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدّن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند كند و كاخ با عظمت تمدّن اسلامى را برافراشته نماید.

این، آینده قطعى شماست.

جوانان، خودشان را براى این حركت عظیم آماده كنند.

 نیروهاى مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند.


بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار ایثارگران، در سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامى‏
29/5/1376


حرف دوم:در مبارزات اسلامی،تبیین خیلی اهیمت دارد.

من این را به شما جوانانى كه احساس مسئولیت میكنید، توى پرانتز عرض میكنم كه تبیین خیلى اهمیت دارد. در مبارزات اسلامى، در همه حال تبیین - بیان واقعیت و رساندن واقعیت؛ تبلیغ، بلاغ - خیلى اهمیت دارد و این را نباید از دست داد؛ ... روش اسلامى تبیین است و همین تبیین‏ها موجب شد كه انقلاب اسلامى بر بسیارى از این پیش‏زمینه‏هاى تاریخى و تربیتهاى غلط فائق بیاید و فائق آمد.


بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى شیراز

14/2/1387

حرف سوم:باید این مفاد برای مردم بیان شود.

 اگر همه ما عاشورایى باشیم، حركت دنیا به سمت صلاح، سریع، و زمینه ظهور ولى مطلقِ حق، فراهم خواهد شد. باید این مفاد براى مردم بیان شود. فراموش نكنید كه هدف امام حسین بیان شود.

بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار روحانیون و وعاّظ، در آستانه ماه محرم‏
3/3/1374

حرف آخر:سرباز در غیبت.

پروردگارا! ما را مشمول توجّهات و ادعیّه زاكیّه وجود مقدّس ولىّ‏عصر ارواحنا فداه، قرار بده. ما را، در ظهور و غیبتش، از سربازان حضرتش قرار بده.


بیانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران‏

14/3/1372



شنبه 25 دی 1389

تا یادی از شهدای گمنام باشد...



تا یادی باشد از شهدای گمنام 

  • کجایند مردان بی ادعا

بسمه تعالی

ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

در مجالس ترحیم و سر قبرم اسمم را ننویسید،عکسم را نزنید

فقط همراه با آیه ای آرم سپاه را رسم کنیدتا یادی از شهدای گمنام باشد.      «وصیت نامه شهید»

 

  • کهف گمنامی

سر قبرش همین جملات را نوشته بودند با تابلویی که بجای عکس شهید،آرم سپاه در آن خودنمائی می کرد. روی قبر مطهرش هم در کنار آرم سپاه نوشته بود:محل شهادت:نقده،تاریخ شهادت:22فردوردین ماه66،فقط همین.

یاد آوینی بخیر آنجا که می گوید:

«تقدیر حقیقی جهان در کف مردانی است که پروای نام ندارند. آنان از گمنامی خویش کهفی ساخته‌اند و در آن پناه گرفته‌اند.کهفی که آنان را از تطاول دهر مصون خواهد داشت. اصحاب کهف خود را از تعلقات رهانده اند و اینچنین، ننگ تعلقات نیز دامان آنان را رها کرده است.»

آری،آوینی خوب فهمیده بود که «تاریخ سازان آینده انسان همه گمنامند.»اوکه سال ها گمنامانه و غریبانه فتح را برایمان روایت کرده بود خوب می دانست که:«گمنامی برای شهرت پرستها دردآور است اگرنه، همه اجرها در گمنامی است.».

حتما آوینی اکنون،بعد از شروع مسافرت آسمانی اش از قرارگاه عشق فکه،بخوبی می دید که:«(شهدا و رزم آوران دلاور) اگرچه در زمین گمنام هستند، اما در آسمان، در بلندترین معارج جبروتی، میان عرش‌نشینان کسی از ایشان مشهورتر نیست و آنچنان که در احادیث گفته‌اند شأنشان شأن انبیاست.»

  • امان از زمان آخر:

و اما اکنون کاش بخوبی دریابیم رمز چنین گمنامی در قیام لله و برای انجام کار خداست،کاش بخوبی این سخن اماممان را آویزه گوشمان قرار دهیم،کاش...:

اگر انسان براى شهوات نفسانیه قیام بكند ، و براى خدا نباشد ، این كارش ،، به‏جایى نمى‏رسد این كارش، بالاخره فشل مى‏شود .چیزى كه براى خدا نیست ، دوام نمى‏تواند داشته باشد .    حضرت امام خمینی (ره)

تا یادی از شهیدان گمنام باشد
 

.کاغذ دیواری از قبر شهید در اندازه wide.

.کاغذ دیواری از قبر شهید در اندازه معمولی

+عکسی دیگری از قبر شهید



پنجشنبه 27 آبان 1389

در صحنه بمانید...



 

  • می خواستند ایران را تسخیر کنند...

در میدان سیاسى، فتنه‌ى سال 88 را جوانهاى ما خواباندند. بیش از عوامل گوناگون دیگر، جوانهاى ما، همین شما دانش‌آموزها، همین شما دانشجوها نقش داشتید؛ والّا فتنه، فتنه‌ى بزرگى بود.

من به شما عرض كنم؛ چند سالى كه بگذرد، آن وقت قلمهاى بسته شده‌ى آگاهان بین‌المللى روان خواهد شد، باز خواهد شد، خواهند نوشت. ممكن است من آن روز نباشم، اما شماها هستید؛ خواهید شنید، خواهید خواند كه چه توطئه‌ى بزرگى پشت فتنه‌ى سال 88 بود. این فتنه خیلى چیز مهمى بود، قصدشان خیلى قصد عجیب و غریبى بود؛ در واقع میخواستند ایران را تسخیر كنند.

ینهائى كه عامل فتنه بودند - توى خیابان، یا بعضى از سخنگویانشان - اغلب ندانسته وارد این میدان شده بودند؛ اما دستهائى اینها را هدایت میكرد، نمیفهمیدند. حالا این كه چطور بعضى‌ها وارد این میدان شدند، چطور ندانسته به دشمن كمك كردند، خودش تحلیلهاى دقیق روانشناختى دارد؛ اما واقعیت قضیه این است كه عرض كردم. این مسئله خیلى كار بزرگى بود؛ این كار را شما جوانها به سامان رساندید.

  • توى صحنه بمانید عزیزان من

توى صحنه بمانید عزیزان من! كشور مال شماست. این قله‌هائى كه قبلاً گفتم، متعلق به شماست. در دورانى كه شما به كمال سنى رسیدید، ان‌شاءاللَّه این قله‌ها را خواهید دید و براى ملت خودتان افتخار خواهید آفرید. البته هیچ حركتى هرگز تمام شدنى نیست. حركت به سمت قله‌ها همچنان ادامه دارد و هیچ وقت متوقف نمیشود. مهم این است كه یك ملت یاد بگیرد، عادت كند و براى حركت به سمت كمال و تعالى، عزم راسخ كند. این عزم نبایستى هیچ وقت سستى پیدا كند.

«منتخبی از بیانات امام خامنه ای در دیدار با دانش آموزان 12آبان ماه 1389»

دریافت کنید: کلیپ این بخش از بیانات معظم له با اندازه 533کیلوبایت



پنجشنبه 14 مرداد 1389

زمان،زمان امتحانهاست!



حرف اول:

امام خمینی:"پنجاه سال عبادت كرده اید و خدا قبول كند، یك روز هم یكی از این وصیتنامه‏ها را بگیرید و مطالعه كنید و تفكر كنید"

حرف دوم:

از وصیتنامه شهید مهدی قربانی از شهدای شلمچه:

اگر بنده شهید شدم روی قبرم نام بسیجی را بنویسید.

چون به بسیجی ها خیلی علاقه دارم.

زمان ،زمان امتحانهاست.

زمان،زمان گلچین شدنهاست.

و خلاصه زمانها و دقایق،لحظاتی هستند که می شود به آنها قسم خورد.

حرف آخر:

پیامی برای دیروز،امروز و فردای ما.

همین.

 



جمعه 18 تیر 1389

رسول می ماند و تنهایی!



رسول می ماند و تنهایی...برگزیده از متاب نامه های بلوغ استاد صفائی حائری 

حرف اول این که سلام،برای این روزها قسمتی از یکی از نامه های کتاب نامه های بلوغ استاد صفائی حائری را برایتان می آورم،نامه ای که استاد در آن می کوشد تا بگویدچرا «پس از عزت ها و گذشت ها،ذلیل و زمین گیر می شویم و از دین دست بر می داریم و به هدف پشت می کنیم و از راه چشم می پوشیم و اگر استقامت کنیم،به زندگی آزاد و راحت باز می گردیم و از دین و هدف و راه و رفتن، حتی حرفی هم نمی زنیم.»قسمتی از نامه ای که در آن از غربت های رسول سخن می گوید:

من مدت هاست که به دو غربت رسول خدا فکر می کنم،

یکی آن جا که همراه خدیجه و علی،در کوچه های گرم مکه قدم می زد و خاشاک راه و اهانت بام و هجوم تمسخر بچه های مکه را زیر پا می گذاشت و به فکر دل های طالب و تسلیم های آگاهی بود، که در میان مرده ها و کورها و کرهای فراری نهفته بودند و امانت رسالت او را، به دوش جان می گرفتند و تا دورها می بردند.

و دیگر ،آن جا که در بستر وفات،در حجره ی مدینه افتاده بود.باز هم همراه علی و این بار فاطمه  می خواست تا هدایت نسل های بعد را تضمین کند و آن ها را با کتاب و عترت هم پیمان سازد،که فریاد برداشتند و نگذاشتند و رسول روی برگرفت و تنها،در میان گلوگاه و سینه علی جان داد.

این غربت دوم،غربت سنگینی است.

پس از سالها تلاش و رنج و کاشتن در کویر و شکفتن گل های عشق و اگاهی و عمل،اکنون رسول می نگرد که یاران اودر خاک های مدینه،در همین کناره های بدر و احد و خیبرو آن دورترها و دورترها آرمیده اند و تمامی رسالت او را جز علی برادر او و جز فاطمه کوثر او کسی برنمی دارد. واز یاران ،حتی ابوذر و سلمان هم ساعت و ساعت هایی گرفتار می شوندو تنها مقداد می ماند.


راستی که،چه غربت سختی است!

دوستان را یا مرگ می گیرد و شهادت می برد

و یا فتنه ها و شبهات و شهوات و بدعت ها زمین گیر می نماید

و مشکلات و مصیبت ها از پای می اندازد

و رسول می ماند و غربت غریب تنهایی و نه تنهایی،

 که یاران برگشته اند و مرتد شده اند

و به تعبیر خدا:«انقلبتم علی اعقابکم...»(آل عمران،144)

برگذشته های بازگشته اند

و از راه رفتن دست کشیده اند...             «نامه های بلوغ؛صفائی حائری،ص 147»




( تعداد کل صفحات: 13 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]